پساکینزی ها به عنوان منتقدان کلاسیک های جدید معرفی شده اند. ولی آنها نیز سیاست پولی را مرتبط با تورم قرار داده اند با این تفاوت که با مطرح کردن قراردادهای اسمی نه قراردادهای مبتنی بر متغیر های حقیقی، سیاست پولی را خنثی معرفی نکرده اند. برایان اسنودان در این زمینه این گونه آورده است:” […]
پساکینزی ها به عنوان منتقدان کلاسیک های جدید معرفی شده اند. ولی آنها نیز سیاست پولی را مرتبط با تورم قرار داده اند با این تفاوت که با مطرح کردن قراردادهای اسمی نه قراردادهای مبتنی بر متغیر های حقیقی، سیاست پولی را خنثی معرفی نکرده اند. برایان اسنودان در این زمینه این گونه آورده است:” اصل پایه ای در نظریه نئوکلاسیک ها، خنثایی پول است. بنابراین فرض می شود که عاملان اقتصادی در یک دنیای نئوکلاسیک تصمیم های خود را فقط بر پایه ارزش گذاریهای حقیقی انجام میدهند و توهم پولی ندارند. از این رو در این دنیای عقلایی کلاسیک، تمام قراردادها باید بر حسب مقادیر حقیقی منعقد شوند و همیشه از این طریق قابل اجرا خواهند بود. از طرف دیگر، از منظر پسا کینزی ها عقد قراردادها به صورت اسمی یک روش معقول برای مقابله با عدم اطمینانهای واقعی در مورد پیامد های آتی در زمانی است که فعالیت های اقتصادی در یک زمان تقویمی طولانی شکل میگیرند(اسنودان برایان)”. انتقاد جدی پسا کینزی ها به کلاسیک های جدید این است که: “اگر به بازار اعتماد شود از آنجا که رقابت کامل وجود ندارد، شرکت ها قدرت بازار را در اختیار می گیرند و تنها از مکانیزم افزودن هزینه هایشان بهره می گیرند تا قیمت محصولاتشان را تعیین و افزایش نمایند. در این شرایط تلاش های دولت برای کنترل تورم با مشکلاتی همراه میشود. هنگامی که دولت هزینه هارکاهش می دهد یا عرضه پول را محدود میکند شرکتها نیز صرفاً کارگران شان را اخراج می کنند و به جای پایین آوردن قیمت ها تولیداتشان را کاهش میدهند. در این شرایط نتیجه، رکود تورمی است. پسا کینزی ها نه تنها بر این باورند که اقتصاد بازار مستعد رکود تورمی است بلکه عقیده دارند که این بازار نمیتواند باعث آن میزان افزایش و رشد بهره وری شود که برای تداوم رقابت، بازار های بین المللی ضروری است(باری کلارک)”.
پسا کینزی ها گزاره هایی در ماهیت نقد نظری درون ماهیتی نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید، و نقد تجربی نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید نداشته اند. آنها همچنین گزاره ای در ماهیت، نقد نظری برون ماهیتی نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید نیز نداشته اند.
پسا کینزی ها به این مساله اشاره نداشته اند که اقتصاد میتواند به سیاستگذاری ای سپرده شود که جایگزین قانون بازار عمل کند. پسا کینزی ها به انتقاد از سپردن اقتصاد به بازار پرداخته اند ولی اقتصاد را چیزی جدای از قوانین بازار تعریف نکرده اند لذا نمیتوانند دستاورد چندان متفاوتی برای بهبود اقتصاد داشته باشند.
ضمیمه:
بخشی از نقدهای نظری درون ماهیتی نظریه تورم پولی مرتبط با اقتصاد کلان و برخی مرتبط با مکتب کلاسیک های جدید با محوریت فرایند احیاء تئوری مقداری پول توسط این مکتب، است. انتقاد نظری برون ماهیتی نظریه تورم پولی نیز از توجه درست به جایگاه پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید به صورت درست و پایدار، قابل استخراج است. بنابراین میتوان گفت مکتب پساکینزی همچنان نقص های علم اقتصاد و کلاسیک های جدید را حفظ کرده است.
برخی مرتبط ها:
ماجرای علم اقتصاد و ایرادات آن به همراه ماجرای مکاتب اقتصادی در علم اقتصاد
تا چه حد میتوان به علم اقتصاد اعتماد کرد و چرا؟
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026