چند چکیده اقتصادی: اصلاح تفسیر سیاست پولی سبب می شود که نظریه تورم پولی یا نظریه فشار تقاضا زیر سوال برود چون با اصلاح تفسیر سیاست پولی مشخص می شود که ارتباطی بین سیاست پولی و بازار تقاضای محصول نهایی نیست. با اصلاح ماهیت تعریف ابزار سیاست پولی، نظریه فشار هزینه نیز برای تفسیر پیامد […]
چند چکیده اقتصادی:
اصلاح تفسیر سیاست پولی سبب می شود که نظریه تورم پولی یا نظریه فشار تقاضا زیر سوال برود چون با اصلاح تفسیر سیاست پولی مشخص می شود که ارتباطی بین سیاست پولی و بازار تقاضای محصول نهایی نیست.
با اصلاح ماهیت تعریف ابزار سیاست پولی، نظریه فشار هزینه نیز برای تفسیر پیامد سیاست پولی موضوعیت خود را از دست می دهد.
اصلاح تفسیر سیاست پولی + ابزار جدید سیاست پولی(که واقعاً مصداق سیاست پولی باشد و نقدینگی فعالان اقتصادی را افزایش دهد) سبب می شود بتوان گفت سیاست پولی منجر به تورم نمی شود چون نه موتور نظریه تورم فشار تقاضا و نه موتور نظریه تورم فشار هزینه فعال نمی شود.
بنابراین ابزار جدید سیاست پولی در شرایطی درآمد سرانه را افزایش می دهد که تورم ایجاد نمیشود. حال سوال این است که آیا قانون بازار قدرت به انجام چنین کاری دارد؟
بنابراین ابزار جدید سیاست پولی می تواند نقطه اعتراضی به اقتصاد متعارف یا لیبرالیسم اقتصادی که با اکتفا دانستن قانون بازار، نظریه پردازی موافق با تمام ابزارهای سیاست گذاری نکرد؛ باشد.
خود ابزار جدید سیاست پولی ارتباط جدی با قانون بازار پیدا نمی کند ولی با لیبرالیسم اقتصادی در مکفی خواندن قانون بازار و بی نیازی از سیاست گذاری های دیگر و حتی تئوری پردازی برای تایید این بی نیازی، ارتباط جدی و ان هم از نوع مخالفت پیدا می کند.
…
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026