پیشنهادی برای رهبران سیاسی در زمینه اینکه در حوزه اقتصاد و سیاست چگونه برنامه ریزی و فکر کنند.. در حوزه اقتصاد: ایده ها را دریابید همان اقتصاد شما می شود! مثال: در زیر زمین های شما نفت وجود دارد؟ نفت حاصل میلیارد ها سال بقایای مواد بوده است. مرکز تحقیق و پژوهشی ایجاد کنید تا […]

پیشنهادی برای رهبران سیاسی در زمینه اینکه در حوزه اقتصاد و سیاست چگونه برنامه ریزی و فکر کنند..

در حوزه اقتصاد: ایده ها را دریابید همان اقتصاد شما می شود!

مثال:

در زیر زمین های شما نفت وجود دارد؟ نفت حاصل میلیارد ها سال بقایای مواد بوده است. مرکز تحقیق و پژوهشی ایجاد کنید تا بتوانید با شناسایی از طریق علم شیمی و ابزار های آن، کاربرد های مختلف استفاده از آن را دریابید. از رشته های مختلف برای کاربردی کردن آنچه شناخت نسبت به آن پیدا کردید استفاده کنید. تلاش های تمام افرادی که میخواهند به شناخت برسند و یا یک ایده کاربردی از درون شناخت ایجاد کنند؛ بدون این که لزوماً نتیجه چه باشد، اقتصاد شما را می سازد؛ اگر حمایت از آنها به صورت بلاعوض و پایدار در کنار نظارت دولت باشد.

در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی:

کسانی که دین را ابزار می کنند و کسانی که دین آنها را ابزار می کند در مصادیق هدف گذاری خود اشتباه می کنند.
راه برون رفت برای گروه اول، فهم علم اقتصاد و برای گروه دوم فهم ایدئولوژی دینی است.
بر اساس روح دین (ایدئولوژی): حتی نیازی به مطرح کردن عدم تشکیل حکومت، در لیست خواسته ها هم نیست!
روح دین محبت بود. بر اساس محبت به برخی، برخی مورد آزمایش قرار گرفتند. در نهایت به علت تغییر مصادیق ذی حقان، سمت و سو به سمت ماندگاری محبت در مصادیق ظاهری رفت:

محبتی از سوی خدا وجود داشت

ظرفیت این محبت توسط انسان در بهشت ادا نمی شد نیاز بود انسان در جایی باشد که حجاب هایی بر او ایجاد شود تا جبران نقص ظرفیت های ایجاد شده در او از طریق ضعف هایی برای ارتباط با بیرون پوشانیده شود!

تقریباً سختی ها مرتبط با حق الناس ها شد.

که آنها هم (سختی ها) به تدریج به علت تغییر مصادیق ذی حقان، به همان سمت و سوی ماندگاری محبت در مصادیق ظاهری رفت.

این به این معنا است که شرایط برای معامله (دو چندان) مهیا است.

حرکت به سمت محبت در مصادیق ظاهری (آزادگی اقتصادی و سلامت جسم و شادی انسان گیاهان و حیوانات) پس از یک مدت چند ساله، می تواند رسیدن به شرایطی که فردی به نام امام دوازده بیاید (که حکومت تشکیل نمیدهد یا ندهد) را ایجاد کند(سوای این که در ازای اطمینان دهی به عدم ظلم به انسان حیوانات و گیاهان قبل و بعد از آمدن فردی به نام امام دوازده، فردی به نام امام دوازده _ پس از چند سال آمدن_، می بایست خود را در اختیار قرار دهد). برخی مرتبط ها با این قسمت: پاراگراف آخر ضمیمه گزارش: تکنولوژی ابزاری چند منظوره و اقتصاد سیاسی تکنولوژی

برخی مرتبط ها در حوزه اقتصاد

چقدر صنعتی شدن؟ How much is it moving towards industrialization?

ضمیمه سیاست۱:

منظور از معامله این است که گروهی که اهداف سیاسی دارند به مصادیق اهداف سیاسی خود که ظهور و از بین بردن فردی به نام امام دوازده است برسند در عین حال که فردی به نام امام دوازده نیز رضایت به این کند که آزادی اقتصادی جسمانی انسان ها و عدم اذیت مستقیم و غیر مستقیم انسان حیوان و گیاه، پس از آن که در طی یک دوره ده تا بیست ساله به وسیله تکنولوژی (و درون زا کردن آن برای خانواده ها) رقم خورد؛ حاضر به از بین بردن خود بوده و آنرا اعلام هم بکند.

