کامنت نیوز: خیلی به زبان خودمانی صحبت کنیم. قوانین علم اقتصاد چیست؟ بیایید یک تولیدکننده یک فروشنده و یک مکان مبادله را در نظر بگیرد. در این مکان چگونه معامله انجام میشود؟ یک قیمتی وضع میشود و یک خرید و فروشی صورت میگیرد؟ حال اگر تولید کننده ها چند تا باشند قیمت توسط آن چهار نفر تعیین میشود و اگر این تولید کننده به قدری زیاد باشند که دیگر همدیگر را نتوانند پیدا کنند می گویند قیمت را بازار تعیین می کند؟! آیا به راستی قیمت را بازار تعیین می کند؟! چه شد وقتی در مقیاس بزرگتر از چند تولید کننده صحبت کردیم؟! بیایید مقیاس مشتری ها را نیز بزرگتر در نظر بگیریم اگر مقیاس مشتری ها هم زیاد باشد وقتی کمی علاقه به خرید یک جنس زیاد شد قیمت بالا برای آن جنس اعلام میشود یعنی وقتی بازار پر از مشتری باشد این احساس شگل گیرد برای این جنس تمایل به خرید است قیمت بالا برای آن جنس تعیین میشود. الان دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ قیمت ها چگونه شکل گرفت؟ قیمت ها به گونه ای شکل گرفت که در بازار امکان مبادله صورت گیرد به گونه ای که تولید کننده ها هم بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. آنها که در آن قیمت نمیتوانند در صورت خروج از بازار کمک به افزایش مقیاس فروش و حتی بالا بردن قیمت فروش دیگر تولید کنندگان را میکنند. لطفا این تصور نشود که اقتصاد همان که گفته شد است. تصور کنید دولت سیاستی برای افزایش نقدینگی در پیش می گیرید به صورت کلی قدرت جمعی برای خرید افزایش می یابد ولی این مساله باعث نمیشود که قیمت افزایش یابد وقتی بین چند کالای جانشین قتاضا برای یکی از آن کالا به علل مختلف افزایش پیدا کرد قانون بازار قیمت آنرا افزایش میدهد. برای همین است که در کشورهای فقیر و کم درآمد با آنکه تقاضا پایین است این تقاضای پایین جمعی قیمت ها را تغییر نمیدهد. بلکه رویه قیمت ها همیشه افزایشی است چون بالاخره تجمیع به خرید در یک کالا ممکن است بیشتر از کالاهای دیگر شود. آیا آنچه گفت اقتصاد بود؟ آنچه گفت میتواند اقتصاد باشد. آنچه گفته شد قانون بازار بود. این که کشورها بخواهند قانون بازار قانون اقتصادی آنها باشد تا ۱۹۵۰ انتخاب شده بود. از ۱۹۵۰ این که قانون بازار همان اقتصاد باشد انتخاب نشد. بیشتر توضیح دهید منظور شما چیست که از ۱۹۵۰ به بعد قانون بازار انتخاب نشد؟ بازار که بررسی نمی کند که مقدار تولید فلان سطح است و مقدار نقدینگی جامعه فلان سطح است که اگر فلان اختلاف سطح یا رشد این چنین باشد فلان افزایش قیمت را ایجاد کند.. افزایش نقدینگی جامعه اگر حمایتی باشد ولو این که اختلاف سطح و رشد نقدینگی از سطح و رشد تولید بیشتر باشد از این ناحیه تاثیری بر بازار گذاشته نمیشود. تاثیر این است که این افزایش نقدینگی که به صورت حمایتی انجام شده است تا چه حد درست تعریف شده و اجرا شده بود. از ۱۹۵۰ حمایت ها توام با افزایش نقدینگی برای تولید کنندگان کوچک مردمی انجام گرفت. این مساله سبب شود این افراد بیش از آنکه خود را متکی به دریافت درآمد از جامعه کنند خود را به آرامش در مسیر تولیدی خود ببینند و به فعالیت خود مشغول بلشند. این حمایت نه تنها قدرت خرید مردم را افزایش داد بلکه جایگزین قوانین بازار شد. ارتقاء درآمد سرانه شکل گرفت چون برای این حمایت ارتقاء سطح نقدینگی شکل گرفت. افزایش تورم ایجاد نشد چون به صورت درست تعریف و اجرا شد. اقتصاد را امثالی مثل فریدمن می گویند که همان قانون بازار است. ولی این مساله خیلی خطرناک است. در کشورهایی که مافیا حضور دارند انها وابسته به خرید و دریافت درامد از مردم نیستند. آنها با بالا کردن قیمت ها تمام تملک اقتصاد را در دست می گیرند. قانون بازار بسیار خطرناک است نه فقط به خاطر اینکه مرتب به دریافت درآمد از مردم تکیه دارد بلکه به این خاطر که برای نیاز هایی که بازار آنها را پاسخ نمیدهد درماندگی و عقب ماندگی ها ایجاد میکند. برگردیم به سوال اول اقتصاد چه بود؟ اقتصاد میتواند قانون بازار تعریف شود و میتواند قانون بازار تعریف نشود. کشورهایی که نمیخواهند اقتصاد را قانون بازار تعریف نکنند به نظر میرسد از زبان مافیا صحبت میکنند. آنهایی هم که مسیر حمایت را دنبال کرده اند امروز پس از نیم قرن توانستند به معرفی و اجرای درست آن برسند. وقتی فهمیده شد بین رشد و توسعه در صورتی که ابزار درست رشد فهمیده شود، تزاحمی نیست، وقتی فهمیده شد آنچه ارتقاء درآمد سرانه را ایجاد کرد بازده به مقیاس فزانیده دانش یا تکنولوژی نبوده است وقتی از نظریه پل رومر به صورت تجربی گذشته شد و به صورت تجربی ابزار درست حمایت فهمیده شد، در طیفی که یک سر آن قانون بازار بود و یک سر آن دیگر مجری برای اجرای قانون بازار نبود خود را به نقطه ای که دیگر مجری برای اجرای قانون بازار نبود نزدیک و نزدیک می کردند. نظریه کلان از افزایش دستمزد نیز صحبت میکند ولی مساله اصلی آنها افزایش تورم بود که افزایش دستمزد را معادل خود افزایش دهد. اولین پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید افزایش تولید است که میتواند با پیامد های خود اولین پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را هم تحت شعاع قرار دهد(سوای اینکه بازار نسبت به مقادیر نسبی هوشمند است و نسبت به افزایش سطح و نرخ اختلاف نقدینگی و تولید در بازار محصول هوشمند نیست – چرا که بازار بررسی نمی کند که مقدار تولید فلان سطح است و مقدار نقدینگی جامعه فلان سطح است که اگر فلان اختلاف سطح یا رشد این چنین باشد فلان افزایش قیمت را ایجاد کند-؛ هر چه به صورت کلی وضعیت فروش خوب باشد همان قانون بازار به صورت کاهش قیمت عمل میکند یعنی ارتباط سیاست پولی مرتبط با بازار محصول مستقل از اجرای سیاست پولی مرتبط با تولید، با افزایش قیمت آن هم بر اساس همان قوانین بازار محل بحث است). از سوی دیگر وقتی افزایش نقدینگی به صورت بلاعوض در اختیار تولید کنندگان قرار بگیرد(تعریف درست و اجرای درست سیاست گذاری حمایتی) افزایش هزینه نهایی و افزایش دستمزد برای تولیدکنندگان نیز ایجاد نمیشود.
Wednesday, 28 January , 2026