سلام به کشورهای در حال توسعه شما می دانید چندین سال و چندین دهه است که بی وقفه در حال حرکت در هدف گذاری صنعتی شدن هستید ولی همچنان عقب هستید؟ شما می دانید چرا این گونه است؟ شما باید یک کار در کنار تمام کارهایی که فکر کردید درست بوده و انجام دادید انجام […]

سلام به کشورهای در حال توسعه

شما می دانید چندین سال و چندین دهه است که بی وقفه در حال حرکت در هدف گذاری صنعتی شدن هستید ولی همچنان عقب هستید؟ شما می دانید چرا این گونه است؟

شما باید یک کار در کنار تمام کارهایی که فکر کردید درست بوده و انجام دادید انجام داده و به کارهای خود اضافه کنید.

واژه سیاست پولی را که می شناسید؟

بله. ولی به این شکل از این سیاست استفاده کنید.

قرار نیست که اولین پیامد سیاست پولی کاهش نرخ بهره باشد و قرار نیست افزایش تقاضای محصول و افزایش قیمت محصول نهائی جلوتر از تولید باشد که تولید معلول آن در نظر گرفته شود!

فراموش کنید! شما بیایید سیاست پولی را به صورت خلق پول بلاعوض و پایدار در نظر بگیرید!

از کجا شروع کنیم؟

این خلق پول بلاعوض و پایدار را در ابتدا به شرکت های تحقیق و توسعه تجربی که در حوزه تولید مواد اولیه صنعت یا کشاورزی کار می کنند تعریف کرده و بدهید. سپس کشاورزان و تولید کنندگان مواد اولیه را نیز تحت حمایت مالی درست (بلاعوض) و پایدار قرار بدهید.

شما می خواهید با این کارتان رفتار تولید کننده کالاهای مواد اولیه را تحت تاثیر خود قرار بدهید تا به جای آنکه پاداش خود را در فروش و قیمت گذاری و تبعیت از قانون بازار ببینند، از شما به عنوان یک دولت یا سیاست گذار ببینند.

قدم بعد آن باشد که خلق پول بلاعوض و پایدار خود را از شرکت های میکرو تحقیق و توسعه تجربی و تولید کننده کالاهای نهائی قرار بدهید(البته این حمایت مالی بلاعوض و پایدار میتواند قدم اول شما هم باشد چون وقتی سیاست پولی بلاعوض و پایدار برای تولیدکنندگان کالاهای نهایی تعریف میشود، هزینه نهایی که تولید کنندگان کالاهای مواد اولیه بر اساس قانون بازار! بر تولید کنندگان کالاهای نهائی وضع می کنند برای تولید کنندگان کالاهای نهائی حکم هزینه نهایی میتواند پیدا نمی کند و عملاً پایداری سیاست پولی بلاعوض، حفظ سطح تولید افزایش یافته در عین عدم افزایش قیمت را می تواند دنبال کند) .

وقتی منابع بلاعوض به آنها می دهید، سراغ خرید کالاهای مواد اولیه می کنند. قیمت کالاهای مواد اولیه تغییر نمی کند چون تولید کنندگان کالاهای مواد اولیه تحت تاثیر حمایت قرار گرفته و حمایت مالی درست و پایدار برای آنها جایگزین قانون بازار شده است.

تقاضای کالاهای مواد اولیه بدون اینکه هزینه نهائی تولید کنندگان کالاهای نهائی را افزایش دهد؛ منجر به تولید کالاهای نهائی میشود. اصلاً تورمی رخ نداد و تورمی هم در کار نبود!

چه اتفاقی افتاد؟

متوجه شدید که اقتصاد همان ابزار پویایی بود. سیاست پولی + تحقیق و توسعه تجربی

وقتی سیاست پولی را به صورت حمایت مالی بلاعوض و پایدار به تحقیق و توسعه تجربی اختصاص می دهید در حقیقت شما درآمد سرانه جامعه خود را افزایش داده و درآمد سرانه افزایش یافته را حفظ می کنید. شما این حمایت مالی را کورکورانه در بازار عرضه نمی کنید که بعد بخواهد با کاهش نرخ بهره به تولید کنندگان خود کمک کنید. ارتباط مستقیم با تولید کنندگان خود برقرار می کنید و رفتار تولیدکنندگان به جای قانون بازار تابع حمایت شما می شود یعنی اولین پیامد سیاست پولی بلاعوض و پایدار از شرکت های تحقیق و توسعه تجربی و تولید کنندگان افزایش خدمات یا تولید آنها است بدون اینکه نرخ بهره بخواهد مشوق این امر باشد و یا افزایش قیمتی معادل هزینه نهایی تولید برای کالاهای نهائی ایجاد بشود.

