همه افراد به دنبال خوشبختی هستند. خوشبختی یعنی رضایت خودت از کاری که انجام میدهی در کنار حمایتی که دولت از تو می کند که آن کار بتواند نیازهای خانواده تو را نیز تامین کند. بیش از هشت میلیون آمریکایی در شرکت های بزرگ مشغول فعالیت هستند. نسخه خوشبختی برای آنها این است که مجهز به نواوری شوند تا در کانال حمایت سیاست از نوآوری قرار گرفته و از خود صاحب یک شرکت میکرو شوند. خوشبختی برای مردم ایران در استخدام تعریف شده است (شاید به این علت که سیاست، حمایت درست از تولید نمیکند).

در مورد بی عدالتی صحبت میشود. مهم نیست تعریف درست از بی عدالتی چیست. چون آنچه به صورت کلی از بی عدالتی تعریف میشد تفاوت درآمد هاست. من در یک شرکت کار میکنم و دستمزد من بر اساس میزان کار من است در حالیکه دستمزهای افراد اصلی در ردیف دستمزد های شرکت قرار میگیرد. من با خودم می گویم حتما دستمزد من به طور کامل پرداخت نشده است که درآمد شرکت را افزایش میدهد. این بی عدالتی در نزد منی است که یک کارمند برای یک شرکت هستم. آیا وقتی یک شرکت به واسطه تعریفی که از کارمند به عنوان روز مزد یا ماه مزد است دارد، میتوان دولت ها را مقصر بی عدالتی خواند؟ مسلم است که خیر مگر این که افرادی در این شرکت باشند که بگویند ما هم می توانیم از خود یک شرکت داشته باشیم ولی چون مدیران شرکت ها فلان منابع رانتی فلان ارتباط های رانتی داشته اند و این ارتباط ها برای ما میسر نیست و وجود نداشته است نمی توانیم از نعمت در اختیار داشتن یک شرکت که بتواند با شرکت های بزرگ نیز رقابت کند(از طریق حمایت دولت ها) بهره مند شویم. در ایالات متحده اوضاع چگونه است؟ ایالات متحده رتبه اول در بیگ کمپانی ها است. شرکت های بزرگ یعنی شرکت هاییی که تعداد کارمندان آنها بیش از ۲۵۰ نفر است. ایالات متحده از منظر تعداد شرکت و تعداد کارمندان مشغول در شرکت های بزرگ در رتبه اول کشورهای توسعه یافته قرار دارد. به صورت طبیعی امکان اعتراض میلیون ها کسانی که در این شرکت های بزرگ کار میکنند وجود دارد ولی آیا این اعتراض به این علت است که سیستم از افراد برای این که خود نیز شرکت داشته باشند حمایت نمی کند؟ وقتی آمار مربوط به شرکت های میکرو، کوچک و متوسط نیز نگاه میشود معلوم میشود که در ایالات متحده شرکت های بزرگ مانع رقابت پذیری شرکت های میکرو نشده اند و این نشان از وجود حمایت در اقتصاد ایالت متحده را دارد. آمریکا در شاخص بهبود کسب و کار در چه رتبه ای قرار دارد؟ چه میزان تعطیلی شغل به علت رقابت نابرابر ایالات متحده شاهد بودیم؟

اقتصادها بر اساس سهولت انجام کار از ۱ تا ۱۹۰ درجه بندی می شوند. سهولت بالای رتبه بندی به معنای آن است که محیط نظارتی برای شروع و فعالیت یک شرکت محلی مناسب تر است. رتبه بندی با مرتب سازی نمرات جمع در ۱۰ موضوع تعیین می شود که هر یک از چندین شاخص تشکیل شده و به هر مبحث وزن برابر می دهد. ده موضوع عبارت اند از:
راه اندازی کسب و کار
رسیدگی به مجوزهای ساخت و ساز
گرفتن برق
ثبت املاک
گرفتن اعتبار
حمایت از سرمایه گذاران اقلیت
پرداخت مالیات
تجارت خارج از مرزها
اجرای قراردادها
حل و فصل ورشکستگی

رتبه بندی کشور ها بر اساس میانگین سهولت انجام کسب و کار موجود است. بر این اساس ایالات متحده در رتبه ششم و ایران در رتبه ۱۲۷ قرار گرفته است.

https://www.doingbusiness.org/en/rankings

به دنبال چه بودیم؟

اگر گفته میشود در ایالات متحده اعتراضات علیه بی عدالتی وجود دارد به این معنا نیست که در آن کشورها از تولید به صورت درست حمایت نمیشود. مساله این نیست که اگر فردی تمایل به کارآفرینی داشته باشد از او حمایت نشود مساله این است که جمعیت میلیونی که در شرکت های بزرگ بر اساس ساختار توزیع دستمزد شرکت ها، دستمزد دریافت می کنند آگاه به این مساله نیستند که برای دولت ایالات متحده قرار نبوده است که آنها حقوق بالا داشته باشند این مساله را میتوان در وجود شرکت های میکرو بالا در کنار تعداد بالای شرکت های ماکرو دید.

