در گزارش پایگاه خبری اتاق بازرگانی صنایع و معادن و کشاورزی ایران آمده است: رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران معتقد است درنتیجه نبود یک برنامه توسعه منسجم و در سایه ضعف عملکرد دولتها در برخورد با بخش مولد اقتصاد، حوزه تولید بیش از آنکه ارزآور باشد، به ارزبری دچار شده و در این مسیر تعریف تولید نیز از ایجاد ارزش به خام فروشی و حراج ثروتهای عمومی تغییر کرده است…
کامنت نیوز: در گزارش رییس اتاق بازرگانی لیست مختصری از شرایط اقتصادی ایران بیان شد که تیتروار اشاره میشود:
۱- تولید بیش از آنکه ارز آور باشد به ارز بر بودن مبتلا شده است.
۲-ه تعریف درستی از تولید دست نیافتهایم و به همین واسطه، خام فروشی در اولویت قرار میگیرد و حراج ثروتهای عمومی رقم میخورد.
۳- سیاستهایی که در ادوار گذشته و حاضر اتخاذ شده، تولید را ارزبر و غیر بهرهور کرده است. ریشه را باید در عدم ارائه یک تعریف درست از تولید بجوییم.
۴- سیستم بانکی کشور نیز نهتنها به کار توسعه کشور کمک نکرده، بلکه یکی از عوامل بزرگ در عدم توسعهنیافتگی آن بوده است.
با این حال رئیس پارلمان بخش خصوصی اظهار کرد: فعالان اقتصادی با همه تنگناهای موجود، از اینکه درآمدهای کشور از شانه نفت سبک شود و بر دوش مالیاتها و درآمدهای پایدار دیگر بنشیند، خشنود هستند.
مساله این جاست تا زمانی که در رویکرد خود در نظام تامین مالی مبتنی بر چارچوب بازگشت اصل و سود سرمایه و تورم زا بودن سیاست پولی فکر کنیم نمیتوانیم به آن ماهیت درست از تعریف تولید رسیده و سیستم بانکی یا بانک مرکزی را توسعه دهنده پیامدهای اهداف اقتصادی پیش برانیم. سهم مخارج دولت در تولید ناخالص داخلی کشورها کمتر از پنجاه درصد است. به بیان دیگر سهم بودجه در تولید ناخالص داخلی در شرایطی برای کشروهای توسعه یافته و کشور ایالات متحده هفده و چهارده درصد است که برای ایران این رقم نزدیک به همان چهارده درصد می باشد.
مساله این است که مالیات و بودجه سهم اندکی در تولید ناخالص داخلی کشورها داشتند. این از نسبت بودجه به تولید ناخالص داخلی فهم میشود. بنابراین ارتقاء درآمد سرانه کشورهای توسعه یافته نمیتواند از بودجه باشد.
اگر این اعتقاد است که برنامه ریزی توسعه در ایران نبوده است و تولید در ایران درست تعریف نشده ممکن است از این باب باشد که با بینش اقتصادی به تولید نگاه شده و در نظام تامین مالی اصل بر بازگشت اصل و سود سرمایه بنا نهاده شده است. اگر تمایل به اخذ مالیات بیشتر در ایران داشته باشیم با توجه به اینکه نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی ایران و آمریکا یکسان است یعنی ایران بیش از ۴۰ برابر بیشتر از مردم ایالات متحده از مردم خود مالیات دریافت کرده است و این ۴۰ برابر اخذ بیشتر مالیات نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی ایران و آمریکا یکسان کرده است.
در پایان: این که ایران صاحب برنامه است یا صاحب برنامه نیست از این منظر اشتباه است که سیاست گذاری های اقتصادی در ایران مبتنی بر یک برنامه بوده است ولی متاسفانه برنامه مبتنی بر اراده منافع گروهی تنظیم شده است. آنها که مصداق اصلی اهداف اقتصادی شان مالکیت هایی است که ذاتاً آن مالکیت ها رانت است و انتقال آن به بخش خصوصی در ماهیت درست بر دوش صاحبان آنها است، با در دست گرفتن تولید و واردات در اقتصاد و معرفی کردن قوانین بازار به عنوان علم اقتصاد به پوشش مصداق اصلی فعالیت اقتصادی خود می پردازند.
یادداشت های مرتبط :
واقعیت تبعیض در افزایش قیمت ها!
چین و کره چه سیاست گذاری هایی را برای رسیدن به اهداف اقتصادی انتخاب کرده اند؟
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026