مفدم شدن افزایش قمیت بر افزایش تولید یعنی اصلاً نمی دانیم آن افزایش تقاضا ، افزایش تقاضا در بازار مواد اولیه بوده است (؟) اگر فراموشی علت باشد؛ کسی نمی داند که جایگذاری نادرست تقاضای کل در بازار محصول با تقاضای نهاده در بازار نهاده ها رخ داده است.

وقتی قیمت مقدم بر افزایش تولید می شود، یک اتفاقی رخ می دهد. اتفاق آن است که ماهیت تقاضای افزایش یافته فراموش شده است و به واسطه ای این فراموشی کسی متوجه نمی شود که جایگذاری نادرست تقاضای کل بازار محصول جایگزین تقاضای مواد اولیه در بازار نهاده ها شده است.

آیا این فراموشی ها در علم اقتصاد در همین حد بوده است؟

آیا مهم است دیگر فراموشی ها را هم بررسی کنیم یا پیامد همین فراموشی را ابتدا دقیق در بیاوریم و شاید همین یک قلم (فهم پیامد درست سیاست پولی درست) برای فهم درست اقتصاد کافی باشد.

ولی می توان برای فراموشی های دیگر به جمع آوری یک نگارش دیگر برای بعد اکتفا کرد. به طور مثال در اقتصاد سنجی جایگذاری ای انجام شد و متغیر y به جای متغیر Y قرار گرفت. در این جایگذاری فراموش شده که ماهیت براورد یاب از طریق این جایگذاری تغییر می کند. در استفاده از OLS هدف اصلی اقتصاد سنجی فراموش شد. وقتی نقد به عدم پایه های خرد برای اقتصاد کلان کینزی شد فراموش شد که کینز در مورد منحنی عرضه کلان صحبت نکرده بود که نیاز باشد وقتی چسبندگی دستمزد مطرح کردند بابت رفع این نقص خوشحال شوند. و فراموش هم کردند که پایه های خرد منحنی عرضه کلان چه بود و مجدد همان باید باشد. و فراموش شد که منحنی تقاضای کلان پایه های خرد ندارد و نگران پایه های خرد برای آن نشدند. و فراموش شد که منحنی تقاضای کلان کلاسیک های جدید مربوط به وجود بازار پول و شرایط اقتصاد کینزی است چرا که کلاسیک های جدید با بازار پول منحنی تقاضای کلان را تفسیر کردند…