کامنت نیوز:در مورد برنامه های اقتصادی دولت های ایران چه موضعی داشته باشیم؟
مقدمه : نظری های مختلف در اقتصاد توسعه وجود دارد. ما میتوانیم یک نظریه بهتر در نظر بگیریم و از طریق آن نظریه بهتر نظریه های دیگر را رد کنیم ولی اگر در اقتصاد ایران مساله اصلی مافیایی سرمایه داری سیاسی باشد هعر نظریه و هر سیاست درست اجرا نمیشود. وقتی از استراتژی صادرات صحبت میشود در نهایت یک عده ای خاص بهره مند میشوند وقتی از حمایت از تولید کنندگان صحبت میشود باز در نهایتیک عده ای خاص دریافت کننده حمایت های بهتر میشوند. بنابراین اگر نظام تصمیم گیری در پی این بود که یک نظریه ای تا حد معقول منطقی برای اقتصاد ایران داشته باشد میتوان ایرادی وارد نساخت و گفت امیدواریم حداقل این نظریه و نگاه را به خوبی بتوانید دنبال کنید و این عوامل را کنترل کنید.
مقدمات استراتژی صادارت: ارتباط تورم در ایران به تغییرات قیمت ارز مرتبط شده است.
وقتی از کاهش وابستگی تولید به ارز صحبت میشود اقدام عملی در سطح سیاست گذاری بیان نمیشود. بنابراین افزایش نرخ ارز میتواند منجر به افزایش قیمت ها شود. این که چقدر افزایش نرخ ارز میتواند منجر به افزایش قیمت ها شود بسته به میزان وابستگی دارد ولی به علت ماتریسی بودن این وابستگی برای تولید کنندگان در وهله اول این مشخص میشود که واردات هر کالا از تولید آن کالا مزیت پیدا میکند چون برای یک واردات یک بار از نرخ ارز گران استفاده میشود ولی برای یک تولید کننده این هزینه گران شدن چند و چندین بار خودش را نشان میدهد. بنابراین انتظار آن است که قیمت ها بیشتر از افزایش نرخ ارز افزایش یابد تا تعدیل این افزایش نرخ ارز صورت گیرد ولی تغییرات قیمت کمتر از تغییرات نرخ ارز اعمال میشود. تولید کننده در ابتدا در این تصور است که شاید با این افزایش قیمت بتواند ادامه دهد ولی پس از عدم امکان رقابت با وارد کننده در نهایت متوجه هزینه نهایی غیر اقتصادی نیزمیشود. هدف از افزایش نرخ ارز احتمالاً افزایش صادرات مطرح شده بود ولی یک تولید کننده در همان تولید داخلی شکست میخورد. تقاضا برای کالا کاهش می بابد. اگر هدف از افزایش نرخ ارز افزایش صادرات باشد در این وهله میتوان از مهیا کردن درست عمل کردن این استراتزِی صحبت کرد یعنی از کاهش وابستگی صحبت کرد. کمی زنجیره تولید داخلی شود و نهاده هایی هم که یک تولید کننده مواد اولیه استفاده می کند نیز داخلی شود تا استراتژی صادرات بتواند نتیجه خود را برای منافع مردم نشان دهد. البته این تنها مساله ای که برای استراتژی صادرات باید در نظر گرفته شود نیست. آشناییتی باید برای بخش های تولید مولد ایجاد شود که افراد به راحتی از طریق پست جمهوری اسلامی هم بتوانند به یک آدرس مورد اطمینان صادرات خود به کشورهای دنیا انجام دهند:
در ساختار سرمایه داری سیاسی(مافیای سرمایه داری سیاسی) در قابل رویکردی که از نرخ ارز دنبال میشود میتوان گفت: قبل از تصمیم به افزایش نرخ ارز، وابستگی تولید به نرخ ارز کاهش یابد. به طور مثال ماشین آلات cnc که مورد استفاده برای هر تولید کالاهای صنعتی است سه قطعه ای دارد که تولید آن چون غیر اقتصادی است وابستگی یک تولید کننده کالای صنعتی را در وابستگی از ناحیه یک دستگاه CNC قرار داده است. این که یک تولید غیر اقتصادی است ولی تولید داخلی آن سبب کاهش وابستگی شود از این منظر اقتصادی است که وقتی استراتژی افزایش صادرات بخواهد دنبال شود حداقل آنچه از این استراتژی دنبال بوده است قابل تحقق تر شود. تامین مالی آنچه غیر اقتصادی است از چه محل میتواند دنبال شود؟ اگر کشور معتقد به استفاده از سیاست پولی نیست با اینکه اولین پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید افزایش تولید است و این سیاست میتواند به صورت بلاعوض نیز در اختیار تولیدکنندگان قرار بگیرد که منجر به کاهش مساله قدرت خرید پایین جامعه نیز میشود؛ عملاً امکان محقق کردن این هدف پیش نمی آید. بنابراین وقتی در نظام تصمیم گیری از سیاست پولی که تورم ندارد و موثرتر از سیاست دیگر در حمایت از تولید است استفاده نمیشود مقدمات استراتژی صادرات نیز محقق نمیشود. حال باید صحبت از آن کرد کدام استراتژی توسعه نیاز به حمایت از اقتصاد را ندارد تا در چارچوبی که عملا استفاده از ابزار حمایت مورد تمایل نیست با ریل و فرمان آن نظریه جلو رفت؟
ضمیمه: اگر یک مدل در اقتصاد به درستی دنبال شود، انتظار کاهش ارتباط قیمت با عرضه و تقاضا را میتوانیم به میزان همان مدل داشته باشیم این مساله میتواند در توجیه قیمت گذاری که از بازاری مانند بازار مسکن دنبال شده است اثر گذار شود.
Wednesday, 28 January , 2026