مواظب باشید علم اقتصاد سر شما را کلاه نگذارید. 40 سال در مورد چیزی صحبت کنید که مصداق نظریه فریدمن نبوده است در عین آنکه خود نظریه فریدمن نیز درست نبوده است.

با نظریه ملیتون فریدمن آشنا هستید: سیاست پولی تورم زا است.

در دنیای واقعی وقعی می گویند سیاست پولی تورم زا است؛ تا چه حد از آن سیاست پولی صحبت می کنند که مصداق نظریه فریدمن بوده است؟

پاسخ صفر درصد است.

چرا؟

سیاست پولی به سه دسته قابل تقسیم بندی است:

سیاست پولی بلاعوض: free monetary policy یا direct funding

سیاست پولی بدون بهره

سیاست پولی با بازگشت اصل و فرع در قالب: الف: عملیات بازار باز(خلق پول توسط بانک مرکزی) ب: خلق پول توسط بانک ها و تغییر نرخ ذخیره قانونی

سیاست مداران همواره از عملیات بازار باز به عنوان مصداق سیاست پولی صحبت میکنند و از نظریه فریدمن که مرتبط با سیاست پولی بلاعوض است برای نکوهش این سیاست نیز صحبت میکنند!

در حالیکه اگر قرار است مالکیت نقدینگی تورم ایجاد کند در سیاست پولی با عملیات بازار باز مالکیت نقدینگی خلق شده در نهایت به بانک مرکزی می رسد و مالکیت نقدینگی خلق شده در کاهش نرخ ذخیره قانونی نیز در نهایت به بانک ها می رسد یعنی اگر میخواستند به نظریه فریدمن کمی پایبندتر باشند ارتباط تورم با خلق پولی که مصداق آن را خلق اعتبار یا خلق پول بانک مرکزی در قالب عملیات بازار باز معرفی کرده اند؛ می بایست خود بانک مرکزی و خود بانک ها قرار میدادند.

در دنیای واقعی مصداق واقعی نظریه فریدمن به صورت محرمانه انجام شده است و این گونه نیست که آمار ها به صورت شفاف باشد تا نظریه میلتون فریدمن را بشود نقد کرد. به صورت منطقی گفته شده است که اقتصاد انتظارات است و اگر سیاست پولی در مصداق فریدمن کمک به اقتصاد تولید کننده و مصرف کننده کند میتواند جایگزین اثر گذاری و اثر پذیری قوانین بازار شده و قیمت ها تحت کنترل درآید.

خلاصه آنکه سیاست مداران اگر میخواهند از نظریه فریدمن برای نگرانی خود از عدم استفاده از سیاست پولی استفاده کنند لطفا مصداقی از سیاست پولی که مرتبط با نظریه فریدمن نیست را بارگزاری ارزشی با نظریه فریدمن نکنند و یا اگر تمایل به این کار دارند حداقل مسئول تورم را در مالکان نقدینگی تعریف کنند.

ضمیمه:

در کشورهای توسعه یافته ضریب فزاینده چندان جایگاهی ندارد. حتی اگر بانک مرکزی اروپا یکی از مصادیق سیاست پولی خود را کنترل ذخایرقانونی بیان کرده باشد. یعنی بانک های اروپا تقریبا معادل آنچه سپرده گذاری در آنها انجام شده است درخواست برای تحقق وام را قبول می کنند. در آنجا چون درآمد سرانه بالا است سرانه پس انداز نیز بالا می باشد و چون علت اینکه درآمد سرانه بالا است؛ ساختار حمایت بر اساس سیاست پولی رایگان است؛ نیاز کمتر به سیاست پولی وام محور نیز است.