برخورد دولت و حکومت نسبت به بازار می تواند در موضع فعالانه و نه منفعلانه باشد. ممکن است گاهی دولت ها فکر کنند که تعیین قیمت گذاری های اسمی مصداق یک موضع فعالانه درست نسبت به بازار باشد در حالیکه منطق هم می گوید اگر دنبال کاهش قیمت ها هستند از مسیری که قیمت توسط تولید کننده تعیین شود این کار را انجام بگیرد. بنابراین حمایت مالی درست و پایدار یک مصداق درست از موضع فعالانه دولت نسبت به مفهوم بازار است. علم اقتصاد با محوریتی که برای ذبح سیاست پولی در مصداق و تفسیر دنبال کرد عملاً از لحاظ نظری راه را برای فهم درست بست. می گویند اگر نقدینگی مرتبط با تولید باشد تورم ایجاد نمی کند(در حالی که علم نظری اقتصاد هم همین را هم زیر سوال برد با جایگزین کردن تقاضای محصول نهایی با تقاضای مواد اولیه). مساله این نیست چون بانک های ایران نیز به تولید کنندگان وام می دهند یعنی نقدینگی در اختیار تولید قرار میدهند. ولی چون وام است هم چنان موضع بازار در قیمت گذاری فعال است. اقتصاد در دل فعال بودن قدرت بازار در قیمت گذاری رشدواقعی کوتاه می کند و به طور کلی نمی تواند رشد کند.این سبب می شود که شرکت های بزرگ در نهایت ضمام کار در قیمت و فروش ببرند. اگر وام به صورت بلاعوض و پایدار بود می شد موضع بازار در قیمت گذاری مورد خدشه قرار بگیرد. بنابراین مساله این نیست که سیاست پولی مرتبط با تولید است یا نه! چون سیاست پولی عملاً مرتبط با تولید است(علم نظری اقتصاد سیاست پولی را در نهایت مرتبط با بازار محصول کرد و سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را تفسیر کرد! ولی این کار را با اسم سیاست پولی مرتبط با تولید کرد!) و مساله این است که ماهیت و مصداق درست از آن تعریف و درست اجرا شود.
ایران می خواهد با افزایش قیمت برق، انگیزه برای سرمایه گذاران در این حیطه راافزایش دهد. این غلط است چون بازار و عناصر آن راه حل نیستند.
ایران می خواهد با ازاد کردن قیمت ها، قانون بازار را حاکم بر بازار برق کند. این هم غلط است بازار نسخه درمانی ای ندارد.
ایران با اعطای یارانه به گفته خود دنبال کاهش قیمت های برق بوده است. این حمایت مادی به تنهایی کافی برای تثبیت اثرات حمایت مادی پایدار و بلاعوض برای کاهش قیمت ها، افزایش تولید ، افزایش درآمد سرانه و خلق تکنولوژی و غیره نیست. حمایت مادی از تولید کنندگان به صورت مستقیم می تواند تعریف شود. برای شرکت های خالق تکنولوژی می تواند حمایت های مستقیم بلاعوض و پایدار تعریف کرد. سیاست پولی کلا مرتبط با تولید است و این غلط بود که علم اقتصاد در واقع سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را تفسیر کرد و این غلط است که به جای توجه به اینکه ماهیت سیاست پولی چگونه برای صاحبان کسب و کار و کارآفرینان تعریف و اجرا شده است یا می شود به این که سیاست پولی مرتبط با تولید است یا نیست توجه و فکر شود و بعد هم سیاست پولی مرتبط با تولید از طریق جایگزینی تقاضای محصول نهایی با تقاضای مواد اولیه، تورم زا معرفی شود! برای ارتباط سیاست پولی با تولید کنندگان هم نیاز به کاهش نرخ بهره و استفاده از ابزار قوانین بازار نیست، سیاست پولی به طور مستقیم می تواند در قالب حمایت مادی در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد.
ایرادات علم اقتصاد کلان:
ارتباط سیاست پولی با تولید کنندگان از طریق قوانین بازار دنبال شد
در نهایت هم تقاضای محصول نهایی جایگزین تقاضای مواد اولیه برای سیاست پولی که از طریق کاهش نرخ بهره با تولید کنندگان ارتباط دهی شده بود، قرار گرفت.
اقتصاد این نیست که سیاست پولی به تولید کنندگان رسیده است یا نرسیده است (چون سیاست پولی مرتبط با تولید کنندگان است) اقتصاد آن است که سیاست پولی در ماهیت، مصداق و جایگاه درست و جامع در اختیار تولیدکنندگان کسب و کار و کارآفرینان قرار گیرد (یعنی علاوه بر آنکه حلقه واسطه سیاست پولی با تولید کنندگان کاهش نرخ بهره تعریف نشود، در مورد ماهیت، مصداق و جایگاه حمایت مادی ای که دراختیار تولید کنندگان تعریف شده یا قرار داده است، صحبت شود).
بازار نسخه درمان ندارد/ حمایت مالی درست و پایدار را میتوان همان نیروی دافعه علیه قانون بازار معرفی کرد. حمایت مالی؛ جایگاه قانون بازار را به این شکل مشخص میکند که به محض آنکه علامتی برای یک افزایش قیمت توسط قانون بازار داده شد، عناصر حمایتی بیدار شده و بایسته های حمایت مالی جدید نیز تعریف گردد و انجام بگیرد. نیروی دفع کننده قدرت بازار، حمایت مالی است. با حمایت مالی درست و پایدار جامع از تولید کننده کسب و کار و کارآفرینان میتوان به مفهوم اقتصاد رسید.
حلقه مفقوده علم اقتصاد: معرفی نکردن نیروی دافعه علیه قانون بازار
Wednesday, 28 January , 2026