کامنت نیوز: یکی از خبرنگاران کامنت نیوز تصمیم گرفت یکی از گزارش نزدیک به ده سال قبلی که آنرا تهیه و آن زمان به انتشار گذاشته بود را مجدد منتشر و سوالات بعدی را بپرسد:

کامنت نیوز: یکی از خبرنگاران کامنت نیوز تصمیم گرفت یکی از گزارش نزدیک به ده سال قبلی که آنرا تهیه و آن زمان به انتشار گذاشته بود را مجدد منتشر و سوالات بعدی را بپرسد:

“در سال ۱۳۸۴ با آمدن دولت جدید، چون بسیار سخن از حمایت از تولید به میان می‌آمد و به صرف این که پسرم رشته کشاورزی بود، گفتم، خدمتی به این مملکت کرده باشم و به فکر راه‌اندازی دامداری و کشت علوفه افتادم. برای همین، چهارده هکتار زمین، به بهای ۲۲۰ میلیون تومان در نظرآباد کرج خریداری کردم.

از آن سال پیگیر کار بودم و به جهاد کشاورزی رفتم تا این که در سال‌ ۸۸ موفق شدم پروانه ساخت گاوداری را با پرداخت ۹ میلیون تومان بگیرم؛ با آن که گفته می‌شد، کشاورزی از مالیات معاف است، ولی دیدم که تنها با پرداخت عوارض گزاف ساخت، (۹ میلیون تومان) می‌توانستم، پروانه ساخت گاوداری را بگیرم.

وقتی پس از چند سال پروانه را در سال ۸۸ گرفتم، تقاضای حفر چاه برای دامداری کردم که به دنبال آن، اداره آب با دو سال دیرکرد (سال ۹۰) در نامه‌ای از من دعوت کرد و پاسخی که پس از دو سال به من دادند، این بود: «تو فعلا در نوبت هستی و باید صبر کنی»!

این از موضوع آب؛ و اما درباره برق. این زمین برق نداشت و برای همین، بیست میلیون تومان انشعاب، تیر و تراس و تابلو برق خریدم که بنا بر مصوبه‌ای، باید آن را به وزارت برق می‌دادم؛ یعنی من مالک آنچه خریده بودم نیز نبودم، حال آن که برای کسی که به سمت کار تولیدی می‌رود، این دولت است که باید از او حمایت کند و برق ارزان بدهد.

خلاصه آن که همه مقدمات تولید را خودم با پول خودم انجام می‌دادم و با وجود این، همین را که خریده بودم نیز به دولت واگذار شد و به این ترتیب، دولت کلید تابلوی برق را از من گرفت و دیگر کلید دست من نیست.

من در این فرایند دچار کمبود پول شدم، ولی بر پایه سخنان رئیس‌جمهور، مبنی بر این که برای هر رأس دام، نزدیک ۹ میلیون وام می‌دهد، خواستم برای هر رأس، تنها یک میلیون تومان به من وام بدهند و سپس قرار شد که جهاد به من وام بدهد و من را به بانک معرفی کرد و قرار شد ۴۷۰ میلیون تومان برای ساخت، خرید تجهیزات، خرید دام و علوفه به من وام داده شود.

اما پس از شش ماه دوندگی و صرف یک میلیون و دویست هزار تومان (پانصد هزار تومان به عنوان وثیقه بانک و هفتصد هزار تومان برای بررسی طرح داده شده)، هنگامی که به بانک رفتم، رئیس بانک به من گفت: نامه‌ای از ریاست جمهوری آمده است، مبنی بر این که منابعی را که قرار بود به عنوان وام به من بدهند، به خود دولت برگشت داده شود.

پس از شنیدن این سخن، با وجود این همه هزینه و بدون دریافت وام، به جهاد کشاورزی رفتم. آنها گفتند: اگر شما ۶۰ درصد آنجا را بسازید، می‌توانیم درخواست دریافت وام دیگری انجام دهیم، حال آن که اگر من می‌توانستم، ۶۰ درصد کار را انجام دهم که دیگر نیازی به وام نداشتم!

