نرخ تورم پا به پای افزایش نرخ بهره افزایش می یابد مخصوصاً در یک اقتصادی که قوانین بازار به سرعت در انتظارات اثر می گذارد. استدلال برای کاهش نرخ بهره با این توجیه که نقدینگی به بازار مسکن و غیره می رود از این جهت اشتباه است که کاهش نرخ بهره میتواند در کنار اعمال سیاست گذاری های درست در حمایت از تولید به نفع رشد بورس بر پایه شکل گیری انتظارات مثبت از حمایت از تولید عمل کند.

در هیچ کدام از دو طرف معادله کاهش و افزایش نرخ بهره مردم حضور ندارند. آنهایی که مردم را در طرف کاهش نرخ بهره می بینند نگران افزایش نرخ بهره و پمپاژ خلق اعتبار بانک ها نیستند؟ نقدینگی موجود امروز در ایران حاصل خلق اعتبار بانک ها است. این خلق اعتبار جریان ورودی از ناحیه تبدیل یک واحد سپرده به چند برابر بوده است. بانک ها تمام خلق اعتبار خود را از مردم گرفته اند و اگر نقدینگی اولیه مردم را کاهش نداده باشند آنرا افزایش نداده اند…

به گزارش ایسنا:

در حالیکه در روزهای اخیر گفته‌هایی مبنی بر افزایش نرخ سود بانکی برای کنترل تورم مطرح می‌شد، طولی نکشید تا رئیس کل بانک مرکزی با اعلام این مطلب که این بانک قصدی برای افزایش نرخ سود بانکی ندارد و از روش‌های دیگری برای کاهش فشار تورمی بر بازارها استفاده می کند، احتمال رخ دادن این موضوع را به صفر رساند.پس از این بانک مرکزی اعلام کرد که با موافقت شورای پول و اعتبار «سیاست کنترل رشد ترازنامه بانک‌ها » را اعمال خواهد کرد. در این زمینه، کامران ندری – کارشناس اقتصادی – در گفت و گو با به ایسنا، با بیان اینکه بانک مرکزی سخت‌ترین راه را برای اعمال سیاست پولی انتخاب کرده است.ندری گفت:اینگونه اقدامات شدنی است اما ساده و موثرترین روش برای سیاست ضدتورمی و کنترل رشد نقدینگی استفاده از ابزار نرخ بهره است و با توجه به اینکه در کشورمان مشکل تورم داریم، باید نرخ بهره بالا رود اما عمدتا به دلایل سیاسی از این بازار موثر استفاده نمی‌شود و به سمت امور پیچیده می‌رویم که هر چه میزان پیچیدگی بیشتر باشد، فساد ایجاد می‌شود، زیرا هر چه مقررات سخت‌تر می‌شود، نظارت سخت‌تر و راه فرار از آن مقررات و فساد و رانت هم زیاد می‌شود. 

کامنت نیوز:

تمایل بانک ها افزایش نرخ بهره برای جذب سپرده است. بانک ها هر واحد سپرده را با ضرب در یک عدد مشخص به چند برابر تبدیل می کنند که هر واحد آن نیز مجدد قابلیت تبدیل به چند برابر خود پیدا می کند و این مساله بسیار مطلوب نظام بانکی است. به گونه ای که میتوان گفت قدرتمندی مالی یک بانک مرتبط با سپرده هایی که بیشتر اخذ کرده بوده است. بنابراین اگر قرار به کنترل تورم است و بگویند که چاره ای به افزایش نرخ بهره هم نیست! باید گفت چه عملکردی سبب شده است که (به قول آنها که میگویند) چاره ای جزء افزایش نرخ بهره نماند؟ میتوان از عدم اصلاح سیاست توزیع خلق پول بانک ها سخن گفت. بانک ها به ازای هر یک واحد پول دریافتی چند برابر واحد پول خلق می کنند. میتوان شرکت های کوچک تولیدی که هزینه های تولیدشان با هزینه های تولیدی شرکت های بزرگ برابری نکرده و بیشتر است را با توزیع بلاعوض این منابع مرتبط کرد. این مساله امکان کاهش قیمت را فراهم میکند از سویی سیاست پولی مرتبط با تولید است که اولین پیامد آن افزایش تولید می باشد.

محدودیت زایی بر خلق پول بانک ها یک سیاست موفقیت آمیز خواهد بود؟ خلق پول چون یک نیاز محسوب میشود عملاً محدودیت بر خلق پول نمیتواند به صورت دائمی وضع شود. قبول نیاز به خلق پول و کمک به اصلاح ماهیت توزیع خلق پول میتوان کارسازتر باشد.

در مورد نرخ بهره نیز، انتظارات تورمی از طریق افزایش نرخ بهره دامن میخورد و نرخ تورم پا به پای افزایش نرخ بهره افزایش می یابد و و ابزار کاهش بیشتر ارزش پول میشود. بنابراین اگر کنترل ترازنامه بانک ها نمیتواند یک سیاست دائمی باشد افزایش نرخ بهره به مراتب نمیتواند یک سیاست دائمی باشد مخصوصاً در یک اقتصادی که قانون بازار به سرعت انتظارات را تعیین می کند.

ایجاد انتظارات تورمی از کاهش نرخ بهره با این توجیه که نقدینگی از بازار پول به بازار مسکن و غیره رود از دو جهت ایراد دارد: اولاً مردم از نقدینگی کافی برخوردار نیستند که امکان این قیمت گذاری ها در حوزه های دیگر داشته باشند علی الخصوص که به هیچ وجه قدرت آنها به قدرت بانک ها در این گونه زمینه ها نمیرسد. دوماً کاهش نرخ بهتره میتواند موید حمایت از تولید باشد که کمک به رشد بورس مبتنی بر بهبود انتظارات مردمی نسبت به تولید کند.

بنابراین میتوان به جای افزایش نرخ بهره از کاهش نرخ بهره به همراه اعمال سیاست گذاری حمایتی از تولید(اصلاح سیاست توزیع خلق پول) صحبت کرد تا هم نرخ تورم پا به پای افزایش نرخ بهره افزایش نیابد و هم نگرانی از جابجایی نقدینگی به گونه ای که قوانین بازار انتظارات تورمی در حوزه های دیگر ایجاد کند شکل نگیرد.