وقتی نقدینگی افزایش پیدا می کند.. چرا از افزایش نقدینگی شروع می کنیم؟ چون فرق تورم ساختاری با تورم فشار تقاضا در عدم پاسخ یا پاسخ نادرست به افزایش تقاضا است. وقتی نقدینگی افزایش پیدا می کند در قالب تورم ساختاری تورم ایجاد می شود یا در قالب تورم فشار تقاضا؟ در تورم فشار تقاضا، […]

وقتی نقدینگی افزایش پیدا می کند.. چرا از افزایش نقدینگی شروع می کنیم؟ چون فرق تورم ساختاری با تورم فشار تقاضا در عدم پاسخ یا پاسخ نادرست به افزایش تقاضا است.

وقتی نقدینگی افزایش پیدا می کند در قالب تورم ساختاری تورم ایجاد می شود یا در قالب تورم فشار تقاضا؟ در تورم فشار تقاضا، پاسخ ثانویه درست به افزایش تقاضا (پاسخ اولیه به افزایش تقاضا بر اساس نظریه تورم فشار تقاضا) داده می شود درحالیکه پاسخ ثانویه به افزایش تقاضا در بین مولفه های تورم ساختاری، افزایش تولید داخلی نیست.

بر این اساس می توان تنگنای تکنولوژی در بخش کشاورزی برای کشورهای در حال توسعه (به علت تمرکز به مصادیق تکنولوژی در بخش صنعت ) را یک مولفه تورم ساختاری دانست چرا که با افزایش نقدینگی ، پاسخ ثانویه به افزایش تقاضا، افزایش موقت تولید داخلی بخش کشاورزی نمی شود.

دیگر مولفه تورم ساختاری؛ وابستگی پربیشی است زمانی که تنوع تولید داخلی نیست که در پی افزایش تقاضا، پاسخ ثانویه بتواند در افزایش موقت تولید داخلی قرار گیرد. پربیش در این حالت نگران افزایش ارادی (ناچاری) نرخ ارز بود.

بر اساس اصلاحیه ای که بر اقتصاد متعارف و تئوری های تورم آن می توان داشت:

۱- نظریه تورم فشار تقاضا وجود ندارد(پاسخ اولیه به افزایش تقاضا، افزایش قیمت نیست).

۲- تغییرات قیمت های اسمی اشاره به تورم فشار هزینه درون زا دارد در حالیکه اقتصاد متعارف تنها ماهیت برون زا بر نظریه تورم فشار هزینه معرفی کرد.

۳-وجود تورم ساختاری تکنولوژی می تواند هم ارادی و هم غیر ارادی باشد بسته به این دارد که تورم خواهی سیاسیون اصلی باشد یا نباشد.

ضمناً نگرانی پربیش از وابستگی پربیشی رخ نداد یعنی نظریه تورم فشار هزینه درون زا ارادی ناچاری در همان زمان نیز انجام نشد.