تکنولوژی به کمک سیاست پولی برای ارتقاء درآمد سرانه آمد. این کمک اولیه تکنولوژی بود. جامع بودن نگاه به تکنولوژی (و یا رعایت اولویت ها) پیامدهای دیگر هم داشت. متاسفانه تکنولوژی به عنوان بازده به مقیاس فزاینده یاد شد در حالیکه نرخ رشد بهره وری فرقی نکرده است. تکنولوژی به علت گسترده دید ایده های نوآورانه یا فناورانه یا نوآورانه و فناورانه به کمک ابزار درست سیاست پولی آمد تا ابزار درست سیاست پولی بتواند ارتقاء در آمد سرانه را رقم بزند. تاسف مجدد این است که ابزار درست برای سیاست پولی نیز معرفی نشده است.

گزاره اول: هدف گذاری برای خلق تکنولوژی (چه تکنولوژی تحقق پیدا کند و چه تحقق پیدا نکند) در کنار مصداق درست سیاست پولی (خلق پول از هیچ منبع حمایت مادی بلاعوض و پایدار از شرکت های میکرو قرار بگیرد) سبب ارتقاء درآمد سرانه در عین تنزل سطح قیمت ها میشود و از آنجا که اشتغال در این حوزه فزاینده است، انتظار استمرار حمایت مادی بلاعوض و پایدار می رود(نکته یک : در نظریه های کلان اقتصاد، تورم ناشی از سیاست پولی به افزایش تقاضای نهایی نسبت داده شده است در حالیکه اگر قرار به مقدم کردن قانون بازار هم باشد، قیمت کالاها و مواد اولیه ناشی از قانون بازار افزایش پیدا می کند. بنابراین درست آن بود که تورم سیاست پولی به افزایش هزینه های تولید نسبت داده می شد، حال اگر سیاست پولی بلاعوض باشد افزایش قیمت مواد اولیه می تواند حکم افزایش هزینه نهایی تولید پیدا نکند. بنابراین گزاره انتظار افزایش دستمزد و این که در نهایت سیاست پولی نیز خنثی تلقی گردد نیز؛ موضوعیت پیدا نمی کند. نکته دو: خدمات نامشهودی هستند که در تولید ناخالص داخلی معرفی نمی شوند در شرایطی که عامل اصلی ارتقاء و حفظ درآمد سرانه هستند. مثال از این خدمات نامشهود، کسانی هستند که حمایت های مادی پرداختی در ماهیت درست به آنها انجام شده است ولی نتیجه تلاش شان نتوانسته است به یک کالا تبدیل شود. پرداختی به متقاضیان محقق کردن ایده ها نوآورانه یا فناورانه یا نوآورانه + فناورانه که نتیجه کار آنها منجر به خلق تکنولوژی نشده است جزء تولید ناخالص داخلی معرفی نشده است. ضمن این که حتی اگر تکنولوژی به کالا تبدیل شود ارزش بهای تکنولوژی کمتر از ارزش حمایت مادی درست برای خلق آن است. ضمن این که حمایت مادی درست و پایدار جامع و مستقیم، تنها در حوزه تکنولوژی نیست و فاعلان فعالیت های مثبت دیگر و تولید کنندگان نهائی را نیز می تواند شامل شود. اینها یعنی معرفی ابزار درست سیاست پولی علاوه بر عدم انتقال تورم فشار هزینه به تورم نهائی، ارتقاء و حفظ درآمد سرانه را نیز سبب می شود. با معرفی نشدن ابزار درست سیاست پولی، فرصت برای خودنمایی پاسخ های نادرست به علت عدم تورم و علت عدم همگرایی درآمد سرانه داده شده است. سوای این که آن پاسخ ها نیز خود برآمده از مغایرت با شواهد تجربی و عدم اصلاح نظریه ها است).

گزاره دو: جامع بودن هدف گذاری خلق تکنولوژی، به صورت مجزا پیامد دیگری دارد. جامع بودن هدف گذاری خلق تکنولوژی سبب می شود که اگر انرژی افزایش قیمت پیدا کنید این افزایش قیمت در حکم شوک قیمتی عمل نکند(مرتبط: https://commentnews.ir/?p=4275 و
https://commentnews.ir/?p=4291 )

بنابراین آنچه قبل از تکنولوژی است، در کنار مصداق درست و جدید سیاست پولی، ارتقاء دهنده درآمد سرانه و حفظ آن و حفظ تنزل سطح قیمت ها است که این به معنای ایجاد اقتصاد است و خود تکنولوژی و جامع بودن انتخاب تکنولوژی، پیامدهای دیگری را نیز ایجاد می کند مانند کاهش آسیب پذیری به افزایش قیمت هایی که در یک اقتصاد می توانستند به عنوان قیمت های کلیدی قرار بگیرند.

یادآوری:

شاید گفته شود شما از سیاست ای صحبت می کنید که اقتصاد متعارف آن را رد کرده است. قبلاً گفته ایم که انتقاد ها به حمایت مادی از دو زاویه انجام میشود. شما انتظار نداشته باشید در کشوری که مالکیت ها در اختیار بخش خصوصی واقعی نیست و اگر بخواهد هم در اختیار بخش خصوصی واقعی قرار بگیرد تمایل به آن است که از طریق قانون بازار این کار انجام شود؛ حمایت مادی در ماهیت درست هم بخواهد به کنندگان اصلی و پیشبرندگان اصلی ایده های فناورانه ، برسد (ایده های فناورانه ماهیت بازده به مقیاس فزاینده اشتغال دارد که از طریق مصداق درست سیاست پولی – حمایت مادی بلاعوض پایدار جامع مستقیم- در کنار ارتقاء درآمد سرانه، می تواند متجلی شود). بنابراین اگر انتقاد شود که حمایت مادی منجر به توسعه رانت است مساله در جای دیگری خوابیده است. این که اقتصاد متعارف به این سیاست انتقاد کرده است اولاً اقتصاد متعارف تا آنجا که توانسته واژه حمایت را سوق به حمایت های غیر مادی داده است مانند نظام تعرفه و اگر هم مسیر مصداق یابی این واژه را در پول تعریف کرد منظور مستقیم خود را در حمایت مالی با بهره (وام) معرفی کرد. دوماً اقتصاد متعارف هیچ وقت اشاره به این نکرد که اگر سیاست پولی بلاعوض در جامعه نباشد سطح نقدینگی افزایش پیدا نمی کند و ضروری است که سیاست پولی بلاعوض باشد. سوماً ضمن این که ضرورت سیاست پولی بلاعوض بیان نشد، این سیاست از طریق عدم اصلاح نظریه اقتصاد کلان ریل گذاری ای به سمت تورم زایی پیدا کرد که با سوار کردن نظریه تورم پولی بر ریل گذاری اصلاح نشده اقتصاد کلان این برچسب بر سیاست پولی به طور کلی توسط اقتصاد متعارف زده شد. بنابراین وقتی انتقاد از واژه حمایت مادی می شود؛ اول از همه از این منظر که از کدام حمایت مادی صحبت می کنید و دوم از این منظر که این حمایت مادی در ماهیت درست دقیقاً در اختیار چه کسانی قرار گرفته است و آیا به صورت جامع در اهداف و گیرندگان بوده است یا خیر؛ باید سوال و پاسخ درست داده شود تا بعد گفته شود اگر انتقادی از حمایت مادی در ماهیت درست باقی مانده است از عدم اصلاح نظریه اصلاح کلان می باشد.