صحبت از تمرکز بر سرمایه فیزیکی جهت رشد اقتصادی از دو جهت میتواند ایراد داشته باشد: یک آنکه کشورهای توسعه یافته نرخ های رشدشان کمتر از نرخ رشد کشورهای کم و متوسط درآمد است و دو آنکه تمرکز کشورهای توسعه یافته بر سرمایه فیزیکی بر خلاف کشورهای کم و متوسط درآمد نیست. توجه به امور دیگر به تنهایی عامل توسعه کشورهای توسعه یافته نشده است به نظر می رسد تعریف و اجرای درست حمایت مساله اصلی باشد.

خبرگزاری بازار:

به گزارش بازار به نقل از ایبنا، علی صادقین کارشناس اقتصادی درباره راه های رسیدن به رشد اقتصادی می گوید: در این مسیر با دو بخش کوتاه مدت و بلند مدت مواجه هستیم که در بخش کوتاه مدت، با توجه به انتخاب جو بایدن به عنوان رییس جمهور آمریکا باید دید آیا آمریکا به برجام بازمی گردد یا خیر؟ در صورت بازگشت به برجام شاهد دو اتفاق مهم خواهیم بود؛ نخست برداشته شدن تحریم های صادرات نفت و صنایع پایین دستی و دوم لغو تحریم های صادرات غیرنفتی که به طور قطع در تحقق رشد اقتصادی تاثیر بسزایی خواهد داشت.

 صادقین با اشاره به اینکه بخشی از عوامل تحقق رشد اقتصادی لزوما در اختیار ما نیست، تصریح کرد: علاوه بر مسائل خارجی، برخی مولفه ها نیز در داخل باید پیگیری شود. متاسفانه سال ۹۸ به بعد با رشد استهلاک نسبت به تشکیل سرمایه ناخالص مواجه شدیم و در واقع شاخص تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به شدت کاهش یافت که این امر رشد بلند مدت اقتصادی را به شدت دچار مشکل می کند، ولو اگر به شرایط برجام یعنی سال ۹۵ برگردیم.

کامنت نیوز:

ابتدا باید به این سوال پاسخ بدهیم؟ آیا اقتصاد مترادف با تولید ملموس و خدمات است یا اقتصاد مترادف با نتیجه حمایت از تولید؟ این سوال اساسی در علم اقتصاد باید باشد. آیا به لحاظ منطقی ایرادی دارد که اقتصاد را مترادف با تولید ملموس و خدمات در نظر نگریم بلکه تولید ملموس و خدمات را یکی از پیامد های حمایت از تولید در نظر بگیریم؟

به لحاظ نظری ایرادی بر این مساله نیست که اقتصاد مترادف با حمایت از تولید و نه نتیجه حمایت از تولید تعریف شود. احتمالا در این اقتصاد، حمایت بلاعوض و پایدار به تولید کنندگانی که ظرفیت لازم برای استفاده درست از منابع مالی برایشان قابل تعریف باشد، برقرار میشود که در نهایت معادل این منابع در جامعه پس انداز شده و در سال بعد نرخ بهره و سرمایه گذاری به علاوه همان میزان حمایت قبلی، سطح تولید سال آینده را تعیین میکند. از لحاظ نظری میتوان خلق نقدینگی را به پشتوانه حمایت از تولید انجام داد و به بانک ها برگشت نداد تا تولید کنندگان انتظار پاداش دهی خود از بازار و اثر گذاری و اثرپذیری بر قوانین بازار نداشته و کاهش دهند.

این که آیا به لحاظ تجربی اقتصاد با این تعریف که اقتصاد نتیجه حمایت از تولید نیست بلکه خود حمایت از تولید است؛ انجام شده یا انجام نشده است نیاز به شواهد آماری دارد. این که آیا در کشورهای توسعه یافته میتوان شواهد آماری از حمایت های بلاعوض از شرکت هایی که در امر تحقیق و توسعه تجربی مشغول هستند دید یا خیر؟ به لحاظ آماری (اگر آمار را بتوان شاخصی برای شواهد تجربی در نظر گرفت) عدم همگرایی درآمد سرانه میتواند نشان دهنده تعریف یک بسته حمایتی پایدار در قالب سیاست پولی باشد. منظور از سیاست پولی نیز خلق پولی است که در مالکیت تولید کنندگان قرار بگیرد و نه این که به صورت وام تعریف شده باشد که قرار باشد مجدد از ناحیه مردم به بانک یا بانک مرکزی برگردانده شود(که البته آن سیاست پولی نیست که علم اقتصاد به نادرستی سیاست پولی در قالب وام و غیره را در مصادیق سیاست پولی در نظر گرفته است).

نکاتی دیگری نیز است که میتوان این تعریف از اقتصاد که اقتصاد حمایت از تولید و نه تولید است را پررنگ کند. سهم سرمایه فیزیکی در تولید ناخالص کاهش یافته است. این مساله نشان میدهد که فعالیت های اقتصادی هستند که بدون سرمایه فیزیکی توجیه اقتصادی برای فعالیت دارند. ادعای کامنت نیوز این است که این بخش مرتبط با خدمات نیست چرا که خدمات خود مشتق از رونق بخش دیگری است. ادعای کامنت نیوز این است که فعالیت اقتصادی که توجیه اقتصادی برای بازیگران خود ایجاد کرده است، شرکت های میکرو خلاق محور در زمینه تحقیق و توسعه تجربی هستند که توجیه اقتصادی فعالیت خود را نیز به واسطه تعریف حمایت های بلاعوض دیده اند. معمولاً این امکان برای همه شرکت های تعریف شده در امر تحقیق و توسعه تجربی نیست که بتوانند در این زمینه ها معتبر شناخته شوند چرا که هسته های بومی شدن تکنولوژی در این شرکت ها رخ میدهد. این شرکت ها مورد حمایت های گسترده مالی قرار گرفته اند که هر چند آن حمایت امروز نقش کمی در تولید ایفاد میکند ولی ارتقاء سطح تولید ناشی از همین حمایت بوده است.

https://data.worldbank.org/indicator/NE.GDI.TOTL.ZS?locations=OE
https://data.worldbank.org/indicator/NE.GDI.TOTL.ZS?locations=XO

در حالی که کشورهای کم درآمد تمرکز خود به سرمایه فیزیکی برای تولید دارند که کشورهای توسعه یافته این تمرکز را ندارد و ممکن است سرمایه فیزیکی نتواند کشورهای کم و متوسط درآمد را در نهایت نیز موفق گرداند.