کئون لی چشم بسته هدف گذاری توسعه برای کشورهای در حال توسعه را انتخاب نکرد لذا از این قدم از نظریه پردازان اقتصاد توسعه جلوتر است. وی همچنین در ارتباط عدم همگرایی درآمد سرانه به متغیر تحقیق و توسعه تجربی بومی اشاره می کند که از این جهت نیز از پل رومر نظریه پرداز اقتصاد کلان نیز جلوتر است. ولی این همه ماجرا نیست. اگر تحقیق و توسعه تجربی بومی میتواند توضیح دهنده عدم همگرایی باشد چرا کشورهای در حال توسعه همچنان در حال توسعه اند و چرا آمار در کشورهای توسعه یافته سهم بالایی برای تحقیق و توسعه در تولید ناخالص نشان نمیدهد؟ آیا مساله در کمیت و کیفیت حمایت است که درآمار ها ثبت نشده و خود را به صورت ارتقاء سطح نقدینگی و در نهایت خدمات و ارتقاء سطح تولید نشان داده است؟

کامنت نیوز:یک اقتصاددان گرایش اقتصاد توسعه یا باید چشم های خود را بر علت عدم همگرایی درآمد سرانه ببندد و این را اعلام کند یا باید اثبات کند رشد شاخص های کیفی منجر به همگرایی درآمد سرانه میشود(این در حالی است که نظریه پردازان اقتصاد توسعه با تصور تزاحم رشد با توسعه اقتصادی بدون این که لزوماً رابطه علت معلولی توسعه و رشد را بررسی نمایند، هدف گذاری نرخ رشد را کنار و به هدف گذاری افزایش شاخص های کیفی جامعه تاکید و تکیه ورزیده اند). گر قرار بر آن باشد که شاخص های کیفی مرتبط با عدم همگرایی درآمد سرانه باشد، می بایست در کشورهای توسعه یافته سهم تحقیق و توسعه در تولید ناخالص داخلی زیاد بوده و در کشورهای توسعه نیافته توجه به تحقیق و توسعه و دانشگاه و عوامل کیفی نشده باشد. این در حالی است که سهم تحقیق و توسعه در تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه نافته یک عدد یک رقمی گزارش شده و کشورهای توسعه نیافته از فقدان دانش و غیره بی بهره نمی باشند. کئون لی چشم های خود را بر علت همگرایی درآمد سرانه کشورها نبست و در ابتدای کتاب تحلیل شوپیتری از هم پایی اقتصادی خود اولین سوال خود راچرایی عدم همگرایی درآمد سرانه قرار داد. هر چند کئون لی با این سوال جلو می رود ولی در نهایت به انچه پل رومر(تحقیق و توسعه بومی) بدان اشاره میکند میرسد(البته یک قدم فراتر از پل رومر. وی به جای تحقیق و توسعه بومی به تحقیق و توسعه تجربی بومی اشاره می کند). به طور مثال کئون لی بیان میکند موفقیت کره جنوبی در امر افزایش درآمد سرانه به دلیل متخصص شدن در بخش هایی بوده است که فناوری های آنها دارای چرخه عمر کوتاه بوده و این امکان را به اقتصاد ها میداد که از فرصت های جدید که از فناوری های نویین نشات می گیرد بهره مند شوند به بیان دیگر کئون لی در واقع پشت پرده توسعه را فناوری هایی که در مرز دانش قرار داشته و مرتب در حال تغییر هستند بیان میکند. کئون لی در صفحه ۲۴۷ کتاب خود در توضیح تغییر فناوری مقایسه بین شرکت خودرو سازی آفریقای جنوبی با کره جنوبی انجام میدهد: آفریقای جنوبی در حدود دهه ۱۹۳۰ شروع خیلی زودی را به عنوان کارخانه مونتاژ برای شرکت های اتوموبیل بزرگ غربی داشت با این وجود در جهت تدبیل شدن به یک ماشین ساز مستقل با برند و طراحی خود هیچ رشدی نداشت و به سختی توانست آنچنان که شروع کرده بود به کار خود ادامه دهد. در مقابل وقتی هیوندای موتور خط مونتاژ را با فورد در دهه ۱۹۷۰ شروع کرد خیلی دیر وارد تولید خودرو شده بود با این وجود فقط پس از چند سال هیوندای از فورد جدا شد و خود را در تولید و فروش خودروهای برند خود مستقل اعلام کرد و هم اکنون به عنوان یکی از پنج خودرو ساز برتر دنیا شناخته میشود.