ناگفته نماند، هزینه‌هایی که در این راه متحمل شدم نیز به من برگشت داده نشد، به گونه‌ای که حتی پس از این فرایند، به آنها گفتم که وام نمی‌خواهم، دست‌کم هزینه‌های من را بدهید و این گونه شد که با وجود صرف هزینه‌های بسیار، آن را نیمه‌کاره رها کنم.

وی در ادامه با بیان این که من می‌توانستم با قرار دادن سند زمینی که خریده‌ام و بدون دردسر، سود بانکی دریافت کنم، این کار را نکردم، چرا که دوست داشتم به مملکتم خدمتی کرده باشم؛ بنابراین، جلو آمدم ولی دست ‌آخر خسته شدم و آن را رها کردم.

من در اینجا می‌گویم، این کار درست نیست؛ دولت نه تنها از کسی که می‌خواهد کار تولیدی انجام دهد، حمایتی نمی‌کند، بلکه مرتب مانع تراشی می‌کند تا او را از ادامه کار باز دارد.

وی در ادامه، با بیان این که در صورت حمایت دولت، می‌توانستم سالی دو هزار تن ذرت برداشت کنم و به این ترتیب، نیازی به تأمین خوراک از کشورهای خارجی نداشته باشیم، گفت: افزون بر آن، می‌توانستم روزانه ۹ تن شیر تولید کنم، که این خود می‌توانست چشم‌انداز مثبتی برای کاهش نیاز به واردات شیر خشک از چین در ایران باشد.

وی در پایان گفت: هنگامی که وارد کار تولیدی شدم، دریافتم دارد به این مملکت خیانت می‌شود و بزرگترین خیانت آن است که چیزی که می‌توانیم تولید کنیم، راهش را می‌بندیم.

اکنون باید پرسید، آیا با وجود پتانسیل‌هایی که در ایران هست، این جفا به این مملکت نیست که از برزیل گوشت بی‌کیفیت، شیر خشک، ذرت و علوفه و میوه‌های خارجی وارد کنیم؟ در حالی که اگر حمایت دولت متوجه تولید کنندگان باشد، خود می‌توانیم با کیفیت بهتر تولید کنیم.”

سوال:

۱-نیازها و صحبت ها و در خواست های تولید کنندگان پس از گذشت نزدیک به ده سال جه فرقی کرده است؟ پاسخ این سوال این است که بی شک ابعاد خسارت بار ماهیت های نادرست ارتباط با تولید که اسم آن را حمایت نمیتوان گذاشت بیشتر شده است چرا که به طور مثال هزینه های نرخ بهره برای تامین نقدینگی منجر به افزایش هزینه های جاری در شرایطی میشود که بازار قدرت خرید قیمت های بالا را ندارد.

۲-چرا ماهیت ارتباط با تولید کنندگان اصلاح نشده و کماکان ارتباطی با تولیدکنندگان برقرار نمیشود که امکان انطباق واژه حمایت بر آن بتوان داشت؟

وقتی یک تولیدکننده در نهایت پس از تقبل هزینه های نهایی محصول خود راعرضه میکند اگر با تغییرات قیمت مواجه شود یعنی به طور مثال قیمت محصول به ناگاه پایین آید، امکان بازگشت هزینه های خود را از دست می دهد و یا اگر هزینه های نهایی او افزایش یابد ولی قیمت در بازار تغییرنکند. امروز حتی اگر قیمت های محصول نیز خود را تعدیل و متناسب با هزینه نهایی افزایش دهند به علت کمبود نقدینگی در دست مردم، امکان بازگشت سرمایه نیز برای تولیدکننده ایجاد نمیشود. علت کمبود نقدینگی در دست مردم به علت وام محور بودن سیاست پولی و مجدد تصدی گری نظام بانکی از آن منابع است.