با محوریت واژه اقتصاد میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا همچنان در تعریف اقتصاد واژه کمیابی درج شده و یکی از محور های تعریف علم اقتصاد در نظر گرفته شده است؟ با محوریت واژه پویایی میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا تنها به حفظ معنای […]

با محوریت واژه اقتصاد میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا همچنان در تعریف اقتصاد واژه کمیابی درج شده و یکی از محور های تعریف علم اقتصاد در نظر گرفته شده است؟

با محوریت واژه پویایی میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا تنها به حفظ معنای درست پویایی همت شده و این واژه تنها در اضافه شدن یک زنجیره به فرایند نظری قبلی، مورد نقش آفرینی قرار گرفت(اولین پیامد افزایش تقاضا همچنان افزایش قیمت در نظر گرفته شده است. یعنی به پویایی فقط این اجازه داده شد که زنجیره افزایش تولید معلول افزایش قیمت را، به فرایندهای نظری قبلی اضافه کند. هر چند که در نهایت، نظریه تورم پولی، امید به افزایش تولید از طریق افزایش تقاضا را نیز از بین برد. این کار از طریق مشخص نشدن جایگاه واقعی سیاست پولی و تفسیر نادرست پیامد سیاست پولی ایجاد شد)؟

با محوریت واژه سیاست پولی میتوان این انتقادها را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا در مقام اجرا، مصادیق سیاست پولی محدود معرفی شده است و همچنین این انتقاد را بیان داشت که چرا جایگاه این واژه به درستی بیان نشده است وبه اشتباه پیامدهای نادرست به آن نیز نسبت داده شده است؟

پیامد سیاست پولی در چارچوب قانون بازار افزایش تولید است و قیمت بازتاب هزینه نهایی تولید است(در حالیکه اقتصاد کلان سمت و سوی خلاف این فرایند را طی کرد). بنابراین پیامد سیاست پولی حتی در چارچوب قانون بازار درست بیان نشده است که انتظار آن برود علم نظری اقتصاد با محوریت این واژه از تغییر چارچوب تحلیل اقتصاد با جایگزین کردن حمایت درست و پایدار به جای قانون بازار صحبت به عمل آورد.

برخی مشابه:

گفتمان نظری اقتصاد دیروز امروز فردا

اجازه داده نشد که مفهوم پویایی قلمرو نظری قانون بازار را به هم ریخته و از رد قوانین بازار سخن بگوید؛ حال چه به واسطه ارتباط برقرار کردن مفهوم پویایی با مفهوم سیاست پولی بلاعوض و چه به واسطه عدم ارتباط برقرار کردن مفهوم پویایی با تفسیر درست از مفهوم سیاست پولی (در واقع تفسیر سیاست پولی بر اساس همان قانون بازار، افزایش قیمت متناسب با افزایش هزینه نهایی تولید است که همراه با افزایش تولید رخ می دهد که اقتصاد کلان به درستی سیاست پولی را بر اساس همان قانون بازار، درست تفسیر نکرد چه برسد به آنکه با معرفی کردن سیاست پولی بلاعوض پایدار از جایگزین شدن حمایت به جای قانون بازار سخن بگوید).

اصلاحیه مورخ ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۱۴۰۱/۰۲/۱۴ در مورد ارتباط سیاست پولی و قانون بازار:

در واقع سیاست پولی مرتبط با قانون بازار نیست. قانون بازار قیمت گذاری بر اساس عرضه و تقاضا (قانون بازار) می باشد. در حالیکه سیاست پولی فرایند عرضه تقاضای خود را ایجاد می کند؛ است. بنابراین ذات سیاست پولی مرتبط با قانون بازار نیست. آیا سیاست پولی سیاست مداخله مثبت علیه قانون بازار است یا خیر؟ به نظر سیاست پولی می تواند علاوه بر تاثیر گذاری بر درآمد سرانه و قیمت گذاری حتی کمتر از حداقل هزینه نهایی تولید؛ در زمان ایجاد مازاد تقاضا، انگیزه استفاده از قانون بازار برای قیمت گذاران را سلب کند.