دولت کره جنوبی ناچار بود حال که صادارت صنعت الکترونیک را انتخاب کرده بود(وقتی در استراتژی توسعه صادرات، صادرات صنعتی غیر سنتی را انتخاب کرده بود) گردن به نیاز های مراکز تحقیق و توسعه بدهد ...

هزینه های ثابت یک تله است. نه این که خودش یک تله باشد بلکه سبب می شود یک سرمایه گذار یا یک کشور یا یک دولت راحت تر وام یا قرض خارجی را بپذیرد. این که چرا کشورهایی که استراتژی توسعه صادرات را انتخاب کرده اند برخی از آنها موفق شدند به این دلیل بود که توانستند از طریق این استراتژی معنای اقتصاد را متوجه شوند. معنایی از برقرار کردن جریان دائمی حمایت مادی درست از پول داخلی برای تحقیق و توسعه تولید تکنولوژی و فعالیت های مولد. در بین کشورهایی هم که استراتژی توسعه صادرات را انتخاب کردند برخی از کشورها موفق شدند. علت چه بود که همه کشورها موفق نشدند علت آن بودکه صادارت صنعتی سنتی نمی توانست دولت ها یا حکومت ها را به معنای اقتصاد برساند. توجه کنید که معنای اقتصاد توسط یک بخش خصوصی درک نمیشود خیلی بعید است که یک بخش خصوصی حمایت مادی درست از تحقیق و توسعه را برای خود تحقیق و توسعه بخواهد که عواید تزریق آن پول دائمی به حفظ درآمد سرانه ارتقاء یافته کمک کند. دولت کره جنوبی ناچار بود حال که صادارت صنعت الکترونیک را انتخاب کرده بود(وقتی در استراتژی توسعه صادرات، صادرات صنعتی غیر سنتی را انتخاب کرده بود) گردن به نیاز های مراکز تحقیق و توسعه بدهد. نتیجه چه بود؟ نتیجه این بود بدون این که یادشان باشد انتقاد رائول پربیش (که بنیان گذار مکتب وابستگی بود) از نظریه تورم پولی و نظریه تورم فشار تقاضا و صحبت وی در مورد ضرورت استفاده از پول داخلی به جای پس انداز چه بود و چه معنایی داشت؛ جریان دائمی حمایت مادی درست از پول داخلی برای تحقیق و توسعه را فراهم اوردند. چین از ۲۰۰۳ معنای اقتصاد را متوجه شد. بنابراین استراتژی توسعه صادرات به نوبه خود موفقیت آمیز نیست بلکه کشورهایی متوجه معنای اقتصاد شدند.