مردم میتوانند اقتصاد دان شوند اگر خلاصه علم اقصاد و مرز علم اقتصاد و انتقاد ها بر آن در یک پاراگراف نوشته شود. نتیجه پاسخ درست به چرایی عدم همگرایی درآمد سرانه چیزی جز جایگزینی تعریف تولید جایگزینی تعریف اقتصاد با آنچه از پاسخ درست به عدم همگرایی درآمد سرانه حاصل میشود با تعاریف متعارف موجود از تولید و اقتصاد نیست.

کامنت نیوز: هم چنان سوالی که باید ۱۹۵۰ پرسیده میشد باقی است و هم چنان جواب درست به آن داده نشده است. این امکان است که ادبیات علم اقتصاد خلاصه شود چرا که وقتی در مورد ادبیات علم اقتصاد صحبت می کنیم این علم به شاخه های مختلف مانند اقتصاد توسعه اقتصاد بخش عمومی و غیره تقسیم بندی شده است. این تقسیم بندی ها در شرایطی است که هم چنان مادر این علوم یعنی اقتصاد کلان بایک سوال بی پاسخ مواجه است علت عدم همگرایی درآمد سرانه چیست؟ اقتصاد کلان هیچ وقت دولت وسیاست گذاری های دولت را ندید به همین شکل آنچه اقتصاد توسعه از سیاستگذاری دولت دیده است اصلاً در حد آنچیزی که باید میدید نبود. اقتصاد توسعه نمیتواند مصداق درست سیاست گذاری دولت رامتوجه شود چون اقتصاد کلان جایی برای سیاست گذاری های دولت در آنچه باید تعریف می کرد قرار نداده است. ضربه کوتاهی اقتصاد کلان را کشورهای در حال توسعه خواهند خورد. کشورهای در حال توسعه همچنان بالاترین نرخ های رشد را دارند ولی نمیتوانند به رفاه اقتصادی دست یابند آنها فکر می کنند شاید مشکل با هدف گذاری رشد اقتصادی است و نظریه شومپیتر را دنبال می کنند یعنی می آیند پس انداز ها را صرف آموزش نیروی انسانی میکنند ولی باز هم به نتیجه نمی رسند. اقتصاد کلان کجا اشتباه کرده است ؟ آنجا که نقشی برای سیاست گذاری دولت در ماجرای فرایند های اقتصادی ندیده است . آنجا که نقشی برای سیاست گذاری دردولت به صورت مستقیم در تابع تولید ندیده است. اقتصاد با سیاست پولی اداره میشود نه با نتیجه سیاست پولی؛ اقتصاد با خود خود سیاست پولی اداره میشود . اقتصاد کلان این را ندیده است و اقتصاد توسعه و اقتصاد بخش عمومی و غیره هم این را ندیده اند. پاسخ به چرایی عدم همگرایی درآمد سرانه ما را به یک ادبیاتی می رساند که آن ادبیات میشود علم اقتصاد. آن ادبیات نه اقتصاد کلان است نه اقتصاد توسعه و نه غیر . یعنی نتیجه پاسخ درست به چرایی عدم همگرایی درآمد سرانه چیزی جز جایگزینی تعریف تولید جایگزینی تعریف اقتصاد با آنچه از پاسخ درست به عدم همگرایی درآمد سرانه حاصل میشود با تعاریف متعارف موجود از تولید و اقتصاد نیست.

ضمیمه ۱:

عدم همگرایی درآمد سرانه همچنان به همان کما فی السابق حفظ شده است:

ضمیمه ۲:

در نظریه های توسعه آمده بود که کشورهای در حال توسعه چون پس انداز پایین دارند نمیتوانند به توسعه برسند و باید ارز خارجی بگیرند. باز نظریه هایی آمده بود که باید پس انداز را با این اولویت ها سرمایه گذرای کرد و غیره ولی همه این نصحیت ها در نهایت مسیر های متمایز برای کشورهای در حال توسعه ایجاد نکرد. هدف گذاری تحقیق و توسعه تجربی و حمایت بلاعوض از آن با ابزار سیاست پولی بدون این که لزوماً حمایت منوط به نتیجه حمایت بلاعوض شود؛ اقتصاد بود یعنی میتوان تمام ادبیات کتاب های اقتصادی را با این یک جمله معاوضه کرد: اقتصاد هدف گذاری برای تحقیق و توسعه تجربی با ابزار سیاست پولی مرتبط با تولید در ماهیت بلاعوض و پایدار است.