ایالات متحده بیشترین تعداد شرکت و کارمند در شرکت های بزرگ دارد.

بیش از هشت میلیون و پانصد هزار نفر در آمریکا کارمند شرکت های بزرگ هستند. تفاوت اقتصاد آمریکا با اقتصاد اروپا را میتوان در این دانست که در ایالات متحده تعداد بیشتر شرکت های بزرگ وجود دارد.

https://data.oecd.org/entrepreneur/enterprises-by-business-size.htm#indicator-chart
رتبه دوم ایالات متحده در تعداد شاغلین در شرکت های میکرو (کمتر از نه نفر)

بنابراین میتوان گفت اگر ضریب جینی ایالات متحده از کشورهای دیگر بیشتر است نمیتواند نشان دهنده عدم حمایت از شرکت های میکرو باشد. این مساله میتواند نشان دهنده بازتاب تفاوت دستمزد که در قالب یک شرکت توزیع میشود باشد که مساله بیش از آنکه مرتبط با سیاست های اقتصادی باشد مرتبط با علم حقوق شرکت ها و سهامداری و عدم آگاهی افراد در چگونگی رشد برای کارآفرینی است.

https://data.oecd.org/inequality/income-inequality.htm

بنابراین سخن گفتن ایران در بی مورد بی عدالتی در ایالات متحده میتواند نسخه غلط برای خود و اقتصاد ایالات متحده باشد چرا که در ایران حمایت ها قبل از رانت است، شرکت های میکرو خود را در رقابت پذیری ناعادلانه با شرکت های بزرگ می بینند، پاداش تولید کنندگان بخش خصوصی به بازار و قوانین بازار سپرده شده است و در عین همه این ها آن نابرابری دستمزد که بیش تر مرتبط با علم حقوق وضع شده بر شرکت ها است نیز وجود دارد.

ممکن است عده ای در ایران برای شرایط بهتر اقتصادی تصمیم به مهاجرت بگیرند ولی مساله این است تا زمانی که افراد از لحاظ تحصیلات به درجه هایی از نواوری و خلاقیت در امر خلق تکنولوژی نرسند ممکن است در شرایط بدتری پس از مهاجرت قرار بگیرند چرا که آن گونه که مشخص شده است اقتصاد در کشورهای توسعه یافته نیز هر چند که بر اساس رانت امکانات و حمایت توزیع نمی کند ولی بر اساس این که یک فرد انسان است نیز ممکن است حمایت و امکانات توزیع نکند و بیشترین محور توزیع حمایت و امکانات را در نفع رسانی متقابل تعریف و قرار دهد.

ضمیمه:

خبرگزاری بازار ۲ آذر ماه:

۴۰ سال است که با سیطره نئولیبرالیسم مواجه هستیم. این سیستم مبتنی بر «نظارت بیشتر، کنترل بیشتر» است. اما در کنار آن شاهد هستیم جنبشهایی در کف خیابانهای آمریکا شکل گرفته که این سیستم را به چالش می کشد. جنبشهای زیست محیطی هم در اروپا و آمریکا و سایر جنبشها در تلاش برای حرکت به سوی جهانی متفاوت هستند.بر این اساس شاهد نوعی مبارزه طبقاتی در مقیاس جهانی هستیم.

کامنت نیوز:

وقتی چامسکی نئولیبرالیسم را کنترل و نظارت تعریف میکند پس انتقاد به بی عدالتی میتواند به این جزء از نئولیبرالیسم که مرتبط با نظارت است نباشد چرا که نئولیبرالیسم میتواند حمایت و نظارت نیز تعریف شود. حمایت و نظارت بی عدالتی را ایجاد نمیکند بلکه آنرا کاهش میدهد. بی عدالتی برای کشورهای توسعه یافته را میتوان مرتبط به آن دانست که برای کسانی که برای دیگران کار می کنند میتوانست حق بیشتری تعریف شود و توزیع درآمد میتوانست کمتر به ساختار حقوقی شرکتها سپرده شود.