دیوید مالپاس هماکنون به عنوان ریاست بانک جهانی فعالیت میکند. او پیشتر معاون امور بینالملل وزیر خزانهداری آمریکا و در دوره رئیسجمهور رونالد ریگان قایم مقام دستیار وزیر خزانه داری، قایم مقام دستیار وزیر امور خارجه در دوره رئیسجمهور جرج ایچ دابلیو بوش و اقتصاددان ارشد بِر استِرْنْز در شش سال منتهی به ورشکستگی این بانک بودهاست.
کامنت نیوز: دیوید مالپاس میتواند سخنان جدید و درستی بیان کند و حال سوال این است این سخنان جدید و درست چیست؟
دیوید مالپاس می تواند سخنان جدید و درستی بیان کند و حال سوال این است که منظور از این سخنان جدید و درست چیست؟
سال ۲۰۱۹ مقاله ای بیس در یک نشریه بین المللی با موضوع اثر سیاست پولی بدون بهره بر تورم و بیکاری به قلم محمد سلیم منتشر میشود. یک سال از انتشار این مقاله بیس گذشته است در حالیکه آن مقاله را میتوان فقط یک مقاله ۱۴ صفحه ای نداست. آن مقاله را میتوان معادل کتاب های اقتصادی از آدام اسمیت تا الان دانست. وقتی اثبات میشود که سیاست پولی بدون بهره منجر به افزایش تولید و کاهش قیمت توام میشود چه اتفاقی می افتد؟ یکی از اتفاق هایش آن است که دیوید مالپاس میتواند بگوید هر بانک مرکزی یک بانک جهانی نیست چرا که هر بانک مرکزی بهتر از بانک جهانی است. بانک جهانی در کوتاه مدت التیام می دهد ولی در بلند مدت استراتژی توسعه ای شما را محدود میکند ولی بانک مرکزی از همان ابتدا اقتصاد و تولید را با این تعریف که تولید نتیجه حمایت نیست بلکه خود حمایت است میتواند بسازد، استراتژی توسعه شما را محدود نکند و چیزی از اهداف اقتصادی را در تزاحم با هم قرار ندهد.
در قسمت چکیده این مقاله این گونه آمده است:
این مقاله با هدف بررسی تأثیرات سیاست های پولی بدون بهره و مبتنی بر بهره بر نرخ بهره و نرخ بیکاری برای دو گروه از کشورها که در یک گروه ، سیاست پولی بدون بهره (IFMP) دنبال می شود ، در حالی که در گروه دیگر ، سیاست پولی مبتنی بر بهره (IBMP) دنبال شد.
این مطالعه شامل نمونه ای از ۲۳ کشور پیشرفته است که به دو گروه تقسیم شده اند. نویسندگان عملکرد اقتصادی را با استفاده از شاخص بدبختی (MI) اندازه گیری می کنند و MI به عنوان نرخ بیکاری به علاوه نرخ بهره محاسبه می شود.
یافته ها – نتایج نشان می دهد که در گروه ۱۲ کشوری که IFMP پذیرفته شده است ، MI پایین تر است و بنابراین در مقایسه با گروهی از کشورهایی که IBMP دنبال می شود عملکرد بهتری دارد.
یافته های این مطالعه پیامدهای عمیقی برای سیاستگذاران و رهبران دولت دارد که به دنبال راه حلی برای پایین نگه داشتن نرخ بهره و نرخ بیکاری هستند. یافته های این مطالعه به وضوح نشان می دهد که چنین شرایط ایده آل تنها با پیگیری IFMP حاصل می شود. جای تعجب نیست که کشورهایی که از نظر تاریخی IFMP را دنبال می کنند مانند ژاپن ، سوئیس ، سوئد ، هلند و دانمارک در مقایسه با کشورهای هم زبان انگلیسی خود قادر به مهار نرخ های بیکاری و بیکاری بوده اند.
این یکی از آزمایشات اخیر در مورد تفاوت عملکرد اقتصادی بین IFMP و IBMP است. این نتایج برای سیاست گذاران و بانکداران مرکزی که دهه ها در تلاش برای حفظ پایین بودن MI بودند ، ارزش قابل توجهی دارد.
