در اقتصاد سنجی رابطه ریاضی، مقدم بر مفهوم ریاضی و مفهوم اقتصاد سنجی شد. در اقتصاد کلان، قرارداد مقدم بر مفهوم اقتصادی و مفهوم ریاضی(برابری هزینه نهایی با درآمد نهایی) شد….

داده هایی که در اقتصاد سنجی انتخاب می شوند داده هایی هستند که ماهیت یک نمونه از جامعه را ندارند به طور مثال نقدینگی سالانه یا تورم سالانه یا چیز هایی شبیه به این، داده های مربوط به یک نمونه نمی باشند. بنابراین در روش حداقل مربعات معمولی چون داده ها از جنس داده های جامعه هستند می بایست نتیجه OLS نیز غیر تصادفی معرفی شود(مفهوم اقتصاد سنجی). به لحاظ ریاضی نیز متغیر OLS غیر تصادفی بود (مفهوم ریاضی) ولی اقتصاد سنجی از تساوی رابطه های ریاضی استفاده کرد و قبل از آنکه بیان کند OLS بدست آمده غیر تصادفی است، از طریق روابط ریاضی و نشان دادن روابط ریاضی، تخمین زن OLS را تصادفی معرفی کرد. به تبع مفاهیم ای مانند اریب نااریب خلق شد و در نهایت نقض فروض کلاسیک مقدم بر نقد مدل رگرسیون قرار گرفت به گونه ای که هر پژوهشگر از این به بعد امکان آن پیدا کرد از اقتصاد سنجی برای نشان دادن رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده کند! علم اقتصاد در ادبیات اقتصاد سنجی، روابط ریاضی ای را مقدم بر مفهوم ریاضی اولیه و مفهوم اقتصاد سنجی ( یا همان مفهوم قرار دادی، ولو آنکه در غیر تصادفی بودن OLS نیز صحبت نکرده باشد،) قرار داد.

در اقتصاد کلان، زمانی که دستمزد ها افزایش پیدا می کند(پس از افزایش قیمت ناشی از افزایش تقاضا ..) منحنی عرضه به بالا شیفت داده میشود. این شیفت دادن یک قرار داد در اقتصاد کلان بوده است ولی اقتصاد دانان کلان نباید بر اساس آن مفهوم ریاضی نموداری قضاوت می کردند( چرا؟). تقاضای محصول نهایی افزایش یافته است و می گویند قیمت ها معادل آن افزایش یافته و سپس تولید افزایش می یابد. از افزایش دستمزد معادل افزایش قیمت سخن نمی شود و حال سخن از آن می شود که دستمزد ها معادل افزایش قیمت افزایش می یابد. بسیار خوب تعادل یا برابری هزینه نهایی با درآمد نهایی در جایی است که منطبق با افزایش تولید است و اگر شما انتقال قراردادی خود را مورد نظر و ملاک خود قرار بدهید به اشتباه بیان می کنید که تولید پس از افزایش تقاضای محصول نهایی در نهایت به سطح قبل خود باز می گردد!

مشاهده می کنید که علم اقتصاد قراردادهای خود را مقدم به مفاهیم اقتصادی، ریاضی و اقتصاد سنجی می کند.  از مفهوم ریاضی نتیجه نمی گیرد! اول می داند چه می خواهد و بعد از مفهوم ریاضی که مطابق با خواسته او باشد استفاده می کند و اگر هم نمی توانست از مفهوم ریاضی استفاده کند به صورت نموداری خود را منطبق بر علم ریاضی قرار داده و این گونه تلقین به این که آنچه می گوید بر اساس یک قرارداد نیست بلکه بر اساس ریاضی است، می کند.

در اقتصاد سنجی رابطه ریاضی مقدم بر مفهوم ریاضی و مفهوم اقتصاد سنجی می شود. در اقتصاد کلان، قرارداد، مقدم بر مفهوم اقتصادی و مفهوم ریاضی(برابری هزینه نهایی با درآمد نهایی) می شود. در واقع می توان گفت قرار دادها در علم اقتصاد همه کاره هستند و مقدم به هر گونه مفهوم می باشند.