حال سوال این است که آیا این امکان است بین تحقیق و توسعه بومی و عدم همگرایی درامد سرانه ارتباط برقرار کرد؟

نه میتوان گفت کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه در زمینه تحقیق و توسعه بومی کاری پیش نبرده اند و نه میتوان گفت آمار مربوط به سهم تحقیق و توسعه در تولید ناخالص کشورهای صنعتی منطبق با ایده ارتباط عدم همگرایی درآمد سرانه با شاخص کیفی تحقیق و توسعه است. لذا سوال اولیه همچنان پای برجاست یعنی اگر تحقیق وتوسعه بومی نمیتواند توضیح دهنده علت عدم همگرایی درآمد سرانه باشد مساله چیست و چگونه باید آن را حل کرد؟

نیاز تحقیق و توسعه بومی به چیست؟

اگر این سوال از اقتصاد دانان کلان سوال شود این پاسخ قابل شنیدن است: از آنجاکه تحقیق و توسعه محدودیت ندارد کمیت حمایت از تحقیق و توسعه هر مقدار می تواند باشد. اگر این سوال از شرکت های دانش بنیان پرسیده شود خواهند گفت حمایت اگر به صورت وام باشد خلاقیت را از بین می برد و لذا نیاز تحقیق و توسعه بومی عدم بینش اقتصادی برای حمایت های اقتصادی است. جمع بندی آن است که حمایت با منبع سیاست پولی در ماهیت بلاعوض نیاز تحقیق و توسعه بومی است که علاوه بر نتیجه بخش دهی به خلق تکنولوژی، ارتقاء درآمد سرانه و تزلزل جایگاه بازار در قیمت گذاری را نیز به وجود می آورد.

جمع بندی:

کئون لی به این مساله می پردازد که علت عدم همگرایی درآمدسرانه چیست؟ نظریه پردازان اقتصاد توسعه با مشاهده شواهد منطبق نشدن رشد اقتصادی به رفاه اقتصادی (اثر رخنه به پایین وجود ندارد)، هدف گذاری همگرایی درآمد سرانه را کنار گذاشته و بدون اثبات این مساله که آیا لزوماً متغیر های کیفی منجر به همگرایی درآمد سرانه میشود یا خیر به نظریه پردازی با هدف توجه و رشد شاخص های کیفی (توسعه) پرداخته اند. با این حال کئون لی این اشتباه را نداشته است و هدف گذاری همگرایی درآمد سرانه را کنار نگذاشته است. وی ارتباط بین همگرایی درامد سرانه با تحقیق و توسعه تجربی بومی برقرار کرده است. تحقیق و توسعه بومی چیزی جزء همان که پل رومر از ماهیت تحقیق و توسعه رونمایی کرده بود(تحقیق و توسعه درون زا) نیست. البته پل رومر به تحقیق و توسعه تجربی اشاره نکرده است که از این جهت کئون لی یک قدم جلوتر از پل رومر گام برداشته است. حال سوال این است که در بسیار کشورهای در حال توسعه تحقیق و توسعه بومی دنبال می شود بسیار شنیده میشود از پنتت هایی که در کشورهای در حال توسعه ثبت اختراع شده است و غیره و یا در مورد همان کشورهای توسعه یافته اگر تحقیق و توسعه تحربی بومی توضیح دهنده همگرایی درآمد سرانه است انتظار سهم بالای تحقیق و توسعه در تولید ناخالص داخلی آن کشورها می رود که آنچه درآمار بیان میکنند این امر را نشان نمیدهد. یک سوال پرسیده شد نیاز تحقیق و توسعه تجربی بومی چیست؟ از شرکت های دانش بنیان باید این سوال را پرسید؟ آنها خواهند گفت نباید انچه به عنوان حمایت به ما داده میشود به صورت وام باشد چرا که در این صورت محدودیت بر خلاقیت ایجاد میشود. آنها خواهد گفت ارزش بازاری تکنولوژی خلق شده (اگر بخواهیم در امر توسعه تجربی خلاقانه عمل کنیم) بسیار کمتر از حمایت انجام شده به اصلاح حمایت البته میتواند باشد و لذا بازگشت اصل و فرع بی معنا است! اقتصاد دانان کلان به سرعت می توانستند به سیاست گذاران بگویند که اولین پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید افزایش تولید است و لذا نگرانی بابت تامین مالی پیشبرندگان توسعه تجربی بومی با ماهیت بلاعوض نیست. مساله این است که ارتباط همگرایی درآمد سرانه بیش از انکه مرتبط با نتیجه فعالیت شرکت های میکرو و ماکرو باشد مرتبط با بسته تعریف شده حمایتی بلاعوض که به صورت پایدار با منبع سیاست پولی تعریف گشته است مرتبط است. بنابراین اگر اقتصاد کلان به درستی به پاسخ علت عدم همگرایی درآمد سرانه کشورها می پراخت نظریه پردازان اقتصاد توسعه متوجه میشدند که رشد با توسعه در تضاد نیست اگر هدف گذاری ارتقاء سطح تولید نه از طریق رشد اقتصادی بلکه از طریق تعریف اقتصاد حمایتی (بستر حمایت بلاعوض پایدار با منشاء سیاست پولی با اولویت در هدف گذاری خلق تکنولوژی بدون منوط کردن ارائه این بسته حمایتی به تحقق خلق تکنولوژی) دنبال شود.

ضمیمه:

شواهد تجربی برای وجود بسته حمایتی پایدار را میتوانید از اینجا و اینجا دنبال کنید.

پیامد های حمایت بلاعوض و پایدار با منشاء درست و هدف گذاری تحقیق و توسعه تجربی (اقتصاد حمایتی) که فراتر از ارتقاء درآمد سرانه است (تزلزل قوانین بازار) را میتوانید در این قسمت مشاهده کنید.

نمودار زیر سهم تحقیق و توسعه در تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه یافته رانشان میدهد که علت این که جایگاه بالایی برای تحقیق و توسعه در تولید ناخالص داخلی نشان نمیدهد گفته شد: