مقدمه:
تحقیقات از ارتباط نقینگی با تورم در اقتصاد ایران انجام میشود ولی تحقیقی انجام نشده است که پاسخ به این سوال را در غیر از جواب های کلیشه ای مانند شکاف نرخ رشد یا عدم هدایت نقدینگی به تولید ارائه دهد این در حالی است که نرخ رشد بالای نقدینگی از تولید ناخالص داخلی کشورهای مختلف و عدم تاثیر گذاری بر تورم گویای آن است که ابعاد ارتباط تورم با نقدینگی به گونه ای دیگری نیز میتواند باشد و تعریف شود که در مورد آن حداقل در اقتصاد ایران غافل بوده و اطلاع نداریم!
سه سوال در حوزه اقتصاد پولی:
سوال اول: چرا رابطه نقدیگی و تورم در گشورهای دیگر برقرار نیست (ولی در ایران است)؟ به بیان دیگر چرا در کشورهای توسعه یافته با وجود شکاف بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ تولید به نفع نقدینگی، تورم تحت تاثیر قرار نگرفته است؟
سوال دوم آیا نقد های درون ماهیتی به نظریه تورم پولی میلتون فریدمن نیز میتوان وارد کرد؟
یعنی:
الف: آیا برای تایید نظریه تورم پولی میلتون فریدمن چاره ای جزء در نظر گرفتن افزایش هزینه نهایی حداقل معادل دو بار افزایش قیمت، (برای تایید این نظریه) وجود دارد؟
ب: آیا فروض در نظر گرفته شده در تئوری فریدمن می تواند در تمام زمینه ها مصداق عینی و واقعی داشته باشد ؟
سوال سوم: آیا میتوان از رابطه علت و معلول معکوس نقدینگی و تورم در اقتصاد ایران صحبت کرد به این معنا که نقدینگی معلول تورم در اقتصاد ایران باشد و علت تورم دراقتصاد ایران متغیر دیگری بوده است؟
سه پاسخ:
پاسخ به سوال اول: ماهیت هدایت نقدینگی به بخش تولید در کشورهای توسعه یافته با اقتصاد ایران فرق می کند و این جواب مساله است. عدم تمرکز بر وام (در عین نرخ بهره پایین) و تمرکز بر حمایت از تولید در مصادیق و هدف گذاری های مختلف (حمایت از تولیدکنندگان مردمی با اولویت شرکت های میکرو و کوچک) در ماهیت بلاعوض و به صورت پایدار و بدون مقدم کردن تولید کالای ملموس بر عرضه حمایت، میتواند باعث قطع ارتباط نقدینگی و تورم شود( گزارش مرتبط اینجا: فقدان یا عدم بیان نظریه های جدید برای بیان روابط جدید متغیر های اقتصادی).
پاسخ به سوال دوم: نقد هایی میتوان به نظریه میلتون فریدمن به صورت درون ماهیتی وارد کرد. ابتدایی ترین ایراد درون ماهیتی آن است که نظریه تورم پولی، از فرض منحنی عرضه (اولین پیامد افزایش تقاضا افزایش قیمت است)، استفاده کرده است در حالیکه چارچوب عرضه و تقاضا صرفاً بر مبنای یک فرض بنا نهاده شده بود و است.
پاسخ به سوال سوم: نقدینگی میتواند عامل تورم نباشد اگر در ماهیت درست عرضه شود ولو آنکه نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید نیز بیشتر باشد. این که رابطه نقدینگی و تورم از طریق رابطه عکس بخواهد نقص شود از این جهت که علتی دیگر برای این نقص این رابطه وجود دارد، چندان جالب نیست سوای این که ممکن است این تصور ایجاد شود که نقدینگی های ایجاد شده به واسطه تورم برای جبران افزایش نیاز به پول بوده است در حالیکه ممکن است سهم بالای این نقدینگی در اختیار صاحبان اصلی بازار پول قرار گرفته باشد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026