وقتی صحبت از کاهش ارزش پول است خوب این مساله توصیف میشود و حتی تولید ناخالص داخلی هم زیر سوال برده میشود که رشد آن رشد کاهش ارزش پول است نه رشد تولید. ولی وقتی در مورد راه کار صحبت میشود از سادگی ضروت اتخاذ سیاست گذاری درست حمایتی با این صحبت ها که تورم مرتبط با نقدینگی ای است که در دست مردم است و باید نرخ بهره افزایش یابد و غیره صحبت نمیشود..

کامنت نیوز: از اینکه تورم منجر به افزایش بی عدالتی میشود به خوبی صحبت میشود حتی به جزئیاتی از ابعاد فقر اشاره میشود که تاکنون کسی بدان اشاره نکرده است ولی در عین حال بیان میشود که علت تورم افزیش نقدینگی است و باید نرخ سودها افزایش پیدا کند تا این نقدینگی جمع شود. ولی پاسخ یک کلمه است این نقدینگی در دست مردم نیست که اگر از دست مردم جمع شود تورم کنترل شود.افزایش نرخ بهره به سود همان کسانی است که نقدینگی در دست آنها است که قیمت ها را تغییر میدهند. البته راه کار کاهش نرخ بهره نیست. راه کار اتخاذ سیاست گذاری درست حمایتی است. کشورهای توسعه یافته چند برابر ایرانیان نقدینگی در اختیار دارند چرا آنجا قیمت ها تغییر نمی کند با آنکه هم نرخ نقدینگی و هم سطح نقدینگی از نرخ و سطح تولید ناخالص داخلی هم بیشتر است. اقتصاددانان نیز یادگرفته اند اقتصاد را به عملکرد مردم نسبت دهند. بورس را نماینده حضور مردم می دانند تا اگر ارز گران شد ان را به رفتار مردم در بورس نسبت دهند در حالیکه بیش از هشتاد درصد افرادی که در بورس هستند سرمایه آن به صورت سهام و نقد کمتر از ده میلیون تومان می باشد.

ضمیمه:

گزارش مرتبط:

اقتصاد در ایران

ویژگی های انتخاب یک کسب و کار خوب؟!

کدام درست است: حمایت متهم است، اطلاق حمایت نادرست به حمایت متهم است..