برای هر گزاره ای، گزاره ای پایه وجود دارد. به طور مثال زیست برای پزشکی، فیزیک برای رشته های مهندسی حکم علوم پایه دارد. سیاست گذاری اقتصادی نیز بر پایه نظریه های علم اقتصاد واقع شده است. اگر تمرکز در نظریه های اقتصادی انجام نشود؛ کارشناسان اقتصادی در حیطه سیاست گذاری عملیات بازار باز را بهشت و انتهای سیاست گذاری های یک دولت یا سیاست معرفی خواهند کرد. اگر عمیقاً نظریه ها مورد توجه و شناخت قرار میگرفت این درک حاصل میشد که اقتصاد و سیاست گذاری های آن آنقدر پیچیده نیست و مساله، اصلاح ماهیت است نه محدود کردن سیاست پولی در مصادیق ای که در سیاست گذاری های اقتصاد معرفی شده است.
در نظریه های علم اقتصاد، مصداق سیاست پولی با آنچه در سیاست گذاری های اقتصادی باب شده است متفاوت است. اگر کلاسیک های جدید سیاست پولی را هم ردیف با افزایش نقدینگی جامعه قرار داده اند منظور آنها سیاست پولی بلاعوض یا چاپ پول بلاعوض بوده است چرا که سیاست عملیات بازار باز یا تغییر نرخ ذخیره قانونی موجب افزایش نقدینگی بانک ها میشود نه موجب افزایش نقدینگی جامعه.
اگر نظریه های علم اقتصاد نیز مورد بررسی قرار بگیرد ایرادات آن معلوم میشود. ایراداتی که میشود در قالب ایرادات درون ماهیتی اقتصاد کلان، درون ماهیتی نظریه تورم پولی، برون ماهیتی نظریه تورم پولی و اقتصاد کلان، بیان شود. این انتقادات سبب میشود که افزایش پایه پولی بتواند یک سیاست ترسناک تلقی نشود و از آن به عنوان پایه اصلی اقتصاد بر اساس خلق مصادیق مختلف حمایت به صورت عرضه سیاست پولی در ماهیت بلاعوض و پایدار استفاده کرد. این سیاست میتواند موجب گردش تحقیق و توسعه تجربی افزایش درآمد سرانه و تاثیر گذاری های مثبت در کنترل متغیر های اسمی شود.
#مساله اصلاح ماهیت سیاست پولی است
#سیاست پولی بلاعوض و پایدار در مصادیق مختلف
#حمایت جایگزین قانون بازار
Wednesday, 28 January , 2026