پیشینه اقتصاد توسعه این بار از زبان موریس داب پل باران و اسکار لانگه / 1970/ به همراه اصلاح و جمع بندی

پیشینه ای بر ادبیات اقتصاد توسعه از زبان پل باران موریس داب و اسکار لانگه:

پل باران، موریس داب و اسکار لانگه(۱۹۷۲): “کشورهای توسعه نیافته چرا از رشد بازداشته می شوند؟(!): کشورهای توسعه یافته از نظر سطح زمین و جمعیت جهان در اقلیت اند. همه آنها در اروپا و آمریکای شمالی قرار دارند(مگر استرالیا و آفریقای جنوبی). در مقابل تقریباً تمامی قاره های آمریکای جنوبی، آفریقا و آسیا در سطح توسعه اقتصادی خیلی پایین تری قرار دارند. این مناطق وسیع کشورهای به اصلاح توسعه نیافته را تشکیل می دهند. این مناطق عقب مانده جهان اکثراً همان نواحی استعماری و نیمه استعماری سنتی می باشند. سرزمین های عقب مانده ای که برای قدرتهای بزرگ سرمایه داری، مواد کشاورزی و مواد خام و انرژی فراهم می کنند. این مناطق به عنوان منابع مواد خام ارزان و مواذ غذایی مورد بهره کشی قرار گرفته اند. پس از جنگ جهانی دوم بسیاری از این کشورها پایگاه سابق استعماری خود را به طور کامل رها کردها ند و سیاست استقلال سیاسی و اقتصادی خود را دنبال کرده اند. با این وجود هنوز مسائل عقب ماندگی آنها را احاطه کرده است و برای آنها مشکل است که نرخ رشدی که بالاتر از نرخ رشد کشورهای پیشرفته است برسند. استمرار این عقب ماندگای به دلایل زیر است: ۱- با یک سطح زندگی فلاکت بار انگیزه ای برای سرمایه گذار خصوصی باقی نمی ماند تا دلگرم به سرمایه داری در صنایع شود. ۲- به علت همین عدم اطمینان که در سرمایه گذاری صنایع وجود دارد، برای سرمایه دار خصوصی، سودمند تر آن می شود که به واردات تجارت (تجارت صادراتی یا تجارت اجناس تجملی وارداتی) و خرید زمین و بورس بازی یا ساختمانهای تجملی بپردازد. برای نمونه اسنادی را که در یکی از انتشارات سازمان ملل متحده به تجربه آمریکای لاتین منتشر شده است ببینید و این که در آنجا این گرایش وجود دارد که پس انداز های خصوصی به ساختن اقامتگاههای تجملی وارد گردد). نیتجه این عقب ماندگی اقتصادی نواحی استعماری، یا قبلا استعماری، یک نابرابری بزرگ و رزوافزون است.”

این نویسندگان آماری نیز در مورد عدم همگرایی درامد سرانه به روایت سال ۱۹۵۷ منتشر کردند:” کشورهای با درآمد بالا که ۱۸ درصد جمعیت جهان هستند با درآمد سرانه ۹۱۵ دلار ۶۷ درصد درآمد جهان را در اختیار دارند و کشورهای متوسط درآمد با ۱۵ درصد جمعیت جهان با درآمد سرانه ۳۱۰ دلار ۱۸ درصد درآمد جهان را در اختیار دارند.”

دو نکته و سپس نتیجه گیری:

دو نکته:

۱- اختلاف درآمد سرانه کشورهای پر درآمد از کشورهای متوسط در آمد در سال ۱۹۵۷ ، سه برابر بوده است. در حالیکه این نسبت در سال ۱۹۶۰ به هشت برابر رسید و تقریبا تا پایان ۲۰۲۰ نیز حفظ شد! بنابراین اختلاف عدم همگرایی کشورها در حال توسعه و توسعه یافته بیشتر مقطعی بوده و به علت پایدار بودن و فزاینده بودن حفظ شده است.

۲- کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته نرخ های رشد بالا و حتی بیشتر از کشورهای توسعه یافته را نیز تجربه و دنبال کردند(ولی همچنان مساله عدم همگرایی درآمد سرانه آنها باقی ماند).

جمع بندی:

دو نکته بیان شده دو ایراد از پیشینه اقتصاد توسعه از زبان پل باران موریس داب اسکار لانگه بود. ولی نکته اصلی این است که به درستی علت توسعه نیافتگی و باقی ماندن در توسعه نیافتگی بیان شده بود. درآمد سرانه پایین کشورهای در حال توسعه سبب میشود که عملاً انگیزه های سرمایه گذاری در صنایع در این کشورهای به شکل پایدار دنبال نشود. کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه ای که خواهان حل مشکلات اقتصادی خود هستند باید دو مرحله زیر از تصمیم گیری های زیر را دنبال کنند:

این کشورها در ابتدا باید توجه نیروی های محصل جامعه خود را متوجه اکتشاف و ایده پردازی در وجوه کاربردی علم فیزیک شیمی و یا ترکیب فیزیک شیمی و غیره قرار دهند. تا اذهان نیروهای محصل ظرفیت کارآفرینی پیدا کنند. سپس ظرفیت های موجود تولید و خدمات (تولید کنندگان کالاهای ملموس و غیر ملموس حتی خانه داری زنان خانه دار)، و ظرفیت های کارآفرینی ایجاد کرده را، تحت حمایت مادی بلاعوض و پایدار به تناسب پاداش و هزینه نهایی تولید قرار دهند. کشوری که این سیاست را دنبال کند، در عین آنکه مشاغل کارآفرینی را ایجاد کرده است، ظرفیت ارتقاء درآمد سرانه و از بین بردن محدودیت کمبود منابع را نیز ایجاد کرده است. این کشورها نباید نگران افزایش ارتقاء درآمد سرانه باشند. تعریف حمایت مادی بلاعوض و پایدار در بازار تولید برای تک تک افرادی که مشغول یک فعالیت مثبت اجتماعی هستند، کمک می کند که قیمت در بازار تولید ومحصول تابع قانون بازار نشود و تولید کنندگان خود رغبت به قانون بازار برای تعیین قیمت نداشته و اطمینان از حمایت مادی بلاعوض و پایدار دولت جایگزین قانون بازار برای قیمت گذاری گردد(ابزار توسعه، معرفی مصداق درست سیاست پولی و اجرای آن در ماهیت درست و پایدار است که علم نظری اقتصادی تک تک واژه های خودداری و معرفی های خود نیز معرفی های نادرست قرار داده است).

برخی مرتبط ها:

برخی مرتبط ها در موضوع اقتصاد توسعه در گذر نظریه پردازی ها:

گذری مجدد بر برخی اندیشه های توسعه

برخی مرتبط ها در موضوع ضرورت انتخاب حمایت و ماهیت درست حمایت:

سخن پایانی در مورد تعریف و جایگاه حمایت(گزارش دوم)

سخن پایانی در مورد تعریف و جایگاه حمایت(گزارش سوم)/ایرادات نگاه نقادانه اقتصاد متعارف به حمایت از بعد تنزل تعریف و جایگاه حمایت در اقتصاد

ای کشورهایی که وام می گیرید؛ چرا وام می گیرید؟(گزارش اول)!

ای کشورهایی که وام می گیرید چرا وام میگیرید(گزارش دوم)؟

برخی مرتبط ها در موضوع نادیده گرفتن معرفی درست واژه ها یا تفسیر درست پس از معرفی:

اغراض سیاسی در گفتمان علم اقتصاد با محوریت واژه پایداری

آیا علم اقتصاد به ما کلک زد؟ Is economics a lier?