ظهور تولید ملموس به راحتی میتواند اتفاق بیفتد شما می توانید در طی یک سال صد ها کارخانه ایجاد کنید که در سال بعد بهره برداری خود را آغاز کند ولی اگر دولت ها به مالکیت آن کارخانه ها دل خوش شدند و گرفتار بینش اقتصادی یا اهداف اقتصادی شخصی شدند؛ نقدینگی اصلی که ناشی از حمایت از اقتصاد بود به صورت درست وارد اقتصاد نشده و اقتصاد را از استفاده از پیامدهای مثبت خود دریغ میکند.

کامنت نیوز: از قبل از ۱۹۶۰ داده هایی پنهان شده است. حمایت درست از اقتصاد، نقدینگی در اقتصاد ایجاد کرد که آن نقدینگی عامل مخارج دولت و وعامل رونق خدمات شد. بر اساس آمار های بانک جهانی بخش صنعت، نزدیک بیست درصد، کشاورزی کمتر از دو درصد، خدمات بیش از ۶۰ درصد و مخارج دولت ۱۷ درصد از تولید ناخالص داخلی را شامل میشود. سهم درامدهای مالیاتی نیز (بر اساس آمار بانک جهانی) نزدیک به ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی بیان شده است. آیا این آمارها تمام ماجرای یک اقتصاد است؟ به نظر می رسد جریان نقدینگی ای که قبل از دهه ۱۹۶۰ برای حمایت از اقتصاد ایجاد شد و پس از ایجاد خود، نزدیک به ۹۰ درصد حجم اقتصاد را پوشش داد ماجرای پنهان علم نظری اقتصاد است. گردش نقدینگی که دولت ها از حمایت از اقتصاد و تولید ایجاد کردند منجر به تولید ملموس نزدیک به ۲۵ درصدی اقتصاد(به صورت تلویحی و بر اساس آمار بانک مرکزی) و رونق بخش خدمات و ارتقاء مخارج دولتی برای مصارف عمومی مانند سلامت و دفاع و غیره شد چرا که حمایت اولیه به صورت مستمر در اقتصاد ادامه پیدا کرد و متاسفانه در آمار ها به صورت مستقیم به آن اشاره نشد و نتایج آن به صورت مستقیم و غیر مستقیم وسیله معرفی تولید ناخالص داخلی گردید.

ظهور تولید ملموس به راحتی میتواند اتفاق بیفتد شما می توانید در طی یک سال صد ها کارخانه ایجاد کنید که در سال بعد بهره برداری خود را آغاز کند ولی اگر دولت ها به مالکیت آن کارخانه ها دل خوش شدند و گرفتار بینش اقتصادی یا اهداف اقتصادی شخصی شدند؛ نقدینگی اصلی که ناشی از حمایت از اقتصاد بود به صورت درست وارد اقتصاد نشده و اقتصاد را از استفاده از پیامدهای مثبت خود دریغ میکند.

سهم خدمات در تولید:

سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی:

سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی:

سهم هزینه های دولت در تولید ناخالص داخلی:

https://data.worldbank.org/indicator/NE.CON.GOVT.ZS?locations=OE

در گزارش قبل (نقش اندک سهم مالیات در کنترل قیمت مسکن در کشورهای توسعه یافته(گزارش اول)) در مورد چیستی علتی که سوداگری در اقتصاد کشورهای توسعه یافته را محدود کرده است سوال شد؟ به نظر پاسخ محدود شدن قوانین بازار به علت اصلاح روانیات منطبق بر عرف جامعه از طریق حمایت از اقتصاد و تولید بوده است. حمایت از اقتصاد و تولید به صورت آمار تولید ملموس و مخارج دولت و بخش خدمات نشان داده شده است این مساله ممکن است برخی کشورها به تمرکز در هدف گذاری افزایش تولید ملموس یا افزایش نرخ مالیات برای افزایش مخارج دولت و غیره ترغیب کند در حالیکه توجه های افراطی به تولید ملموس و یا افزایش مالیات گیری برای افزایش مخارج دولت تماماً روند های معکوس حمایت از اقتصاد و مردم را میتواند دنبال کند و امکان ارتقاء درآمد سرانه و کنترل قوانین بازار را فراهم نکند.

تقریباً حمایت از اقتصاد و تولید منجر به اعتماد مردم به دولت ها میشود. یعنی منطبق شدن یا نشدن انتظارات با قوانین بازار را میتوان از میزان اعتماد مردم از دولت ها متوجه شد:

https://data.oecd.org/gga/trust-in-government.htm

مردم دولتها را پولدار نمیتوانند بکنند تا قبل از این که دولتها آنها را پول دار کنند. ارتباط دولت و مردم از دولت به مردم و سپس از مردم به دولت میتواند باشد. مساله وجود نقدینگی های حمایتی ای است که نه از ناحیه مالیات و از سوی دولت برای حمایت از اقتصاد و تولید تعریف شده و استمرار یافته است. درآمدهایی که میتواند جواب رمزهای نفهته اقتصاد نیز باشد.

گزارش های مرتبط:

اقتصاد در کشورهای توسعه یافته بخش دوم

واقعیتی در مورد بهره وری: در بیان اهمیت واژه بهره وری اغراق صورت گرفته است.

کرونا مهم است، سیاست گذاری را جدی بگیریم/ماجرای علم اقتصاد/

تفاوت آماری بین بانک جهانی و داده های OECD