_رشد شاخص بورس عامل تورم است؟
_ از چه جهت میگویید میتواند عامل تورم باشد؟
_ ازجهت انتظارات تورمی یا از جهت نقدینگی؟
_ یعنی شما میگویید افزایش درآمد مردم در بورس موجود تورم میشود؟
_ نمیشود؟ مگر شما نظریه تورم پولی میلیتون فریدمن یا همان احیای تئوری مقداری پول را قبول ندارید؟ تورم اختلاف بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ رشد تولید؟
_ . ما در بازار محصول کمبود تقاضا داریم چه ایراد دارد قدرت خرید افراد کمی افزایش یابد؟
_ نه مساله این است که این افزایش درآمد صرف خرید ارز و زمین میشود؟
_ شما مطمئن هستید افزایش نقدینگی صرف خرید ارز و زمین میشود.. هشتاد درصد کسانی که در بازار بورس هستند زیر ده میلیون نقدینگی دارند. منظور شما این است که این ها توانایی خرید ارز و مسکن دارند؟ بعد هم به فرض که این افزایش نقدینگی قدرت خرید ارز بدهد نمی پرسید چرا خرید ارز مقدم بر تامین نیاز های دیگر آنها میشود ؟ نمی پرسید کشورهای دیگر که هشت برابر ایران درآمد سرانه شان است این رفتار را از خود ندارند؟
_ بسیار خوب. از منظر انتظارات تورمی چطور؟
_ منظورتان این است افراد به نسبتی که میبنند شاخص قیمت سهام رشد می کند انتظار افزایش قیمت کالاهای مصرفی در بازار مصرف را داشته باشند؟
_ نه فقط در بازار محصول بلکه در بازار کالاهای سرمایه ای مانند ارز هم.
_ اقتصاد منطبق بر انتظارات است. چرا این انتظارات را هدایت به انجام رفتار درست نکنیم؟
_ چگونه میشود از انتظارات را هدایت در مصادیق عملکردی درست کرد؟
_ حمایت از تولید به صورت درست انجام بگیرد…
کامنت نیوز: قاعده نرخ تورم مساوی با تفاوت نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد تولید از منطق: اولین پیامد سیاست پولی، افزایش قیمت است استفاده میکند. پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید( سیاست پولی که به تولید هدایت شود) به نادرستی تنها در عدم تورم و افزایش تولید معرفی شده است. سیاست پولی مرتبط با تولید علاوه بر عدم تورم، میتواند قانون بازار را به هم ریخته و تبعیت قیمت از عرضه و تقاضا را از بین ببرد. این نکته خیلی مهم است که وقتی از سیاست پولی مرتبط با تولید صحبت شود ماهیت درست از سیاست پولی دنبال شود. صحبت الان بر سر پیامد سیاست پولی در بازار محصول است. می گویند شکاف نرخ رشد نقدینگی از رشد تولید تورم زا است. این تورم دقیقاً منطبق بر منطق اولین پیامد سیاست پولی افزایش قیمت می باشد است یعنی اگر منطق شکاف تقاضا از عرضه در تورم کار نکرد این یعنی منطق تورم در تبعیت از شکاف نرخ رشد نقدینگی از تولید نیز کار نخواهد کرد. آیا مساله همین جا تمام میشود؟ خیر! اگر تفاوت رشد نقدینگی از رشد تولید رو به افزایش بود آیا از جنبه انتظارات، تورم ایجاد نمیشود؟ جواب مشخص است اگر تفاوت رشد نقدینگی از رشد تولید مربوط به سیاست پولی مرتبط با تولید باشد یا اگر سیاست پولی مرتبط با تولید به درستی در یک اقتصاد اجرا شده و استمرار یافته است، افزایش این تفاوت از جنبه انتظارات نیز تورم را افزایش نمیدهد چون انتظارات از سیاست گذاری های درست اقتصادی تربیت پذیر شده و منطبق بر عدم تبعیت قیمت از عرضه و تقاضا میشود. تا کجا در حال جلو رفتن هستیم؟ منطق شکاف عرضه و تقاضا گفته شد. منطق شکاف تقاضا و عرضه این فرض است که اولین پیامد سیاست پولی افزایش قیمت است این فرض در منحنی عرضه اقتصاد کلان نهادینه شده است. فریدمن از این فرض استفاده کرده است و گفته است بسیار خوب سیاست پولی خنثی است چون اولین پیامد سیاست پولی افزایش قیمت است و بعد دستمزد ها مطابق با قیمت افزایش پیدا نکرده (یا اصلا افزایش پیدا نکره ! ) وانتظارات تطبیقی در نهایت دستمزد ها را معادل افزایش قیمت ها افزایش می دهد! که در نهایت تولید به سطح قبل خود بر میگردد در حالیکه اگر همه این ها درست باشد برای این که تولید به سطح قبل خود برگردد دقیقا افزایش دستمزد باید دو بار معادل افزایش قیمت ها اتفاق افتاده باشد یعنی فریدمن با اشتباهات فراوان حتی تناقض فرض های پنهان خود توانسته است سیاست پولی را خنثی ندهد. این که نرخ رشد نقدینگی با نرخ رشد تولید مقایسه میشود براین این است که درک شود از سیاست پولی مرتبط با تولید استفاده شده است یا از سیاست پولی. در سیاست پولی، اولین پیامد، افزایش قیمت معرفی شده است لذا در سیاست پولی نگاه نمیشود که سیاست پولی به تولید هدایت شده است یا خیر چون اگر افزایش تقاضا در بازار محصول بخواهد منجر به افزایش تولید شود حلقه واسطه افزایش قیمت معرفی شده است. اولین پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید افزایش تولید خوانده شده است که پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید به نیز نادرستی تنها در افزایش تولید دیده شده است چرا که حمایت درست بلاعوض و پایدار میتواند انتظارات را تغییر دهد و قوانین بازار اجرا نشود و تمام فرض های فریدمن چه آنها که اثبات نشده بود چه آنها که بیان نشد و چه آنها که نادرست فرض شده بود و با فرض های قبلی خود نیز زیر سوال بود، از موضوعیت بیندازد. بنابراین قصه ارتباط بورس با تورم ارتباط کسری بودجه با تورم ارتباط سیاست پولی با تورم واقعیت ندارد یعنی میتواند واقعیت نداشته باشد چون پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید فقط عدم تورم و افزایش تولید نیست و اقتصاد مبتنی بر این فرض نیست که اولین پیامد افزایش تقاضا حتما باید افزایش قیمت باشد. اقتصاد؛ انتظارات است. برای همین است که شکاف تقاضا از عرضه میتواند تورم ایجاد نکند حتی تفاوت سرعت رشد نقدینگی با تولید نیز میتواند تورم ایجاد نکند. اگر سیاست گذاری درست حمایت باشد انتظارات از قبل تربیت شده است و قوانین بازار اجرا نمیشود. اگر سیاست گذاری درست حمایتی نباشد نقدینگی عامل تورم معرفی میشود در حالی که بازار محصول با مازاد عرضه مواجه است. لذا ماهیت ها مهم است. سیاست پولی مرتبط با تولید که متولی آنها بانک ها هستند چگونه انجام شده است؟ کسری بودجه که خود به نوعی میتواند برای حمایت از اقتصاد باشد در چه ماهیت ایجاد شده است؟ عده ای می گویند خود کسری بودجه تورم ندارد ولی تامین آن تورم دارد. اگر کسری بودجه تحقق یافته است یعنی دولت، قبل از بر طرف کردن کسری بودجه قرض از بانک مرکزی را گرفته است. چرا این قرض بلاعوض نباشد که دولت نخواهد مالیات را افزایش دهد که بخواهد آن پول را برگرداند و تورم را ایجاد کند؟ دقت می کنید در ایران بر عکس مساله نشان داده میشود گفته میشود که باید قرض کند تا هزینه ای که بیشتر از درآمد اوست را انجام دهد و این تورم را ایجاد میکند در حالیکه در تمام دنیا کسری بودجه اتفاق می افتد نه این که کسری بودجه ای که اتفاق نیفتاده باشد را به عنوان کسری بودجه بیان کنند و بعد بگویند این تامین مالی آن است که تورم را ایجاد میکند. نکته دیگر این است که ممکن است در سیاست پولی مرتبط با تولید رشد نقدینگی از رشد تولید بیشتر شود؟ بلی وقتی حمایت از تولید مقدم بر نتیجه حمایت از تولید شود و این ارقام در تولید ناخالص داخلی نشان داده نشده و با تاخیر در محاسبه آمار مربوط به تولید ناخالص داخلی در قالب رونق بخش خدمات منظور گردد(نقدینگی های حمایتی به تولیدکنندگان کمک به رونق خدمات شهری مانند رستوران داری وغیره می کند).
گزارش مرتبط:
نقدینگی عامل اجرای قوانین بازار نیست: یورو نیوز از مازاد ارز هفتاد دو میلیون و چهار صد هزار دلار در بازار ارز ایران خبر داد.
.
Wednesday, 28 January , 2026