دست نامرئی مثل نیروی الکترومغناطیس موجود در کره زمین است. آنچه به مثابه نیروی گرانش می توان در نظر گرفت، سیاست پولی و ابزار اقتصاد کلان است. چه تفاوت معنایی را می توان برای دو نیروی الکترومغناطیسی و نیروی گرانش در نظر گرفت؟ اگر از بالای کره زمین به کره زمین نگاه شود ؛ بین ۴ نیروی کشف شده توسط علم فیزیک، نیروی گرانش جلب توجه می کند. نیروی گرانشی که اگر نبود کرات و سیارات در جایی که هستند باقی نمی ماندند.
اقتصاد کلان به مثابه همان نگاه به بالا از کره زمین است. اقتصاد کلان از بالا به اقتصاد نگاه می کند. اگر قرار است زمانی که انسان از بالا به کره زمین نگاه می کند، ارزش یک نیرو را بیشتر متوجه شود؛ در علم اقتصاد نیز باید زمانی که از بالا به این علم نگاه می شود؛ ارزش یک نیرو (یک هدایت کننده) بیشتر فهمیده شود.
وقتی اقتصاد در غالب دست نامرئی معرفی می شود؛ یعنی تصور می شود که اقتصاد همان است که دیده می شود. اقتصاد خرد به مثابه نیروی الکترومغناطیس در کره زمین است. نیروی گرانش به مثابه اقتصاد کلان است. نیروی گرانش نیروی است که غرق در آن هستیم و ارزش واقعی آن وقتی از بالای کره زمین به کره زمین نگاه می شود؛ قابل درک است.
کسانی که اقتصاد خرد را مقدم بر اقتصاد کلان کرده اند یا مقدم بر اقتصاد کلان می دانند؛ همان هایی هستند که تعریف دست نامرئی برای اقتصاد را قبول دارند. این ها همان هایی هستند که قانون بازار را مکفی علم اقتصاد می دانندو خواسته یا خواسته بر اساس تعصب یا هر چیز دیگر، نظریه های کلان اقتصادی را به گونه ای تفسیر کردند که واقعا هر خواننده به این نتیجه برسد اگر هم قانون بازار مکفی تعریف علم اقتصاد نباشد؛ ابزار های کلان اقتصادی هم نفع رسان نیستند!
سوال این است: مصداق نیروی گرانش در فیزیک، در علم اقتصاد چیست؟
اقتصاد کلان و ابزارهای اقتصاد کلان جواب به سوال فوق است چرا که اقتصاد کلان محصول نگاه به اقتصاد از بالا است. حال سوال این است که این ابزار باید منفعل در مقابل اقتصاد خرد باشند؟ آیا نیروی گرانش منعفل از نیروی الکترومغناطیس در کره زمین است؟ وقتی از بالا به کره زمین نگاه می شود معلوم می شود اول باید نیروی گرانشی باشد تا بقیه باشد. بر این اساس سازنده علم اقتصاد، اقتصاد کلان است و نمی توان اقتصاد خرد را مقدم بر اقتصاد کلان کرد و نمی توان به دست نامرئی اکتفا کرد و قانون بازار را مکفی دانست.
قبلا گفته شد که معادل نیروی گرانش نیروی مقابل با همین نیرو وجود دارد که ما حصل آن آنچیزی می شود که کرات و سیارات را در جایگاه های خود قرار داده است.
از این زاویه که نیروی مخالف با هر نیرو،تکمیل کننده هدف ها می شود نیز گفته شد مکفی دانستن قانون بازار و معرفی تنها یک نیرو نادرستی نظریه های اقتصاد متعارف بر مبنای ادعای تجربی بودن این علم بود.
سوال دیگر این است که از این زاویه که اکنون بیان شد (نیروی مخالف با هر نیرو،تکمیل کننده هدف ها می شود) آیا نیاز است که خلاف نیروی سیاست پولی به عنوان ابزار اقتصاد کلان برای تکمیل این سیاست برای رسیدن به اهداف در نظر گرفت یا خیر؟
یک نیروی مخالف با سیاست پولی از همان جنس (اقتصاد کلان)؟ نظارات بر اجرای درست این ابزار را می توان نیروی مخالف با سیاست پولی(ابزار جدید سیاست پولی) در نظر گرفت؟
کاربردهای نیروی الکترومغناطیس در کره زمین زمانی معنا دارد که به نیروی گرانش توجه شود. استعداد افراد زمانی به درستی مشخص می شود که حمایت مالی پایدار و بلاعوض باشد. اقتصاد کلان حکم ایجاد اقتصاد را دارد همان طور که نیروی گرانش حکم امکان ایجاد زندگی در کره زمین را دارد. نیروی مخالف با حمایت مالی بلاعوض و پایدار نیز نظارت است که حمایت مالی پایدار بلاعوض را به هدف خود می رساند. کسانی که اقتصاد را با انسان شناسی و دیدن رفتار های انسان ها تعریف کرده اند نمی توانند سازنده اقتصاد باشند. برای ساختن اقتصاد باید از بالا به اقتصاد نگاه شود و نباید با یک نظریه که اقتصاد کلان را مقدم بر اقتصاد خرد نمی کند یک کشور را از دست یافتن به اقتصاد محروم کرد. ضمناً فیزیک می گوید نیروی مخالف هر نیرو عامل شکل گیری فیزیک شده است. برای قانون بازار نیز باید نیروی مخالف تعریف کرد(؟) و برای همان نیروی مخالف قانون بازار نیز باید نیرویی مخالف تعریف کرد تا همان گونه که فیزیک ساخته شد؛ اقتصاد نیز ساخته شود(؟) حمایت مالی پایدار بلاعوض در اختیار تولید کنندگان است و علاوه بر آن که تولید کنندگان تکنولوژی از آن بهره مند می شوند تولید کنندگان محصولات نهایی نیز بهره مند می شوند. این حمایت علاوه بر آنکه تورم ندارد و ارتباطی با قانون بازار (نظریه تورم پولی) و نظریه فشار هزینه پیدا نمی کند؛ می تواند مخالف با قانون بازار نیز عمل کند به این صورت که قدرت گذاران قیمتی تمایل به افزایش قیمت از طریق قانون بازار را داشته باشند ولی به این علت که تکنولوژی پتانسیل باقی ماندن مازاد تقاضا را می گیرد؛ از این امر صرف نظر کنند.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026