پویایی در اقتصاد کلان تعریف ساده ای دارد: پویایی در اقتصاد کلان یعنی تولید امکان افزایش از لحاظ فنی را دارد. پس از اشتغال کامل نظریه کینز مطرح میشود. کینز می گوید سیاست پولی و مالی امکان افزایش تولید از لحاظ فنی را میدهد. این مساله سبب میشود اقتصاد از تعریف بر اساس ماهیت واژه […]
پویایی در اقتصاد کلان تعریف ساده ای دارد:
پویایی در اقتصاد کلان یعنی تولید امکان افزایش از لحاظ فنی را دارد.
پس از اشتغال کامل نظریه کینز مطرح میشود. کینز می گوید سیاست پولی و مالی امکان افزایش تولید از لحاظ فنی را میدهد. این مساله سبب میشود اقتصاد از تعریف بر اساس ماهیت واژه ای به نام ایستا به ماهیت واژه ای به نام پویایی نقل مکان کند!
منتها اقتصاد کلان از همان ابتدا حد و مرز مفهوم پویایی را مشخص ساخت.
مفهوم پویایی اجازه این را پیدا نکرد که جزء در آنچه تعریف شده بود، در نظریات اقتصاد کلان نقش آفرینی کند.
مفهوم پویایی اجازه آن پیدا کرد که تغییر در ماهیت تعریف قانون بازار ایجاد کند.
البته این مساله فقط در مورد واژه پویایی در اقتصاد کلان رخ نداد. شاید اشتباهات نظری ایجاد شده برای واژه سیاست پولی توسط اقتصاد کلان نیز زمینه ای بیشتری برای محدود شدن تفسیر واژه پویایی ایجاد کرده باشد.
اقتصاد کلان مصادیق نسخه های اجرایی سیاست پولی را تنها در مصادیق وام محور خلاصه کرد(در نسخه های اجرایی سیاست پولی). و در عین آنکه سیاست پولی عنصری بود که میتوانست متغیرهای اسمی و حقیقی اقتصاد را در ماهیت درست و منطبق بر اهداف اقتصاد کلان، توضیح دهد؛ خنثی معرفی شد.
قبلاً این تصور برای نگارنده بود که اقتصاد کلان، زمانی که از خنثایی سیاست پولی صحبت میکند؛ منظور خود را سیاست پولی مرتبط با بازار محصول قرار داده است ولی بعد نگارنده متوجه شد که اقتصاد کلان از خنثایی سیاست پولی مرتبط با تولید صحبت کرده است. سیاست پولی که، منجر به کاهش نرخ بهره میشود و در دامن ماجراهای عجیب نظری اقتصاد کلان پیش رانده میشود.
سرنوشت پویایی در همان معرفی شدن پویایی باقی ماند هر چند که عامل پویایی و پیامد اصلی آن، به ترتیب، به درستی بیان نشد و به طور کل بیان نشد.
پس از کینز، پس انداز به عنوان عامل پویایی معرفی شد و سیاست پولی و مالی به عنوان عوامل پویایی کنار گذاشته شد. در نظریات بعدی اقتصاد کلان، پس انداز در کنار تحقیق و توسعه به عنوان عامل پویایی در نظر گرفته میشود. تحقیق و توسعه از این جنبه که عامل بازدهی به مقیاس فزاینده است مرتبط با پویایی میشود(هر چند که تحقیق و توسعه ماهیت بازدهی به مقیاس فزاینده را ندارد).
اجازه ارتباط پویایی با سیاست پولی داده نشد. به دو مفهوم پویایی و سیاست پولی قدرت تغییر نظریات اقتصاد کلان داده نشد.
اجازه داده نشد که مفهوم پویایی قلمرو نظری قانون بازار را به هم ریخته و از رد قوانین بازار سخن بگوید ( حال چه به واسطه ارتباط برقرار کردن مفهوم پویایی با مفهوم سیاست پولی بلاعوض و چه به واسطه عدم ارتباط برقرار کردن مفهوم پویایی با مفهوم سیاست پولی).
برخورد اقتصاد کلان با واژه سیاست پولی بدتر بود:
در مورد مفهوم پویایی بحث نشد که پیامد این مفهوم چیست که حال بحث بر سر آن شود که آن به خطا گفته شده است. ولی در مورد سیاست پولی پیامد این سیاست بحث شد و نتیجه به خطا گزارش شد.
ارتباط سیاست پولی و پویایی:
عامل پویایی، سیاست پولی و تحقیق و توسعه تجربی است. بنابراین نظریات رشد اقتصاد کلان از این زاویه هم ایراد دارد که عامل پویایی را نیز، به درستی ندیده است. با در نظر گرفتن جایگاه درست برای سیاست پولی (از طریق تعریف و معرفی سیاست پولی بلاعوض و اصلاح خطاهای نظری علم اقتصاد مانند جایگزاری به غلط افزایش تقاضای محصول نهایی به جای تقاضا محصول واسطه ای) وابسته شدن رفتار تولید کننده به سیاست پولی حمایتی ایجاد خواهد شد به گونه ای که حتی پیامد بیشتر بودن افزایش تقاضا از افزایش تولید نیز، تحت شعاع قرار می گیرد و حتی تعریف تولید از نتیجه حمایت، به خود حمایت درست و پایدار، میتواند تمرکز داده و متمرکز شود.
Wednesday, 28 January , 2026