مقدمه:
نزدیک به هفتاد درصد افزایش نقدینگی مروبط به بانک ها است. بیش از پنجاه درصد نقدینگی در بازار پول در اختیار یک درصد افراد جامعه (بخوانید صاحبان اصلی بانک ها) است. اگر نگاه آن یک درصد جامعه تغییر کند و از نگاه اقتصادی به نگاه خیرخواهی اجتماعی تبدیل شود نتایج زیر حاصل می گردد: کاهش تصدی گری ، تغییر ماهیت حمایت از وام به بلاعوض که نتیجه کاهش تورم میشود.
بنابراین زمانی که صحبت از هدایت نقدینگی و نگرانی از نقدینگی میشود بهتر است از اصلاح نگاه صاحبان اصلی بانک از گذر از منافع فردی به منافع اجتماعی سخن به میان آید چرا که هدایت نقدینگی به تولید وقتی توام با وام محوری و تصدی گری بانک ها باشد امکان رونق تولید را ایجاد نمی کند.
بنابراین ادبیات هدایت نقدینگی میتواند جای خود را به هدایت فکری صاحبان اصلی بانک ها بدهد تا ماهیت حمایت درست به صورت طبیعی علاوه بر رونق تولید امکان افزایش تصدی گری بانک ها را از دو بعد سخت افزاری(پول ازمردم به بانک ها برگشت نمی کند که قدرت خرید بانک ها افزایش یابد: به طور کلی در حمایت از تولید از طریق افزایش پایه پولی به صورت غیربلاعوض، افزایش مالکیت نقدینگی بانک ها میتواند مترادف با کاهش سطح اولیه نقدینگی جامعه مترادف تلقی نشود. در صورتی که بانک ها پس از تملک منابع سیاست پولی تخصیص داده به تولید از طریق تخصیص به صورت وام، از محل آن منابع برای مصارف سرمایه گذاری شخصی خود استفاده کنند؛ میزان نقدینگی جامعه به نفع بانک ها کاهش می یابد) و نرم افزاری (هزینه های تولید کاهش می یابد و تولیدکنندگان نیاز به واگذاری املاک خود به بانک ها برای بازپرداخت اصل و فرع وام ندارند) فراهم نکند.
Wednesday, 28 January , 2026