در قسمت نتیجه گیری این مقاله نیز این گونه آمده است:
در IFMP ، هزینه وام در بخشهای مختلف کل اقتصاد کاهش یافته و مولفه هزینه بهره کاهش می یابد. با کاهش هزینه بهره ، سطح قیمت نیز کاهش می یابد. بعلاوه ، در IFMP ، کشورها قادر به تهیه کالاهای سرمایه ای بیشتری خواهند بود و هزینه های سرمایه گذاری در اقتصاد افزایش خواهد یافت. با افزایش هزینه های سرمایه گذاری ، هزینه های کل در اقتصاد افزایش می یابد و درآمد تعادل و اشتغال افزایش می یابد و در نتیجه نرخ بیکاری (UR) سقوط می کند. بنابراین ، در IFMP ، همزمان در میزان نفوذ و نرخ بیکاری کاهش می یابد و در نتیجه شاخص ناراحتی یا شاخص بدبختی سقوط می کند و منحنی فیلیپس به سمت مبدا تغییر جهت می دهد.
این مطالعه اثرات IFMP و IBMP را بر عملکرد اقتصادی ۲۳ کشور توسعه یافته سرمایه داری بررسی می کند. کل نمونه ۲۳ کشور به ۲ گروه تقسیم شد. در گروه X ، ۱۱ کشور توسعه یافته سرمایه داری IBMP را دنبال کردند ، در حالی که در گروه Y ، ۱۲ کشور سرمایه دار توسعه یافته IFMP را دنبال کردند. شاخص بدبختی (MI) به عنوان معیار سنجش عملکرد اقتصادی و برای آزمایش عملکرد اقتصادی نسبی گروه X و Y با استفاده از آزمون t در سطح ۵ درصدی میزان استفاده می شود.
نتایج آزمون نشان می دهد که گروه Y ، جایی که IFMP دنبال شده است ، از نظر ضعف و نرخ بیکاری نسبت به گروه X نسبتاً پایین است. بنابراین ، گروه Y دارای MI ضعیف تر است و عملکرد بهتری نسبت به گروه X دارد که IBMP را دنبال می کند. هر دو گروه متشکل از کشورهای پیشرفته سرمایه داری با سطح توسعه ، پیچیدگی و درآمد سرانه مشابه هستند.
بر اساس یافته های فعلی ، می توان نتیجه گرفت که استدلال های کروگمن و همکاران (۱۹۹۸) که IBMP صفر منجر به دام نقدینگی خواهد شد و سیاست پولی کنترل خود را از دست خواهد داد ، معتبر نیستند زیرا مشخص شده است که IFMP در مقایسه با IBMP در واقع نسبتاً موثرتر است و بنابراین نتایج تجربی در دنیای واقعی با ادعای آنها مغایرت دارد . نتایج آزمون نشان می دهد که گروه Y با MI نسبتاً پایین تر عملکرد بهتری داشته و به هیچ استراتژی خروج از IFMP نیازی ندارد. علاوه بر این ، این کشورها بیش از یک سال IFMP را دنبال کرده اند و عملکرد بسیار بهتری نسبت به کشورهایی که IBMP را دنبال کرده اند انجام می دهند.
کامنت نیوز علاوه بر آنچه این مقاله به آن اشاره داشت نکات زیر را نیز گفته بود:
کامنت نیوز علاوه بر آنچه این مقاله به آن اشاره داشت نکته زیر را نیز گفته بود:
اولین پیامد سیاست پولی مرتبط با تولید افزایش تولید است. و نقص اقتصاد کلان عدم پرداخت به سیاست پولی مرتبط با تولید در جایگاه درست است چرا که وقتی سیاست پولی مرتبط با تولید در جایگاه درست عرضه شود، سیاست پولی مرتبط با بازار محصول نمیتواند مانور دهنده ای در قیمت گذاری باشد چرا که قیمت در اولین زنجیره یک فرایند قیمت گذاری، تبعیت خود با عرضه و تقاضا از دست میدهد.
Wednesday, 28 January , 2026