در مورد درآمد سرانه: تفاوت نرخ بهره وری نیروی کار وجود ندارد و تفاوت بهره وری در سطح بهره وری است.علت عدم همگرایی درآمد سرانه در عدم تعریف حمایت درست ، به عنوان GDP و محروم بودن کشورهای در حال توسعه از تعریف و عرضه حمایت درست (حمایت مالی بلاعوض به معنای رایگان پایدار جامع از تولید با اولویت به استمرار تکنولوژی در نفی اشتغال کامل) است.

نظریه های تورم:

۱- تورم فشار هزینه برون زا

۲- تورم ساختاری : مثال: نقدینگی افزایش می یابد. اقتصاد وابسته به واردات است. تورم وارداتی ایجاد می شود.

۳-تورم فشار هزینه درون زا

آیا تورم فشار تقاضا وجود دارد و است؟

در واقع نظریه تورم فشار تقاضا درست نیست چون:

۱- افزایش تقاضای مواد اولیه و واسطه ای (حمایت مادی از تولید که منجر به افزایش تقاضا مواد اولیه و واسطه ای می شود) به معنای افزایش تقاضای نهائی نیست.

۲- قبل از افزایش قمیت، تولید کنندگان افزایش تولید خود را آغاز می کنند. ابتدا افزایش تولید و افزایش تقاضای مواد اولیه و واسطه ای است و سپس اگر افزایش قیمت مبتنی بر تورم فشار هزینه هزینه نهائی تولید.

۳- افزایش هزینه نهائی تولید اگر حمایت جامع باشد (شامل تولید کنندگان مواد اولیه و واسطه ای هم باشد) یا بلاعوض باشد ، نیست.

تورم ساختاری پربیشی:

دو مصداق برای تورم ساختاری پربیشی است:

الف) افزایش ارادی ناچاری نرخ ارز به علت نیاز به علت وابستگی (که تاکید و نگرانی پربیش هم بیشتر همین بود)

ب) افزایش قیمت به علت افزایش نرخ ارز به علت تورم وارداتی

مصداق اولیه در واقع تورم فشار هزینه درون زا ارادی ناچاری است. ولی رخ نداد. که نشان می دهد تورم فشار هزینه درون زا تنها ارادی است و بهانه ای مانند ناچاری بر آن هم نیست.

بنابراین اصلاح نظریه های تورم در همان تورم فشار هزینه درون زای ارادی باقی می ماند.

بنابراین در اصلاح نظریه های تورم، علت تورم بیشتر به همان تورم فشار هزینه درون زا ارادی باقی می ماند( حمایت درست و تکنولوژی پیامدهای کاهش موضوعیت تورم برون زا و تورم ساختاری تنگنای کشاورزی را می تواند دنبال کند یا شامل کرده است).