انسان ها نقش در طبقه بندی انسان ها دارند این مساله از طریق اقتصاد رقم می خورد. مالکیت بر زمین ملاک اصلی طبقه بندی دیروز انسان ها بود. در آن زمان چاپ پول آنچنان به سطح امروز نرسیده بود. پس از رسیدن به بلوغ خلق پول، طبقه بندی انسان ها فرق کرد. یعنی این امر […]

انسان ها نقش در طبقه بندی انسان ها دارند این مساله از طریق اقتصاد رقم می خورد.

مالکیت بر زمین ملاک اصلی طبقه بندی دیروز انسان ها بود. در آن زمان چاپ پول آنچنان به سطح امروز نرسیده بود. پس از رسیدن به بلوغ خلق پول، طبقه بندی انسان ها فرق کرد. یعنی این امر امکان پذیر شد یک عده زمین داشته باشند ولی دیگر طبقه فئودالی ای نباشد که آنها بتوانند فئودال باقی بمانند. این به این خاطر بود که کسانی نبودند که حاضر باشند برای آنها کار کنند. چون جای دیگری بود که به افراد پول می داد. به طور مثال دولتی بود که به افراد پول می داد و یا کارخانه ای بود که اگر در آن کار می کردند به آنها پول می دادند. امکان یک جایگزینی به جای کار در زمین، سبب شد فئودال پس از یک برهه تاریخی طولانی نتواند استمرار پیدا کند. امروز همین پول طبقه بندی های جدیدی را می تواند شکل دهد.

در ایران صحبت کنیم:

دولت ایران و حکومت ایران و نهادهای وابسته به دولت و حکومت یک طبقه ای به نام کارمند در اختیار دارند. به طور طبیعی ابزار خلق پول از هیچ می تواند در اختیار دولت و حکومت و نهادهای وابسته قرار بگیرد. و این که پول چگونه توزیع شود ماهیت طبقه بندی و ساختار را مشخص می کند.

این پول به کارمندان می رسد پس یک طبقه به نام کارمندان داریم.

ولی این پول به همان شکل که به کارمندان می رسد به تولید کنندگان نمی رسد (به تولید کنندگان وام می دهند یعنی پولی را قرض می دهند و می گویند مالکیت اصلی این پول با شما نیست) پس تولید کنندگان باید از کارمندان ارتزاق کنند. یعنی آنها پس از تولید باید بتوانند کالای خود را در نزد این طبقه به فروش برسانند. لذا تولید کنندگان یک طبقه ای هستند که وابسته به طبقه دیگر هستند.

طبقه تولید کنندگان را می توان طبقه بازار نامید که همه نیز موفق نمی شوند یک عده ای می توانند به سهم بیشتر از بازار برسند و موفق جلوه کنند.

در طبقه بازار، می توان کارگران و کشاورزان و غیره را نیز قرار داد یعنی طبقه هایی دیگر را به طبقه ای که خود وابسته به طبقه دیگر است؛ اضافه کرد.

طبقه اجتماعی دیگری هستند که پول به آنها نمی رسد (نه کارمند هستند و نه در طبقه بازار نتوانسته اند کاری از پیش ببرند) که در محله های آسیب پذیر زندگی می کنند.

این نحوه توزیع پول است که طبقه بندی ها را ایجاد و ماهیت آنها (مستقل یا وابسته) را مشخص کرد.

شاید اگر بخش های تولید کننده مانند کارمندان دولت تحت حمایت های مالی درست و پایدار قرار می گرفتند طبقه تولید کننده طبقه ای مستقل از طبقه کارمند می شد و نوید تقویت و اضافه شدن این طبقه و کاهش افراد حائز در طبقه آسیب پذیر جامعه شکل می گرفت( آموزش رایگان دروس نظری کاربردی و مهارتی به طبقه آسیب پذیر و سپس تعریف حمایت مالی پایدار بلاعوض و پایدار پس از استعدادیابی و انجام فعالیت اجتماعی مثبت).

در ایران طبقه کارمندان، فراوانی بیشتر از کشورهای دیگر دارد. در ایران طبقه تولید کنندگان از آنجا که به صورت مستقل مورد حمایت مادی درست پایدار قرار ندارند یک طبقه مستقل نمی باشند. در کشور ایالات متحده وام نقش بسیار اندک از سهم حمایت مادی در بین حمایت مادی ایالات متحده از بخش خصوصی دارد (میزان کمی وام ماهانه ۲ میلیارد دلار یعنی سالانه نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار است در حالی که مجموع کل میزان کمی حمایت مادی از بخش خصوصی در ایالات متحده چند برابر تولید ناخالص داخلی – سه برابر- است. اکثریت حمایت مادی از تولید، با ابزار خلق پول از هیچ در ماهیت حمایت مادی بلاعوض مستقیم جامع و پایدار انجام میگیرد ولی چون مصداق درست سیاست پولی یا همان حمایت مادی درست و پایدار و جامع، تعریف نشده و به تبع جایگاه آن معرفی نشده است، بخشی از حمایت مادی درست پایدار مستقیم، که نتوانسته است در غالب شاخص های تولید و خدمات – محصولات نهایی صنعتی، کشاورزی و فعالیت های خدماتی مانند رستوران داری مغازه داری و غیره – جلوه پیدا کند در شاخص اماری تولید ناخالص داخلی، پنهان مانده است).

راه کاری برای مستقل شدن طبقه تولید کننده وقتی دسترسی به اصلاح سیاست گذاری کلان نباشد نیست. ولی تکنولوژی می تواند در ابعاد کاهش وابستگی به هزینه های جاری تا حدود زیادی این طبقه را پایدار نگه دارد یعنی تکنولوژی می تواند نیاز تولید کنندگان را از فروش محصول با کنترل هزینه های جاری کاهش دهد که می تواند هم کمک به حفظ طبقه تولید کنندگان و هم به افزایش و ایجاد تولید کنندگان چه در جایگاه معیشتی و چه در جایگاه اقتصادی کند.

ضمیمه:

تکنولوژی در کشورهای دیگر به واسطه ارتباط ابزار درست حمایت مادی (دسترسی به سیاست گذاری درست اقتصاد کلان) با تکنولوژی و اولویت های هدف گذاری و جامعیت هدف گذاری، پیامدهای ارتقاء درآمد سرانه دارد ضمن این که مانع بازده به مقیاس فزاینده هزینه نهایی تولید و شوک قیمتی در پی افزایش قیمت های کلیدی نیز شده است.