شاید این آخرین گزارش از گزارشات کامنت نیوز باشد. به این دلیل که پس از بررسی علت عدم همگرایی درآمد سرانه و سپس بررسی نظریه های تورم (هم در قالب نقد اقتصاد متعارف و هم در قالب نقد پژوهش های کشورهای توسعه یافته در پژوهش های خود)، هم در متغیرهای حقیقی و هم در متغیرهای […]
شاید این آخرین گزارش از گزارشات کامنت نیوز باشد. به این دلیل که پس از بررسی علت عدم همگرایی درآمد سرانه و سپس بررسی نظریه های تورم (هم در قالب نقد اقتصاد متعارف و هم در قالب نقد پژوهش های کشورهای توسعه یافته در پژوهش های خود)، هم در متغیرهای حقیقی و هم در متغیرهای اسمی صحبت شد.
در ایران علاقه مندان به حذف ربا کم نمی باشند. گفته شده تا زمانی که پشتوانه پول تولید نباشد امکان حذف ربا نیز نیست. این سخن نشان می دهد که تصور می شود سیاست پولی فعال، مرتبط با بازار محصول است. در حالیکه در نقد نظریه های تورم در قالب اقتصاد متعارف گفته شد که سیاست پولی فعال مرتبط با بازار محصول می باشد و دلیل این بود که در اقتصاد کلان از طریق کاهش نرخ بهره، سخن از افزایش تقاضای کل شد و فقط ! اشتباه آن بود که در بیان تقاضای کل، معرفی کلی صورت گرفت و آن تقاضای کل بازار محصول! در نظر گرفته شد. برای حذف ربا نیاز به فرصت و دادن زمان و وقت نیست بلکه از همین امروز حذف ربا امکان پذیر است چون نظریه تورم فشار تقاضا وجود ندارد و سیاست پولی در ماهیت ربا داده می شود که تورم وجود دارد؟ در واقع دلیل پایداری تغییرات متغیر غیر پولی، نظریه تورم فشار هزینه را ایجاد می کند. از این جا به بعد می توان روی نظریه های تورم اقتصاد متعارف حساب باز کرد: چه دلیل بر تورم فشار هزینه در یک کشور است( که همان دلیل تمایل دارد که تورم ساختاری را درهمین تورم فشار هزینه یا نظریه تورم فشار تقاضایی که وجود ندارد پنهان کند)؟ دلیل؛ وجود اراده سیاسی به این تورم است. تورم ساختاری اجازه می دهد که تورم فشار هزینه و یا حتی تورم فشار تقاضا، بهانه ای برای افزایش قیمت شود در حالی که تورم فشار هزینه ارادی است و نظریه تورم فشار تقاضا نیز وجود ندارد و از نقد و عیب نظریه های تورم اقتصاد متعارف اینجا استفاده می شود. برای حذف ربا ماهیت سیاست پولی باید اصلاح شود که این همان حذف ربا است. وقتی ماهیت یا مصداق سیاست پولی درست نیست و تورم نیز برقرار است (از روی عدم جهل نسبت به ایراد نظریه های تورم و اقتصاد کلان) در واقع با بهانه نظریه تورم فشار هزینه یا قانون بازار و نظریه تورم فشار تقاضا! افزایش می یابد. در مورد سیاست پولی، چیزی به نام نظریه تورم فشار تقاضا نداریم. یا ماهیت سیاست پولی نادرست است که اگر توام با اراده سیاسی برای اهداف اقتصادی باشد در کنار عدم ارتقاء درآمد سرانه، بهانه تولید تورم سالانه داریم ( که اگر ماهیت نادرست نباشد ولی توام با اراده سیاسی اهداف اقتصادی نباشد؛ تنها عدم ارتقاء درآمد سرانه داریم) یا ماهیت سیاست پولی درست است که ارتقاء درآمد سرانه داریم و تورم هم نداریم چون تورم فشار هزینه ارادی است و تورم فشار تقاضا نیز وجود ندارد.
