این گزاره که انسان ها به صورت کلی در یک خسران کلی هستند، گزاره ای مورد پذیرش است. این که چرا انسان ها برای مقابله با این گزاره اقدامی بایسته انجام نمیدهند را میتوان به این مرتبط کرد که با تعریف شاخص های نادرست در موفقیت و عدم موفقیت بر اساس یکدیگر، این امر مورد فراموشی آنها قرار گرفته باشد. 2050 از این منظر که شاخص سنجش موفقیت وعدم موفقیت انسان ها را تغییر دهد، میتواند امیدوار دهنده برای برداشت قدم هایی برای کاهش خسران کلی انسان ها باشد.

برخی دولت ها با دست نامرئی به اهداف خود می رسند! انسان به مرحله اوج اومانیسم می رسد که تجلی آن را در تغییر قواعدی که خدا آنها را ایجاد کرده است نشان میدهد! زندگی ها بیشتر خانوادگی شده لذا تمرکز در شهرها کم میشود!

در گزارش قبل، از تحولات تکنولوژی ۲۰۵۰ صحبت شد. تحولات تکنولوژی به تبع خود ارتقا سطح اقتصاد دیجیتال را هم به دنبال دارد. در ۲۰۵۰، مصنوعی هر چیزی امکان به وجود آمدن خواهد داشت. این مساله در ۲۰۲۰ هم امکان پذیر شده بود ولی تفاوت در ماهیت مصادیق هوش مصنوعی است. یک زمان انسان  در قالب یک رباتی ساخته میشود که هسته اصلی آن ربات، برنامه نویسی است که به او داده شده است و یک زمان انسان در قالب یک رباتی ساخته میشود که مغز مصنوعی دارد که در آزمایشگاه تولید شده است.

اقتصاد ۲۰۵۰ از منظر خانوادگی:

هر خانه یک آزمایشگاه ترکیب عنصر و خلق عنصر و ماده خواهد داشت. تقریبا نیاز به دولت کم میشود دیگر این گونه نیست که افراد خود، انگیزه های انتخاب واژه هایی به نام ملت و وطن و غیره را برگزینند. چرا که نیاز های انسان در یک محیط آزمایشگاهی تامین میشود. این گونه نیست که مردم در خانه های خود باشند و تنها در خانه ها تلویزیون هایی باشد که آنها را مشغول آن دارد که آیا واکسن کرونا توسط فلان شرکت فلان کشور ساخته شده است یا خیر! در ۲۰۵۰ هر خانه یک آزمایشگاه دارد و کاهش نیاز به آنچه با حمایت دولت ها ایجاد شده بود؛ کاهش نیاز به مفهوم وطن ملیت و غیره را ایجاد میکند. بر عکس جایگزین تمایل به واژگانی به نام مرز و استان و ایالت و غیره، خانواده میشود. خانواده، انتخابی میشود که افراد به آن پایبندتر میشوند این برای این است که نگرانی از اومانیسم سبب میشود که برای افراد غربیه همواره نگرانی بالقوه وجود داشته باشد.

دولت ها در ۲۰۵۰:

گفتیم که مصادیق هوش مصنوعی ارتقاء مییابد یک زمان شما از دستگاه های پزشکی بیماری خود را متوجه میشوید و یک زمان شما با حرف زدن با سلول های قلب و ریه و غیره این سوال را از آنها می پرسید الان که حال من خوب نیست مربوط به شماست و چه نقصی در شما ایجاد شده است؟ با ارتقاء مصادیق هوش مصنوعی جنبه مورد استفاده قرار گرفتن آن در مقیاس خانگی افزایش می یابد. تبعات آن بر افراد ارتقاء اومانیسم است آنها زندگی در کنار یکدیگر را کمتر ترجیح خواهند داد و مفهوم ملت و مرز کمتر مورد توجه قرار میگیرد. به تبع دولت ها نیز معنایی در این مساله که فلان سرزمین مال آنها باشد یا نباشد پیدا نخواهند کرد. ممکن است مصادیق اهداف سیاسی خود را به صورت دست نامرئی در همان اومانیسم ایجاد شده ببینند و از تلاش هایی برای دگرگون کردن آینده بشرییت در دو عالم دیگر پیش روی بشریت (برزخ و قیامت) استقبال کنند.

سخن پایانی:

۲۰۵۰ شاهد عدم موضوعیت کمیابی و گرسنگی خواهد بود قانون بازار دیگر معنا ندارد جنگ ها دیگر معنا ندارد چون انسان میخواهد کجا را تصرف کند و چرا؟ مصادیق آنچه انسان میخواهد بزرگ میشود و زمین من و تو حکم اسباب بازی کودکانه پیدا میکند و در عوض مصادیق بالاتر مانند تغییر نظم آفرینش، میتواند موضوعیت برای مورد توجه قرار گرفتن، قرار بگیرد.

اقتصاد سیاسی اقتصاد تکنولوژی ۲۰۵۰

ضمیمه۱ :علوم انسانی و اقتصاد تکنولوژی:

در سال ۲۰۵۰ کمتر مساله ای میماند که ذهن بخواهد جای خالی آنرا پر کند. همه چیز قابل رویت است. پزشکی قابل رویت است. اقتصاد قابل رویت است. سیاست قابل رویت است و حتی به آن نیاز نیست. روان شناسی قابل رویت است. این مساله سبب میشود که ادبیات  پیچده ذهنی که در قالب های مختلف علوم انسانی و گزاره ها عرضه میشد با میدانی از نور واقعیت ها مواجه شود که عملا گزاره ذهنی نیاز به بیان شدن پیدا نکند. در شرایطی که انسان به اوج فرد گرایی لذت خواهی و غیره میرسد ولی علمی به نام علوم انسانی به نظر نباشد که روانشناسی آن زمان انسان را انجام دهد. نتیجه گیری ها به سادگی تبدیل میشود انسان هر آنچه را که دنبال توصیف و علت یابی آن بود را خود دنبال می کند و جای خالی برای ذهن باقی نمی ماند.