کامنت نیوز: سوای درآمد سرانه متفاوت که نشان از دو رویکرد جدا در امر سیاست گذاری دارد (یک کشورسیاست گذاری درست حمایتی را انجام داده است و یک کشور دیگر سیاست گذاری درست حمایتی را انجام نداده است) برای مقایسه اقتصاد ایران و اقتصاد آلمان بهتر است نکات زیر در نظر گرفته شود:
۱- از آنجا که تورم سالانه در ایران حداقل سی درصد و در آلمان کمتر از ۳ درصد گزارش شده است، مقایسه نرخ رشد تولید ناخالص داخلی این دو کشور نمیتواند شاخصی درستی برای مقایسه باشد چرا که افزایش تورم به صورت ریاضی موجب افزایش آمار مرتبط با تولید ناخالص داخلی را (در شرایطی) می شود.
شاخص تورم مصرف کننده در ایران در سال ۲۰۱۷ نسبت به سال پایه ۲۰۱۰ عدد ۳۳۷ بوده است این به آن معنا است که تنها در طی هفت سال قیمت برای مصرف کننده در ایران ۲۳۷ درصد افزایش داشته است به بیان دیگر مصرف کنندگان ایرانی هر سال تورم ۳۳ درصد تجربه کرده اند. حال همین شاخص برای کشور آلمان با سال پایه ۲۰۱۰ منتهی در سال ۲۰۱۹ رقم ۱۱۲ را نشان میدهد این به آن معنی است که در طی نه سال تنها ۱۲ درصد سطح قیمت برای مصرف کنندگان افزایش داشته است به بیان دیگر تورم سالانه ۱٫۳ برای مصرف کنندگان آلمانی وجود داشته است. قابل مشاهده است که تورم نه ساله برای مصرف کنندگان آلمانی نصف تورم یک ساله برای مصرف کنندگان ایرانی بوده است.
۲- در اقتصاد ایران امکان جایگزینی فعالان اقتصادی وجود دارد به بیان دیگر تعطیلی کسب و کار ها هم زمان میتواند با جایگزین شدن این کسب و کارها توسط فعالان دیگر اقتصادی پوشش داده شود(مزیت های سیاسی بر این کار نیز میتواند مزید بر علت شود). این امر به آن علت است که در ایران افرادی هستند که در امر نهاده های تولید که اصلی ترین آن نقدینگی ارزی و ریالی است محدودیت ای ندارند.
بنابراین در اقتصاد ایران از آنجا که برای جایگزینی فعالان اقتصادی قدرت مند با فعالان اقتصادی مردمی مزیت های سیاسی ممکن است وجود داشته باشد و از لحاظ فنی امکان آن است و از سویی تورم سالانه در ایران بسیار بیشتر از تورم سالانه آلمان است؛ نمیتوان نرخ رشد اقتصادی را شاخص مناسب برای مقایسه این دو کشور دانست به بیان دیگر تفسیر افزایش نرخ رشد اقتصادی ایران دقیقا میتواند معادل افزایش رکود تورمی باشد تورم به معنای تاثیر افزایش قیمت ها در رشد اقتصادی (در شرایطی که کاهش فعالیت اقتصادی مردمی توام با افزایش فعالیت اقتصادی سرمایه داران سیاسی شود) و رکود به معنای کاهش تولید مردمی.
ضمیمه۱:
حسن روحانی پیش از این گفته بود: امروز آمار وضع اقتصادی آلمان نشان میدهد اقتصادشان منفی ۵.۲ درصد کوچکتر شده است. ببینید یک کشور پیشرفته که نه تحریم است و نه مشکلی دارد در این شرایط چنین وضعیتی دارد. اقتصاد ما شرایط بهتری از این رقم خواهد داشت و رشد اقتصادی بدون نفت ما تا پایان سال مثبت خواهد شد.
ضمیمه۲:
در کشورهای توسعه یافته، بخش خدمات به علت رونق حمایت درست از تولید سطوح بالایی در اقتصاد کشورهای توسعه یافته پیدا کرده است. این مساله سبب میشود که در مواجه با کرونا و کاهش تقاضای خدمات شهری مانند رستوران ها ضربه پذیری این اقتصاد ها بالا باشد به بیان دیگر هر چه یک کشوری در سیاست گذاری درست حمایتی پیش رفته باشد در مواجه با کرونا آسیب پذیری بیشتری دارد ولی این به آن معنا نیست که این آسیب پذیری استمرار یابد. برای همین است که کشورهای توسعه یافته صحبت از بسته های حمایتی درست محرک می کنند. این کشورها تولید و اقتصاد را در تعریف سیاست گذاری درست حمایتی دیده اند. بنابراین یکی از اصلی ترین دلایل برای کاهش ضربه پذیری از کرونا نقش پایین بودن درآمد سرانه است. هر چه بخش خدمات یک کشور رونق کمتر به علت درآمد سرانه پایین داشته باشد به نظر می رسد از این ناحیه اثرپذیری کمتری نسبت به کرونا کاهش نرخ رشد اقتصادی احساس کند. به بیان دیگر گاهی اوقات کم بودن اثرگذاری منفی کرونا بر اقتصاد میتواند به جای تایید عملکرد مثبت یک سیاست، از عملکرد منفی حکایت کند.
Wednesday, 28 January , 2026