مقدمه: در علیت بر هم فزاینده متغیر A و B بر یکدیگر اثر متقابل دارند و نقطه تعادل در این سیستم وجود ندارد. در این سیستم وقتی که A و B هر دو افزایش می یابد، سیستم بازخور مثبت دارد و زمانی که A و B هر دو کاهش می یابند سیستم بازخور منفی دارد. […]
مقدمه:
در علیت بر هم فزاینده متغیر A و B بر یکدیگر اثر متقابل دارند و نقطه تعادل در این سیستم وجود ندارد. در این سیستم وقتی که A و B هر دو افزایش می یابد، سیستم بازخور مثبت دارد و زمانی که A و B هر دو کاهش می یابند سیستم بازخور منفی دارد. میردال این ایده را برای توضیح مسائل اقتصادی از قبیل فقر و روابط نژادی به کار گرفت(مهدی محمدی ۱۳۸۸). اقتصاد دان بزرگ سوئدی و برنده جایزه نوبل اقتصاد، یعنی گونار میردال، ایده علیت بر هم فزاینده را نظریه پردازی و مطرح کرد و نشان داد که اگر اجازه ی عملکرد آزادانه به نیروهای بازار داده شود، سیستم های اقتصادی و اجتماعی به هیچ وجه به سمت تعادل پیش نمی رود بلکه واگرایی های بسیار شدیدتری را شاهد خواهیم بود(مومنی فرشاد ۱۳۹۶).
ماهیت واژه ای به نام تعادل:
سوای این که تعادل یک هدف گذاری مطلوب نیست چرا که همواره آنها که قدرت خرید لازم را ندارند از صف خرید به اسم برقرار کردن تعادل خارج میکند؛ بر طبق نظریه میردال قوانین بازار مرتب نیاز خود را ایجاد و مرتباً از برقرار شدن تعادل جدید خبر می دهند، تعادل های جدیدتری که نیازمندان ناتوان به خرید و قیمت ها را افزایش میدهد.
آنچه لیبرالیسم را زیر سوال نمی برد:
میتوان گفت نقطه مقابل قوانین بازار، اقتصاد حمایتی است. کشورهای توسعه یافته ملاک لیبرالیسم اقتصادی را در عدم مالکیت دولت بر اقتصاد تعریف کرده اند و نسبت به حمایت بلاعوض دولت از تولیدکنندگان کوچک و بزرگ با محوریت خلق تکلنولوژی موضعی یاد نکرده اند. در ایران حمایت های دولت نیز ملاک عدم رعایت لیرالیسم شده است در حالی که این مساله در اقتصاد کشورهای توسعه یافته تنها با محوریت میزان مالکیت دولت بر اقتصاد دنبال میشود. در کشورهای توسعه یافته شاید مالکیت در اختیار بخش خصوصی باشد ولی دخالت های دولت در قالب حمایت و نظارت گسترده است به عنوان مثال در حوزه صنعت نفت شرکت های میکرو و ماکرو در مالکیت بخش خصوصی قرار دارند لیکن دولت آمریکا حمایت های رایگان به شرکت های میکرو برای استخراج تکنولوژی های نوین استخراج نفت و گاز داشته و نتایج این شرکت ها را به صورت رایگان در اختیار ابر شرکت های نفتی آمریکا مانند اکسون قرار داده است(نکته قابل توجه آن است که حمایت های توسعه ای دولت ها که لزوما میتواند از مسیر بازار مالی و سرمایه ای نگذرد خدشه ای به مفهوم نفی سیاست گذاری مبتنی بر خصوصی سازی و آزاد سازی برای ان دولت ها نداشته است به طور مثال دولت آمريكا مبالغ زيادي برای تحقیق و توسعه به صورت بلاعوض در مؤسسات تحقيقاتي و شركتهاي خدماتي خصوصی شرکت های میکرو آمريكا صرف کرده و نتايج آن را به طور رايگان در اختيار شركتهاي عملياتي شرکت های ماکرو خصوصی قرار داده است(پل استیونس ۲۰۱۲).
نتیجه گیری:
اقتصاد حمایتی میتواند یک اقتصاد را از هدف گذاری تعادل نجات داده و هدف گذاری دیگر را دنبال کند. ایجاد نقدینگی، افزایش تولید، خلق تکنولوژی و جلوگیری از استمرار اجرایی شدن قوانین بازار از نتایجی است که از هدف گذاری حمایت از مردم توسط سیاست مداران یک کشور میتواند ایجاد شود.
محمد شهاب
تاریخ : 5 - آبان - 1399
ممنون از بازدیدتون
پاسخ
Wednesday, 28 January , 2026