کشورهای در حال توسعه چقدر میخواهند اقتصاد را در صنعتی شدن و نه در حمایت درست و پایدار از صنعتی شدن! ببینند؟

تا چه حد فکر میکنند سیاست پولی تورم زا است در حالیکه اقتصاد نظری حتی در چارچوب بازار نیز پیامد سیاست پولی را درست بیان نکرده است(چرا قانون بازار برای تولید کنندگان کالاهای نهائی به صورت پیشی گرفتن قیمت معلول افزایش تقاضا از تولید در نظر گرفته است در حالیکه در بازار تولید کالای نهائی افزایش تقاضا محصول نهائی مقدم به تولید آن نشده است؟).

سوای این که کشورهای در حال توسعه، می توانند به گونه ای از سیاست پولی استفاده کنند که حتی اثر گذاری مثبت آن به خاطر این مصداق از قانون بازار که سیاست پولی منجر به کاهش نرخ بهره میشود، نباشد و یا محدود به آن نباشد. یعنی حمایت مالی بلاعوض و پایدار به صورت مستقیم به شرکت های میکرو و تولید کنندگان تعریف شود تا حمایت جایگزین قانون بازار شود و محرک سرمایه گذاری، به جای کاهش نرخ بهره، اعتماد به سیاست های دولت ای که تامین کننده و تضمین کننده پاداش او شده است قرار بگیرد.

تلاش کشورهای در حال توسعه در صنعتی شدن کمتر از کشورهای توسعه یافته نیست و حتی این تلاش بیشتر نیز است.

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن image-19.png است

این تلاش ها نرخ رشد اقتصادی کشورهای توسعه نیافته را بیشتر کرده است ولی آیا جزء این اثری مثبت! داشته است؟ آیا تکلیف عدم همگرایی درآمد سرانه حل شد.

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن image-18.png است

نمی گوییم هدف گذاری برای صنعتی شدن نشود می گوییم به حمایت مالی بلاعوض و پایدار فکر شود.

نمیخواهیم در انتقاد به اقتصاد نظری که سیاست پولی را تورم زا معرفی کرد بمانیم. میخواستیم سیاست پولی را در مصداق بلاعوض و پایدار تعریف کنیم تا حتی اثر مثبت آن در افزایش تولید را از رهگذر قانون بازار هم نبینیم.

ضمیمه:

موافق هستید تا زمانی که کیک تولید ناخالص داخلی شما بزرگ نباشد، سهم هر چیزی کوچک خواهد بود؟ اگر این است موافق هستید که باید راه بزرگ شدن این کیک اقتصادی پیدا شود؟ دنیا جای سختی برای زندگی کردن نیست. برای بزرگ شدن کیک اقتصادی، نیاز نیست نرخ رشد های بالا را پیش روی خود بگذارید تا مثلا بعد از بیست سال کیک اقتصادی شما بزرگتر شود. شما در حال انجام کار درست می باشید. زمینی دارید و به آن سر می زنید و تولیدی حداقل برای خودتان یا زن و بچه یتان از آن زمین بدست می آورید. این یک کار مثبت است و دولت می تواند برای این کار شما به شما پرداختی بلاعوض و پایدار تعریف کند و همیشه هم نظارت بر پایدار بودن کار مثبت شما نیز انجام دهد. مصادیق حمایت بلاعوض و پایدار لزوماً حمایت از ایده های دانش بنیان تحقیق و توسعه تجربی نیست. نتیجه چه میشود؟ کیک اقتصادی جهش پیدا میکند. چگونه؟ حمایت درست و پایدار تعریف شد. آیا قرار است تورم ایجاد شود؟ تولید کننده بخش خصوصی خرده کسب وکاری که حال تقاضای مواد اولیه خود را افزایش می دهد با وجودی که ممکن است مواداولیه تحت تاثیر قانون بازار گران شود، به علت این که این هزینه برای او هزینه نبوده است(حمایت از این کسب و کار خرده به صورت بلاعوض بوده است)، میتواند قیمت گذاری خود را افزایش ندهد چون عملاً هم هزینه نهایی او افزایش پیدا نکرده است. آن فردی که زمینی داشت و برای خود تولیدی انجام میداد، حال آنچه تاکنون غیر اقتصادی می پنداشته است، اقتصادی می داند و انگیزه برای استمرار آنچه تاکنون انجام میداده است(ولو آب دادن یک درخت باشد) بیشتر پیدا میکند.آیا درآمد ی که به او داده میشود منجر به تورم میشود؟! شما به حمایت فکر کنید به درست بودن ماهیت حمایت و پایداری آن. علم نظری اقتصاد درصد حمایت از کسب و کار و کارآفرینی به تولید ناخالص داخلی را بیان نکرد و در پاسخ به چرایی عدم همگرایی درآمد سرانه، حتی صورت مساله سوال را نیز درست بیان نکرد و در پاسخ به سوال نیز یا سوال را یا بی پاسخ باقی گذاشت یا پاسخ های قبلی را تکرار کرد و یا پاسخ های نادرست ارائه داد. بازدهی نسبت به مقیاس در تکنولوژی وجود ندارد. ماهیت حمایتی که یکی از مصادیق آن بر تکنولوژی قرار گرفته بود؛ در جهش کیک تولید ناخالص داخلی نقش داشته است.