تضادها در علم اقتصاد (اقتصاد کلان و اقتصاد سنجی) بسیار بیشتر از تضاد های اولیه ای است که بیان شد:

در اقتصاد کلان، سیاست پولی در تفسیر اش به انحراف کشیده شد و تقاضای محصول نهایی جایگزین تقاضای مواد اولیه شد در حالیکه اقتصاد کلان اولین پیامد سیاست پولی را افزایش تقاضای سرمایه گذاران معرفی کرده بود..

در اقتصاد سنجی تضاد های عجیب بر اساس آنچه خود اقتصاد سنجی از ارتباط نقض فروض کلاسیک با اصلاح شکل تابع رگرسیون، بیان کرده بود دیده میشود. وقتی بر اساس  همبستگی ، پیامد خودهمبستگی بیان نمی شود  وقتی پیامد همبستگی بر اساس همان چارچوب فکری اقتصاد سنجی به درستی بیان نمی شود و حتی مجوز مدل هایی مانندARDL داده می شود و غیره.

بایسته های روش تحقیق با رویکرد نقد آمار استنباطی بر اساس نقد کتاب روش های اقتصاد سنجی جک جانستون- جان دیناردو(ویرایش دوم)

علم اقتصاد را کپسولی یاد بگیرید/علم اقتصاد محصول اشتباه روی اشتباه (از زاویه اقتصاد کلان)

دانلود فیلم دانلود فیلم (نکته اصلاحی فیلم: مهم نیست خلق نقدینگی توسط چه کسی انجام می شود یعنی مهم نیست خلق نقدینگی توسط بانک ها انجام شده است یا بانک مرکزی. انجام خلق پول در ماهیت درست مهم است. آنها که میخواهند ما از اصل دور شویم مرتبط دعوای خلق نقدینگی بانک و بانک مرکزی را مطرح میکنند در حالی که اگر همین منابع به صورت وام عرضه شده باشد؛ تمام آن خلق نقدینگی ها، مالکیت نقدینگی خود بانک ها یا بانک مرکزی را افزایش می دهد. یعنی نه تنها کسانی که مرتب در ماجرای خلق نقدینگی، اصل را فراموش می کنند از این زاویه مورد نکوهش هستند بلکه از این منظر که در همان راه نادرست توجه دهی نیز، ماهرانه مالکیت خلق نقدینگی را مرتبط با مردم معرفی می کنند نیز مورد نکوهش هستند. این که اشاره به تفاوت پیامد خلق نقدینگی بلاعوض و پایدار یا همان سیاست پولی بلاعوض و پایدار با سیاست پولی غیر بلاعوض و وام محور نمی شود؛ باب انتقاد به اقتصاد کلان در انحراف هایی که در تفسیر سیاست پولی انجام داده است را نیز فراهم می کند. نکته تکمیلی فیلم : چرایی قصور در نگارش ادبیات اقتصاد کلان مشخص است. گفته شد که میخواستند چیزی که حقیقت نیست حقیقت جلوه کند. شاید زمان اصلاح این رویکرد رسیده باشد. چرا که می توان بدون نقد به اهداف سیاسی و اقتصادی گفت: شاید تجدید نظر در مصادیق کوتاه مدت و روش ها؛ تضمین دستیابی و پایداری رسیدن و ماندن به اهداف سیاسی و اقتصادی را بهتر ایجاد بکند).

ضمیمه: خلاصه و تکمیل متن (۲۰ تیرماه ۱۴۰۰)

ما فکر می کنیم علم نظری اقتصاد، دربیان نتیجه ها اشتباه می کند در حالیکه دراقتصاد کلان، در بیان صورت مساله نیز اشتباه شده است (به این علت که می خواستند خواسته های نظری مشخصی وضع شود) این فرایند برای اقتصاد سنجی نیز دیده شد. به این شکل که اگر در اقتصاد کلان، خواسته، مقدم بر مفهوم اقتصادی شده است، در اقتصاد سنجی، خواسته ، مقدم بر مفهوم ریاضی و مفهوم اقتصاد سنجی شده است. در اقتصاد کلان، خواسته، خودش را در قرار داد و با استفاده از نمودار پنهان کرد و در اقتصاد سنجی، خواسته، با فراموش کردن قرارداد و با استفاده از رابطه ریاضی خود را پنهان کرد(در اقتصاد کلان، یک جای دیگر نیز، خواسته، مقدم بر مفهوم اقتصادی شده است؛ زمانی که بی جهت، جای افزایش تقاضای نهاده های تولید به افزایش تقاضای نهائی محصول داده شد).