آمار ها نشان میدهد کشاورزی صنعتی با افزایش بیشتر محصولات کشاورزی، مرتبط نیست... بنابراین به نظر میرسد کشاورزان میتوانند دقت بیشتر در برابر برخی نسخه های کشاورزی صنعتی در جایگزین کردن آنها با نسخه های محلی بکار ببندند.

اصلی ترین شاخص برای معرفی کشاورزی صنعتی، درصد نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی است. در کشورهای توسعه یافته نزدیک ۵ درصد (4.7 درصد) اشتغال در بخش کشاورزی است. این رقم برای کشورهای در حال توسعه نزدیک سی درصد (۳۲ درصد) گزارش شده است. این رقم برای ایران نزدیک ۲۰ درصد (۱۷٫۳ درصد) گزارش شده است.

با این حال زمانی سرانه محصولات کشاورزی بین ایران کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه OECD  مورد مقایسه قرار میگیرد، تفاوت در سرانه محصولات کشاورزی دیده نمیشود  و حتی سرانه محصولات کشاورزی در ایران از سرانه محصولات کشاورزی کشورهای توسعه یافته OECD  پیشی گرفته است.

مخالفان کشاورزی و دامداری صنعتی بر این باورند که سیاست‌های اعمالی برای پیشبرد این گونه کشاورزی اثرات مخرب و بدی بر محیط زیست و انسان می‌گذارند. برای نمونه بهره‌گیری بیش از اندازه از آفت‌کشها باعث می‌شود که نه تنها حشرات مخرب نابود شوند، که حشرات مفید و یا خنثی نسبت به حصول نیز تحت تاثیر قرار گیرند و کشته شوند. چنین چیزی باعث کاهش تنوع زیستی می‌شود. ورود مواد شیمیایی به بدن نیز اثرات بدی بر تندرستی انسان دارند.

با توجه به یکسان بودن تقریبی سرانه محصولات کشاورزی کشورهای توسعه نیافته در حال توسعه و توسعه یافته و ایران، میتوان ترادفی بین مضرات کشاورزی صنعتی با منافع کشاورزی صنعتی برقرار نکرد چرا که اساساً مولفه ای به نام افزایش محصول، نباید در اقلام پیامدهای کشاورزی صنعتی دیده و در نظر گرفته شود.

به نظر می رسد از طریق محدود کردن مصادیق کشاورزی صنعتی در شیوه هایی که به منظور کاهش مصرف آب یا غیره باشد (به طور مثال) بتوان کشاورزی صنعتی را به صورت مدیریت شده و به صورت غیر منفعلانه مورد بررسی قرار داد.

باید توجه داشت هر درخت به همان شکل که مورد آبیاری قرار می گرفته است باید ابیاری شود ولی برای کاشت نهال های جدید میتوان از شیوه آبیاری نوین بهره برد به گونه ای که ریشه با آن شیوه آبیاری، رشد کند.

به هر حال معنای کشاورزی صنعتی افزایش محصول نیست و بهتر است نسبت به حفظ گونه های محلی نیز بیشتر وسواس به خرج داد.