ضمیمه ۱:
پرسش: چرا نقد نظریه تورم فشار تقاضا و به طبع نظریه تورم پولی همچنان باقی مانده است؟
پاسخ : وقتی تورم در کشورهای توسعه یافته نیست دلیل به بررسی مجدد نظریه های تورم نیست. انها عدم تورم خود را دلیل بر کنترل سیاست پولی می دانند (در حالیکه ممکن است سیاست پولی فعال به صورت پایدار و هر ساله و فزاینده تکرار می شود و چون در قالب حمایت مادی درست معرفی نمی شود کسی اطلاع ندارد).
به طور مثال پس از مدت ها مقاله ای هم که حول سیاست پولی منتشر می شود (اینجا)؛ دلیل زیر را برای نگارش خود بیان می کند: کاهش موفقیتآمیز تورم به سطوح پایین در بسیاری از کشورها این سوال را مطرح میکند که چگونه میتوان سیاستهای پولی و مالی را به بهترین نحو طراحی کرد تا خطر کاهش تورم را کاهش دهد و در صورت وقوع تورم، بازگشت سریع به ثبات قیمتها را تسهیل کند. تجربه اخیر کاهش تورم و نرخهای بهره کوتاهمدت نزدیک به صفر در ژاپن و معاشقه کوتاه با تورم و نرخهای بهره در حدود یک درصد در ایالات متحده منجر به تجدید تحقیقات در طراحی سیاستهای پولی شده است.
ضمیمه ۲:
درست است که نرخ بهره کشورها یک چیزی نزدیک به صفر درصد است و به طور مثال ۰٫۲۵ برای نرخ بهره بیان می شود؛
ولی همین وام های نزدیک به صفر درصد ( ۰٫۵ درصد)؛ سهم کم در کل حمایت مالی دارد(بیشتر حمایت ها بلاعوض است). به بیان دیگر با حذف ربا اصلاح ماهیت سیاست پولی کامل نمی شود و می توان حذف ربا را حداقل اصلاح ماهیت سیاست پولی دانست(و گفته هم شد که برای اصلاح ماهیت سیاست در هر سطح به طور مثال حذف ربا از همان حذف ربا باید شروع کرد چون تورم ارادی است چون نظریه تورم فشار تقاضا وجود ندارد و تاکنون نیز پشتوانه پول تولید بوده است – سیاست پولی به تولید کنندگان داده می شد – ولی چون به صورت وام به تولید کنندگان داده می شد و مهم تر این که اراده به تورم زایی بود؛ از بازگشت آن پول ها علاوه بر تورم سازی که بر اساس تورم فشار هزینه انجام گرفت؛ این بار با قانون بازار انجام می گرفت در شرایطی هم که بر قدرت مالی فاعل تورم ساختاری بودن اضافه می شد).
ضمیمه: گزارش تکمیلی (برای شناخت نظریه های تورم): آیا می توان با اصلاح تئوری نظریه های تورم، اقتصاد را تعریف کرد؟ اینجا
ضمیمه در تاریخ ۲۷ آذر ۱۴۰۱:
در ایران وقتی نرخ بهره را افزایش میدهند بهانه بالا بودن تورم می کنند. دقیقاً وقتی به بهانه قاچاق قیمت بنزین را افزایش میدهند و یا بخاطر افزایش صادرات از افزایش تقاضای ارز صحبت می کنند و یا بهانه افزایش نرخ ارز را کاهش فساد قرار می دهند. همه این دلایل برای افزایش هزینه های تولید ، بهانه است. تورم فشار هزینه درون زا ماهیت غیر ارادی ندارد چون در وابستگی پربیش دیدیم که افزایش نرخ ارز رخ نداد. {در ادامه ی اصلاح تئوری و نظریه های تورم اقتصاد متعارف؛ نظریه های تورم و علت تورم را می توان در دو نظریه نظریه فشار هزینه درون زا ارادی (ماهیت تورم فشار هزینه درون زا ارادی بودن آن است) و نظریه تورم فشار هزینه برون زا قابل جستجو قرار داد که البته موضوعیت تورم فشار هزینه برون زا را هم بخاطر پیامدهای دیگر حمایت درست، می توان از بین رفته دانست و در نظر نگرفت. برخی گزارش های مرتبط در مورد تورم فشار هزینه درون زا: چیزی به نام افزایش هزینه درون زای ارادی ناچاری نداریم!}.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026