آیا اقتصاد ازاد، مصداق لیبرالیسم معرفی شده است؟ بله یا خیر ؟ اگر بله، این مصداق درست است؟ در مقام نظری می توان، اقتصاد آزاد را مصداق ابزاری واژه لیبرالیسم قرار نداد. با الحاق اقتصاد آزاد به واژه لیبرالیسم، مسیر آزاده شدن اقتصادی انسان ها (در مقام نظری) در ابزاری قرار داده شده است که […]
آیا اقتصاد ازاد، مصداق لیبرالیسم معرفی شده است؟ بله یا خیر ؟ اگر بله، این مصداق درست است؟
در مقام نظری می توان، اقتصاد آزاد را مصداق ابزاری واژه لیبرالیسم قرار نداد. با الحاق اقتصاد آزاد به واژه لیبرالیسم، مسیر آزاده شدن اقتصادی انسان ها (در مقام نظری) در ابزاری قرار داده شده است که امکان موفقیت به کسانی که سرمایه مادی ندارند نمی دهد. می توان گفت در جایگاه تئوری ها و نظریه ها هم، برای تحقق لیبرالیسم، نیاز به اقتصاد آزاد نیست بلکه نیاز است امکان آزاده بودن اقتصادی انسان از طریق اجرای درست سیاست پولی (حمایت مالی مستقیم درست جامع پایدار) فراهم شود. حمایت مالی مستقیم درست جامع و پایدار را نیز می توان به عنوان جزئی از عناصری که تولید ناخالص داخلی بر اساس آن اندازه گیری شود معرفی کرد.
نقد به نظریه پردازی های انطباق دهی واژه اقتصاد آزاد به واژه لیبرالیسم ( از بعد نظریه پردازی):
علت اینکه نظریه پردازان توانسته اند اقتصاد ازاد را مصداق لیبرالیسم معرفی و نظریه پردازی کنند را می توان به عقبه همان نظریه پردازی ها مرتبط کرد. به هر حال اقتصاد آزاد توام است با:اجازه به افزایش تولید و عدم اجازه به افزایش تولیداجازه به رشد استعداد ها و عدم اجازه به رشد استعدادهاکه چندان ماهیت واژه اقتصاد آزاد را منطبق بر آزادگی اقتصادی قرار نمی دهد (پس چرا نظریه پردازان در مترادف خواندن اقتصاد آزاد و لیبرالیسم تئوری پردازی کردند؟)عقبه و نظریه ها:
برخی از نظریه ها برای فرار از وجوه منفی و پنهان کردن وجوه منفی اقتصاد آزاد، از نظریه های تورم پولی و اقتصاد زیرزمینی صحبت می کنند.برخی نظریه ها وجوه مثبت اقتصاد آزاد را تئوری پردازی می کنند(دست نامرئی)و برخی از نظریه ها از سیاست های جانبی برای کاهش مضرات اقتصاد آزاد صحبت می کنند(تئوری های بخش عمومی)حال سوال این است که :آیا سیاست پولی ، درست تفسیر شده است(در مورد نظریه هایی که وجوه منفی را می بینند)؟آیا نظارت اگر توام با اجرای سیاست درست و به عنوان ابزار تضمین اجرای سیاست درست، تعریف و قرار گیرد آیا باز هم منجر به اقتصاد زیرزمینی می شود؟وجوه مثبت اعمال سیاست گذاری در ماهیت درست چیست و آیا بیشتر از وجوه مثبت اقتصاد بازار نیست؟حمایت در ماهیت درست از کشاورزان، متقاضیان سرمایه گذاری نوآورانه، متقاضیان سرمایه گذاری فناورانه، در مصادیق پوشش هزینه های ثابت ، متغیر و پاداش، در ماهیت بلاعوض جامع پایدار، هم می تواند استعدادها را هدایت کند و هم جلوی موانع منفی را بگیرد که می توان گفت غلظت موارد مثبت و جلوگیری از موارد منفی، بسیار بیشتر از دست نامرئی و اقتصاد بخش عمومی است.
نقد به نظریه پردازی های انطباق دهی واژه اقتصاد آزاد به واژه لیبرالیسم (از بعد تجربی):
در واقعیت های اجرایی، شاهد آن هستیم کشورهایی که بیشترین حمایت های مادی در ماهیت درست از بخش خصوصی و افراد و دانش بنیان ها انجام میدهند (با عدم معرفی عنصر حمایت در ماهیت درصد به عنوان جزئی از تولید ناخالص داخلی و بیان آمار آن) به اقتصاد آزاد شناخته می شوند (چون در حوزه مالکیت ها، مالکیت های دولتی را به حداقل رسانده اند و اجرای حمایت مادی درست نیز مانند حمایت های تعرفه ای و حمایت های غیر مادی و غیره پر سر و صدا نمی باشد) و کشورهایی که کمترین سیاست گذاری های مخالف با قانون بازار را انجام میدهند؛ به کشورهایی با بزرگترین مصداق حجم دخالت دولت معرفی میشوند! حمایت در ماهیت درست با تقابل با قانون بازار آزاد، زمینه تعاملات اقتصادی بخش خصوصی را پررنگ کرده است و همین مساله سبب شده است که در ظاهر امر به اقتصاد آزاد نشان داده شوند. کشورهایی که حمایت در ماهیت درست را اجرا نکرده اند ممکن است نیت ها و انگیزه ها و اهداف اقتصادی داشته اند که مالکیت های بزرگ اقتصادی در اختیار داشته باشند. در این کشورها حرکت به سمت حمایت از بخش خصوصی نه فقط در انتقال مالکیت ها (آن هم به این صورت که انتقال مالکیت بر اساس قانون بازار نباشد) بلکه مهم تر از آن اجرای سیاست گذاری های کلان در ماهیت درست است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026