کامنت نیوز: مجبور هستیم با این عنوان متعدد بنویسیم تا شاید مساله ساده تر بیان شود. میخواهیم اقتصاد ساده تر بیان کنیم. شما یک زمین کشاروزی دارید اگر یک نفر همسایه شما محصولی مانند بذر دامی را کاشت و بعد از چند ماه او را دیدید و او گفت من از کاشت خود راضی بودم و توانستم به سودی برسم شما چه خواهید کرد؟ شما هم همسایه او هستند و آن کاری که او انجام داده است را انجام میدهید چون همسایه خود را در انجام کاری که انجام داده است موفق دیده اید. حال فرض کنید همان همسایه در سال بعد محصول دیگر مانند گوجه تصمیم به تولید گرفت! و شما بعد از چند ماه از او میپرسید این فعالیت تان چگونه بود و او پاسخ دهد تولید گوجه برای من بیشتر منفعت داشت چرا که من از دولت توانستم در ازای چند کار به صورت مستقیم و پایدار این میزان دریافتی برای هر کدام از کار هایی که انجام داده ام دریافت کنم. شما خواهید پرسید چطور؟ و بگوید من در ازای کشاورز بودنم این میزان حمایت مستمر بلاعوض دریافت کرده و در ازای فعالیت تبدیلی خود (تبدیل گوجه به سس گوجه فرنگی) این میزان حمایت مستمر بلاعوض دریافت کردم و این در شرایطی بود که فروش محصول خود یک مازاد سود دیگری بود که دولت برای من ایجاد کرده بود و من بدون نگرانی از میزان فروش با وضع قیمتگذاری حمایتی بر محصول، درآمدهای دیگر هم کسب کردم... اقتصاد همین است همین فرایند به سادگی این همان اقتصاد است. اقتصاد یک مفهوم ای مبتنی بر انتظارات مثبت است و باید این انتظارات شکل بگیرد و گرنه اقتصاد منطبق بر قانون عرضه و تقاضا می شود یعنی آن کشاورز تولید کننده گوجه مجبور به قیمت گذاری بالا برای گذران زندگی|، مشتری مجبور به خرید کم به علت بی پولی قرار میگیرد همسایه کناری نیز ترغیب به تولید نمیشود و به فروش زمین اقدام میکند. آیا همه کشورهایی که انتظارات مثبت از طریق سیاست گذاری های درست حمایتی انجام نمی دهند با مصادیق یکسان مواجه میشوند؟ دربرخی کشورها علت عدم انجام سیاست گذاری درست حمایتی وجود ساختار مافیای سرمایه داری است. برخی دیگر از کشورها به علت نقص علم اقتصاد کلان در نادرستی نظریه های توسعه قرار گرفته اند و این سبب عدم اجرای سیاست گذاری درست حمایتی آنها شده است. پیامد ها در اولی معمولا بیشتر از اینکه خودش را در کمیابی کالا قرار دهد در تورم و گرانی نشان میدهد و در دومی برعکس است یعنی بیشتر از آنکه در تورم و گرانی خود را نشان دهد در کمیابی نشان میدهد. در شرایط دومی مافیای واردات وجود ندارد که به محض کاهش سهم بخش خصوصی مردمی به صورت جایگزین عمل کند و یا آنقدر واردات کند که به صورت جایگزین با بخش خصوصی مردمی عمل شود. بنابراین انتظارات منفی در کشورهایی که مافیای سرمایه داری سیاسی دارند بیشتر در تورم و عدم تولید است و انتظارات منفی در شرایط اول بیشتر در کمیابی پس از بروز اولین بحران در اقتصاد است. به هر حال همه چیز تابع انتظارات است کشورهایی که از تحریم خارجی برای پوشش سیاست گذاری های تورمی داخلی خود استفاده میکنند نگرانی مردم از تحریم را کاهش میدهد چون مدام در تلویزیون های خود از تحریم شنیده اند و کسانی که مدام در تلویزیون های خود این را نشنیده اند ممکن است واژگانی مانند تحریم یا کرونا نگرانی های اقتصادی آنها را بیشتر از تورم قرار دهد.
گزارش مرتبط:
ارتباط سیاست پولی با عقیم سازی قوانین عرضه و تقاضا
بیایید در مورد این که اقتصاد چیست صحبت کنیم؟!
Wednesday, 28 January , 2026