گروه های صاحب اهداف سیاسی در عین آنکه می توانند کمک به آن شرایط دستیابی به ازادی اقتصادی جسمی ده تا بیست ساله از طریق خلق تکنولوژی های مرتبط برای کمک به آزادی اقتصادی جسمانی انسان ها و کمک به گیاهان و حیوانات کنند، می توانند در تعریف علم اقتصاد نیز، علم اقتصاد را سیاست پولی بلاعوض و پایدار در حمایت از خلق تکنولوژی و حمایت از تولید کننده بودن و یا کار مثبت اجتماعی و غیره، معرفی کنند در عین آنکه مصادیق فرصت طلبی برای کانون های قدرت (در کشورهایی که چنین ساختار فرصت طلبی سیاست و قدرت وجود دارد) را نیز، در همان سیاست پولی تعریف بگردانند تا اینگونه نیاز به هیچ جنگ مجدد حتی به عنوان مقدمه رسیدن به این فرصت آزادی اقتصادی جسمانی (عدم اذیت انسان ها و حیوانات و گیاهان) تعریف نشود تا فرصت به تاخیر(حداقل) نیفتد.

ضمیمه سیاست ۲:

شکل ساده مساله برای رهبران سیاسی صاحب اهداف سیاسی در قبال فردی به نام امام ۱۲ این گونه می تواند باشد: فردی به نام امام ۱۲ بر محور ایدئولوژی ای به نام مهربانی این گونه فکر و رفتار می کند: او بین بد و بدتر بد را انتخاب می کند و تعریف او از بدتر آن است که خسارت به زندگی افراد از لحاظ خسارت جانی سلامتی بیفتد(تفاوت غلظت آسیب، عاملی برای شکل گیری بد – به جای بدتر- در همین ماهیت نمی شود چون در حالی که کسانی که بدتر را ملاکی برای انتخاب بد – در همان مصداق- قرار می دهند که فردی به نام امام ۱۲ وارد این مذاکره نمی شود). فردی به نام امام حسین را در نظر بگیرید. وی اگر اصرار یزید به بیعت کردن اش نبود، او کار به کار آن حکومت نداشت و بین بد و بدتر، بد را انتخاب می کند و یزید به راحتی می توانست از ایدئولوژی این فرد برای اهداف اقتصادی خود استفاده کند. وی بین بد و بدتر بد را انتخاب می کرد و کاری به حکومت وی نداشت. منتها یزید اصرار داشت که آن فرد گزینه ای جزء بیعت با یزید نداشته باشد. بیایید کمی ملموس تر صحبت کنیم. فردی به نام امام ۱۲ اگر بداند با آمدنش خسارت ها ادامه خواهد داشت که شاهد آن را وجود جنگ یا کنترل، عقب نگه داشتن، آسیب به حیوانات گیاهان در قالب صنعت غذا و صنعت سلامت و غیره، می تواند قلمداد کند؛ مصداق واژه بدتر را، آمدن خود می تواند قرار می دهد. حال اگر این درک حاصل شود که کنترل ها (آسیب زایی های فیزیکی – حتی مساله های روحی ذهنی هم فیزیکی هستند- بالفعل و بالقوه در صنعت غذا سلامت و درمان) وجود ندارد یا حذف شده است و جنگ و خسارات جانی سلامتی نیز پس از آمدن او انجام نمی گیرد مصداق واژه بدتر، دیگر می تواند در آمدن فردی به نام امام ۱۲ تعبیر نشود. اگر مذاکره ای بیان شود که یک طرف آن مذاکره، خوبی باشد، فردی بین امام ۱۲ را می توان بین دو گزینه خوب و بدتر قرار داد. بیست سال سیاست های پزشکی اقتصادی سیاسی محیط زیستی به سمت کنترل زدایی عدم سلب آزادگی نسبی عدم بر هم زدن سلامت جسمی روحی رود که دیگر مصداق واژه بدتر، آمدن او نباشد و پس از این ۲۰ سال، مذاکره آغاز شود که بیست سال دیگر (و بیشتر) نیز این سیاست گذاری ها می تواند ادامه داشته باشد به شرطی که: ۱- فردی به نام امام ۱۲ مساله ای به نام ظهور خود را انجام دهد ۲- فتوای جهاد را از متون دین پاک کرده و آن را تعبیری برای آزمایش کسانی که می خواستند با اهداف دیگر از لباس دین استفاده کند بخواند ۳- رسماً خود در طی یک زمان مشخص متعهد به نابود کردن خود در هر زمان که به او گفته شد بشود. این مذاکره در شرایطی است که مصداق واژه بدتر دیگر مساله ای به نام ظهور نیست و از سویی فردی به نام امام ۱۲ می داند در صورتی که این مذاکره را مورد تایید خود قرار ندهد یعنی او بین خوب و بدتر، بدتر را انتخاب کرده است.