پیدای و پنهان تورم و مقصر خوانده ها و مقصران و عامل اصلی تورم عوامل پیدای تورم: عوامل پیدای تورم به افراد مرتبط می شوند. کارفرما به دستمزد نیروی کار اشاره می کند و دستمزد نیروی کار به کارفرما مرتبط می کند و مردم به واسطه ها مرتبط می کنند و واسطه ها به زنجیره […]
پیدای و پنهان تورم و مقصر خوانده ها و مقصران و عامل اصلی تورم
عوامل پیدای تورم:
عوامل پیدای تورم به افراد مرتبط می شوند. کارفرما به دستمزد نیروی کار اشاره می کند و دستمزد نیروی کار به کارفرما مرتبط می کند و مردم به واسطه ها مرتبط می کنند و واسطه ها به زنجیره های قبل از خود مرتبط می کنند…
در این ساختار همه کار می کنند ولی نیازهای شان رفع نمی شود و همه نگران نیاز های رفع نشده امروز و نیاز های پیش روی اتی خود هستند.
عوامل پنهان و مقصران اصلی تورم:
وقتی حکومت ها سخاوت رفع نیاز به پول را از طریق عدم مقدم کردن حمایت مالی بلاعوض و پایدار به نتیجه کار در دستور کار قرار نمی دهند؛ نیاز به پول سبب نقش آفرینی بیشتر عوامل آشکار تورم می شود و اگر حکومت از روی فرصت جویی نوعی رهایی فعالان مردمی را اتخاد کرده باشد؛ این نیاز به پول و تعمیق فرایند ذکر شده بیشتر هم می شود.
راه حل:
یک راه حل این است که کسانی که کار برای خود می کنند باید به گونه ای راهی پیدا کنند که کار برای خود، انها را بی نیاز کند (بی نیاز از پول از طریق تولید!)
اگر تکنولوژی کاهش محدودیت ها ایجاد شود و در بعد تغذیه و درمان اطلاعات کافی از محصولات کشاورزی و دامداری ایجاد شود افراد می توانند تا حدی با کارکردن برای خود بی نیازی از نیاز های فعلی و آتی خود را احساس کنند. در این شرایط زنجیره تورم آشکار نیز می تواند غلظت قدرت خود را از دست بدهد.
به طور کلی حکومت ها یا اهداف اقتصادی شخصی را دنبال می کنند و یا اهداف اقتصادی شخصی دنبال نمی کنند.
در صورتی که حکومت ها اهداف اقتصادی شخصی دنبال کنند کاری میکنند که بتوانند اقتصاد را متاثر از قانون بازار و شوک های تورمی قرار بدهند.معمولاً انرژی و ارز دو گزینه برای این امر انتخاب می شود و حکومت ها کاری می کنند که وابستگی به بنزین و دلار در سطحی باشد که قانون بازار بتواند افزایش قیمت آنها را به شوک تبدیل کند. شوک های تورمی سبب می شود که تورم به عوامل آشکار نسبت داده شود در حالیکه آنها هم چقدر هم قیمت گذاری متناسب با رفع نیاز های خود دنبال کنند نیاز های خود را نمی توانند برطرف کنند.
ضمیمه: بررسی میزان نوسانات قیمت انرژی و نقش قانون بازار در تورم:
شاید تغییرات قیمت انرژی از فراورده های نفتی در کشورهای توسعه یافته بیشتر از ایران بوده است ولی وابستگی آنها به انرژی از منابع نفتی نسبت به ایران بسیار کمتر است به طور مثال آلمان نیاز تولید برق خود را کمتر از یک درصد به منابع نفتی نگه داشته است.
نمودار فوق نشان میدهد که نوسانات قیمت انرژی در ایران شاید کمتر از کشورهای توسعه یافته باشد! ولی سوال این است که چگونه نوسانات علی الظاهر بیشتر کشورهای توسعه یافته منجر به تورم و شوک تورم نشده است؟
نمودارهای فوق نشان میدهد که کشورهای توسعه یافته با هدف گذاری های درست و اولویت دار در کنار سیاست گذاری های درست نه تنها از طریق خود سیاست گذاری های درست نقش قانون بازار را کمرنگ کرده اند بلکه از طریق توام کردن سیاست گذاری های درست با هدف گذاری های درست نیز جلوی اینکه قانون بازار افزایش قیمت انرژی را به شوک قیمت تبدیل کند گرفته اند.
ضمیمه۲: دو سوال و دو پاسخ:
سوال ۱: آیا گسترش خصوصی سازی و بازار آزاد موجب توسعه اقتصادی کشور خواهد شد(موافق یا مخالف)؟
سوال۲: پرداخت یارانه نقدی سیاست مناسبی برای فقر زدایی است؟
پاسخ سوال۱:
اقتصاد آزاد و خصوصی سازی را برخی یکی می دانند در حالیکه اقتصاد آزاد یعنی همه چیز را به بازار و قیمت ها بسپریم ولی خصوصی سازی یعنی فقط به حقوق مالکیت اشخاص احترام بگذاریم.
این که مالکیت به چه کسانی داده شود قطعا اگر ملاک انتخاب آن بخش خصوصی به جای سرمایه ، میزان ایده های نوآورانه و فناورانه آنها باشد بهتر است و به این دلیل خصوصی سازی به افزایش رانت بیشتر منجر شده است که ملاک انتخاب بخش خصوصی به میزان سرمایه مادی آنها قرار گرفت.
به هر حال در متن سوال دو گزاره متضاد وجود دارد ولی به طور کلی مخالف چون خصوصی سازی با نگاه اقتصاد آزاد انجام شد.
ضمیمه: رابطه خصوصی سازی با اقتصاد آزاد یا رابطه اقتصاد آزاد با خصوصی سازی:
اقتصاد آزاد در حوزه مالکیت ، بر اساس اقتصاد آزاد مالکیت را به بخش خصوصی واگذار می کند یعنی مالکیت از آن سرمایه داران خواهد بود. اقتصاد آزاد در حوزه سیاست گذاری ، سیاست گذاری را مداخله با قیمت گذاری و عملکرد بازار آزاد می داند(درست است که سیاست گذاری مداخله در عملکرد بازار آزاد است ولی اگر پیامد بودن آن بهتر از نبودن آن باشد اقتصاد آزاد حق دخالت در اجرا شدن سیاست گذاری را ندارد!).
اگر مفهومی پیدا شود که پیامدی بهتر از اقتصاد آزاد ایجاد کند تعریف عام اقتصاد و جایگاه بازار آزاد تغییر خواهد کرد.
سیاست حمایت مالی بلاعوض پایدار جامع مستقیم سبب میشود که حمایت مالی درست، جایگاه اقتصاد ازاد را به علامتی در اجرا نشدن یا تعریف نشدن درست حمایت مالی قرار دهد سوای آنکه اجازه نمی دهد خصوصی سازی با ابزار اقتصاد آزاد (خصوصی سازی سرمایه داری) انجام شود بلکه آن را با مولفه های غیر سرمایه مادی به صورت اعطاء مالکیت رایگان به واجدین شرایط (متقاضایان کار صاحبان نوآوری و فناوری) به بخش خصوصی واقعی واگذار می کند و دنبال می کند.
پاسخ سوال۲:
در صورتی یارانه نقدی به مصرف کنندگان کار درستی است اگر از محل یارانه به تولید نباشد اگر یارانه به تولید هم به اهداف خواسته شده نرسید باید ماهیت آن را بازنگری و اصلاح کرد. نباید دادن یارانه نقدی به مصرف کنندگان بهانه ای برای اتخاذ مجدد سیاست های شوک تورمی شود.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026