طبق نظریه تورم پولی میلتون فریدمن، تورم پدیده ای پولی است. یعنی طبق نظریه تورم پولی، صرف نظر از علل خاص، در دراز مدت تورم همیشه و در نتیجه نتیجه گسترش عرضه پول است. یعنی بدون یک سیاست پولی پایدار، تورم مداوم امکان پذیر نیست. نتیجه این است که ریشه تورم در تقاضای بیش از حد است. علم اقتصاد از بیان این پاراگراف چه چیز را دنبال کرد؟ علم اقتصاد گفت تورم ۱۹۷۰ را نمیتوان به شوک هزینه مرتبط کرد چون افزایش هزینه های تولید یک سیاست پایدار نیست بنابراین تورم ۱۹۷۰ در نهایت به دلیل عدم وجود قوانین سیاست معتبر توسط فدرال رزرو بود( این در حالی است که پایداری سیاست پولی عامل بازگشت سطح تولید به سطح قبل است. پایداری سیاست پولی تورم جدید ایجاد نمیکند و تورم ای که در سال اولیه ایجاد شده بود حفظ می شود. اگر پایداری سیاست پولی نبود، پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار محصول، کاهش سطح تولید نبود).
خدا را شکر می کنیم که حداقل برای افزایش غلظت درستی نظریه تورم پولی (در جایگاه نظری)، واژه پایداری معرفی شد.
آیا پیامد سیاست پولی درست دیده شد؟
خیلی کوتاه میتوان گفت که پیامد سیاست پولی آنچه علم اقتصاد گفت نبود.
با اجرا نشدن حمایت مالی درست و پایدار، قانون بازار موضوعیت می یابد. شاید افزایش یکباره هزینه های تولید، تورم پایدار از ناحیه افزایش هزینه های تولید ایجاد نکند، ولی قدرت صاحبان سرمایه برای استفاده از قانون بازار جهت افزایش بیشتر قیمت ها به صورت پایدار را افزایش می دهد. فقدان حمایت مالی درست و پایدار میتواند تورم پایدار به واسطه قانون بازار را ایجاد کند. در این شرایط هزینه تولید بهانه قیمت گذاری صاحبان سرمایه است.
مکاتب اقتصادی چگونه میخواهند جلوداران کاهش تورم باشند وقتی پیامد سیاست پولی در علم اقتصاد، درست تفسیر نشد و به تبع جایگاه سیاست پولی نیز به درستی شناخته نشد؟ علم نظری اقتصاد چگونه میخواهد داعیه مبارزه را تورم را دنبال کند در حالیکه ابزاری برای مقابله با قانون بازار معرفی نکرد و دنبال کردن کاهش پول در جامعه هم، نمیتواند تورم را کاهش دهد چرا که آنها که صاحبان سرمایه برای استفاده از قانون بازار در افزایش قیمت ها بوده اند؛ در عین کاهش تقاضا در جامعه هم، توانسته بودند همچنان بهانه هایی برای قیمت گذاری های افزایشی در لباس قانون بازار، پیدا کرده و افزایش قیمت ها را دنبال کنند.
تفاوت پایداری افزایش هزینه های تولید با پایداری سیاست پولی ( علم اقتصاد سیاست پولی را در اسم و ظاهر به صورت سیاست پولی مرتبط با تولید معرفی کرد چرا که پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را به صورت پنهانی به آن نسبت و سیاست پولی را تفسیر کرد) این است که تورم مرتبط با پایداری سیاست پولی مرتبط با بازار محصول، برای یک سال است یعنی سیاست پولی مرتبط با بازار محصول در سالهای بعد تورم ایجاد نمیکند و همان سطح قیمت ایجاد شده حفظ میشود. پایداری سیاست پولی مرتبط با بازار محصول، پیامد حفظ سطح تولید قبل از اجرای سیاست پولی و حفظ سطح قیمت افزایش یافته اولیه (پس از اجرای سیاست پولی)، میشود در حالی که در پایداری افزایش هزینه های تولید، تورم سالانه تکرار میشود روند افزایشی نیز میتواند ایجاد باشد. سوای این که یک شوک در افزایش هزینه های تولید نیز، میتواند پایداری سطح قیمت افزایش یافته و حتی تورم های جدیدتر را به علت تعمیق یافتن قانون بازار دنبال کند. بنابراین پایداری سیاست پولی مرتبط با بازار محصول موجب ایجاد تورم سالانه نیست بلکه موجب بازگشت سطح تولید به سطح اولیه خود(سال قبل از سال صفر: اگر سال صفر را سال اجرای سیاست پولی مرتبط با بازار محصول در نظر بگیریم) و حفظ سطح قیمت سال صفر است. این نشان میدهد که حتی در پایداری سیاست پولی مرتبط با بازار محصول نیز، تورم سالانه وجود ندارد چه رسد به آنکه سیاست پولی به درستی تفسیر شود و قید های بلاعوض بودن و پایدار بودن نیز، در تفسیر درست نیز اعمال گردد و با فهم جایگاه واقعی سیاست پولی، تفسیر جدید از سیاست پولی مرتبط با بازار محصول نیز بیان گردد (پیامد سیاست پولی درست و پایدار، حفظ تولید افزایش یافته در عین عدم تورم و جایگزین شدن حمایت به جای قانون بازار است).
فهم و معرفی درست اقتصاد، سبب میشود که امکان بازی برد برد بین سیاستمداران دوستدار فعالیت اقتصادی یا صاحبان شرکت های بزرگ، و اقتصاد مردمی فراهم شود. و بدون اینکه سیاستمداران دوستدار فعالیت اقتصادی یا صاحبان شرکت های بزرگ، نیاز به آن پیدا کنند که از طریق مالکیت های بزرگ و طی کردن قوانین بازار، سودهای خود را در افزایش فروش یا قیمت، افزایش دهند؛ می توانند همان سودها و درآمدها را دنبال کنند. بدون این که نیاز باشد شرایط برای نیاز به واردات، دنبال شود تا سودهای جدید به اصطلاح تعریف شود، میتوان همان سودها را از اقتصادی که از طریق جایگزینی حمایت به جای قانون بازار، ظرفیت بازی برد برد را ایجاد کرد، به صورت پایدار و بلاعوض اخذ کرد. اقتصادی که از طریق حمایت مالی درست و پایدار، رفتار تولید کنندگان خود را وابسته به خود کرده و اقتصاد را بدون اینکه در نتیجه حمایت مالی معرفی گرداند در خود حمایت مالی درست و پایدار معرفی گرداند، ظرفیت بازی برد برد را نیز ایجاد نموده است.
برخی مرتبط ها:
انتقاد از علم اقتصاد با محوریت سه واژه اقتصاد، پویایی و سیاست پولی
بیان مساله ای برای تحقیق در رشته اقتصاد.
آیا علم اقتصاد به ما کلک زد؟ Is economics a lier?
آیا علم اقتصاد به ما کلک زد(گزارش دوم)؟ Is economics a lier?
اغراض سیاسی در گفتمان علم اقتصاد با محوریت واژه پایداری
و
گزارش دوم تورم در علم اقتصاد، در ضمیمه گزارش: اغراض سیاسی در گفتمان علم اقتصاد با محوریت واژه پایداری
Wednesday, 28 January , 2026