اغراض سیاسی در گفتمان علم اقتصاد با محوریت واژه پایداری: ۱- در علم اقتصاد واژه پایداری آنجا که باید می آمد، نیامد. ۲- وقتی هم مورد استقاده قرار گرفت، اغراض سیاسی دنبال شد. بین سیاست پولی پایدار و شوک هزینه در حفظ تورم ایجاد شده تفاوتی نیست (و اگر هم تفاوتی باشد از لحاظ روانی […]

اغراض سیاسی در گفتمان علم اقتصاد با محوریت واژه پایداری:

۱- در علم اقتصاد واژه پایداری آنجا که باید می آمد، نیامد.

۲- وقتی هم مورد استقاده قرار گرفت، اغراض سیاسی دنبال شد. بین سیاست پولی پایدار و شوک هزینه در حفظ تورم ایجاد شده تفاوتی نیست (و اگر هم تفاوتی باشد از لحاظ روانی بین سیاست پولی پایدار مرتبط با بازار محصول و شوک هزینه؛ قدرت شوک هزینه برای استمرار تورم از طریق تعمیق قانون بازار بیشتر است) ولی چون علم اقتصاد به وجود تفاوت بین شوک هزینه و سیاست پولی در اثر گذاری بر تورم نیاز داشت؛ پایداری را ملاک و ابزار مرتبط کردن تورم دهه ۱۹۷۰ به سیاست پولی و نه شوک هزینه ناپایدار کرد.

سیاست پولی پایدار(در همان چارچوب تفسیر علم اقتصاد) بازگشت تولید به قبل، و حفظ همان تورم ایجاد کرده را دنبال میکند. تمام سیاست پولی سال صفر به صورت نشت از اقتصاد خارج میشود و سیاست پولی سال یک، زنده مانده همان سیاست سال صفر را دنبال میکند.

۳- آنجا که واژه پایداری نیامد: بازگشت تولید به قبل، از طریق پیامد رسیدن هزینه نهایی، به درآمد نهایی دنبال شد در حالیکه رسیدن هزینه نهایی به درآمد نهایی بازگشت تولید به قبل نیست. این که کاهش تولید از طریق پیامد رسیدن هزینه نهایی به درآمد نهایی دنبال شد در حالیکه رسیدن هزینه نهایی به درآمد نهایی، به معنای کاهش تولید نیست؛ یک ایراد بر علم اقتصاد بود و علم اقتصاد نباید بر اساس رابطه قراردادی انتقال منحنی عرضه به چپ، پیامد رسیدن هزینه نهایی به درآمد نهایی را تفسیر می کرد.

علم اقتصاد آنجا که به نفع اغراض سیاسی خود بوده است تفسیر بر اساس قراردادهای خود را دنبال کرد و گرنه آنجا که به نفع اغراض سیاسی نبوده، این دنبال نشد.

برای ارتباط دهی پیامد بازگشت تولید به سطح قبل، باید واژه پایداری مورد استفاده قرار میگرفت تا گفته شود دیگر تولید کننده آن تقاضایی را که قرار است هزینه نهایی به درآمد نهایی آن برسد را تامین نمیکند.

نکته۱:

اگر سیاست پولی (مرتبط با بازار محصول!) پایدار نباشد: اول از همه، بازگشت قیمت به سال قبل از سال صفر، در سال یک را داریم. پس از بازگشت قیمت، تولید نیز به سطح قبل از سال صفر (سال صفر سال اجرای سیاست پولی) باز میگردد.

اگر سیاست پولی (مرتبط با بازار محصول!) تکرار شود: سطح تولید همان سطح تولید قبل از سیاست پولی سال صفر، خواهد شد. سطح قیمت ها نیز همان سطح قیمت سال صفر باقی خواهد ماند.

نکته ۲:

آنچه گفته شد با در نظر گرفتن تفسیر علم اقتصاد از سیاست پولی بود. ایراد اصلی به علم اقتصاد آن است که پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار محصول، را برای پیامد سیاست پولی (مرتبط با بازار تولید) قرار داده است. اگر از ابتدا سیاست پولی به درستی تفسیر میشد داشتیم:

پیامد سیاست پولی اگر پایدار بود: اگر غیر بلاعوض بود در صورت افزایش قیمت مبتنی بر هزینه نهایی تولید، افزایش سطح تولید و حفظ تولید افزایش یافته را داریم.

پیامد سیاست پولی اگر پایدار بود: اگر حمایت مالی بلاعوض بود، افزایش سطح تولید در عین حفظ تولید افزایش یافته، توام با عدم افزایش قیمت خواهد بود.

اگر سیاست پولی به درستی تفسیر میشد، جایگاه سیاست پولی در اقتصاد و نحوه ارتباط متغیرها با این عنصر بهتر شناخته میشد.

ضمیمه:

تورم در علم اقتصاد (گزارش دوم)

اصلاحیه بخشی از گزارش: تورم در علم اقتصاد(گزارش دوم):

علم اقتصاد به جای بیان پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار تولید؛  با جایگذاری افزایش تقاضای محصول نهایی به جای افزایش تقاضای مواد اولیه، پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را (ولی به اسم پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار تولید) بیان کرد. 

سیاست پولی یا تصمیم به افزایش تولید برای تولید کنندگان را ایجاد میکند یا ایجاد نمی کند. اگر ایجاد نکرد که افزایش قیمت ایجاد نمیشود و اگر ایجاد کرد؛ یک تولید کننده چون با علم به افزایش قیمت نهاده های تولید، تصمیم به افزایش سرمایه گذاری گرفته است؛ افزایش قیمت در کنار افزایش تولید خواهد بود. در صورتی که سیاست پولی (حمایت مادی)، بلاعوض به تولید کنندگان داده شود، افزایش قیمت مواد اولیه به افزایش قیمت محصول نهایی ختم نمی شود و افزایش قیمت مواد اولیه چون مرتبط با تورم و کاهش قدرت خرید کارگران نمی شود معادل خود، افزایش دستمزد  نیز دنبال نمی شود. بنابراین پیامد سیاست پولی یا عدم تورم و عدم تولید است و یا افزایش تولید و عدم تورم. ضمن اینکه فقدان اجرای سیاست پولی درست، خود عامل تورم می تواند در نظر گرفته شود خلاف آنچه علم اقتصاد می گوید تورم از سیاست پولی است و باید کنترل سیاست پولی دنبال شود.

تورم در علم اقتصاد (گزارش اول)