علم اقتصاد را باید به گونه ای بیان کنیم که کسی جزء خودمان متوجه نشود. باید آنچه عوام (کسانی که اقتصاد نخوانده اند) بیان می کنند در علم اقتصاد یک گزاره غیر علمی و کارشناسانه جلوه کند. باید گفته شود راه رهایی تکیه به فلان بخش فلان استراتژی است و روش برای تامین مالی فلان روش و فلان روش است و نرخ ها باید با فلان سیاست گذاری تغییر کند و غیره تا در نهایت هر چه امکان پذیر شد فاصله اظهار نظر اقتصادی از سوی مردم با کسانی که اقتصاد خوانده اند یا بر مسندهای اقتصادی نشسته اند بیشتر شود!
وقتی فاصله بین اقتصاد واقعی و اقتصاد نظری ( که قرار است پیچیده شود) بیشتر شد تا در نهایت مردم نتوانند درستی یا نادرستی آن را مورد قضاوت قرار دهند؛ میتوان این گزاره را بیان کرد: افزایش پایه پولی تورم زا است و سپس به آنهایی که اقتصاد نخوانده اند و می گویند که شما بانک دارید و میتواند از خلق پول برای حمایت از تولید و مالکیت نقدینگی مردم استفاده کنید گفت: شما اقتصاد نخوانده اید و نمی دانید که اقتصاد به این راحتی ها هم نیست!
در ایران نقدینگی در اختیار مردم قرار نگرفت به این علت که از آنها به صورت درست حمایت نشد چرا که وام حمایت نیست وام ها در نهایت در مالکیت های بانک هایی که برای سیاست و حکومت است قرار میگیرد و قدرت نقدینگی آنها را زیاد می کند. وام ها آمار تولید ناخالص را به صورت ظاهری افزایش میدهد ولی نقدینگی ای در اختیار مردم قرار نمیدهد. با تعاریف که از اقتصاد به صورت مندآوردی داشته ایم راه حلال را بر روی مردم بسته ایم. میلتون فریدمن هم به سیاست پولی که به تولید کنندگان داده شود اطلاق تورم ایراد نکرده بود سوای این که باز خدا فریدمن را رحمت کند که منظور او از سیاست پولی، خلق پول بلاعوض بوده است هر چند که اگر جایگاه پیامد سیاست پولی در بازار تولید را نیز به درستی بیان میکرد خود او میتوانست پی به اشتباه تنزل دهی علم اقتصاد در قالب قانون بازار شود. وقتی حمایت های درست در اقتصاد از نظام تولید باشد دیگر نمیتوان دل به قانون بازار داشت تا از طریق قانون بازار قیمت ها افزایش یابد. حمایت درست از تولید کنندگان انتظارات مثبت به آینده ایجاد می کند انتظاراتی که توام با اعتماد به دولت و استمرار سیاست گذاری های حمایتی اوست این مساله سبب میشود که در مثلت قیمت، انتظارات و عوامل تاثیر گذار بر انتظارات، قانون بازر اثر دهی خود بر انتظارات را از دست داده و اثر گذاری حمایت بر انتظارات عامل بر هم خوردن تاثیر قانون بازار بر افزایش قیمت شود.
بگذارید همین طور اقتصاد در چرخش بازار پول بازار سرمایه معرفی شود در شرایطی که همان کسانی که از بازار پول نفع اصلی را می برند از بازار سرمایه نیز نفع اصلی را می برند و این افراد متمایز از هم نیستند. این تمایزدهی ها خواسته همان افراد اصلی ذی نفع از بازارها است. انتظار از یک اقتصاد با ساختار سرمایه داری سیاسی همین است که مرتب تاثیر نرخ بهره بزرگ نشان داده شود و تاثیر بازار سرمایه در افزایش و کاهش قیمت ها بزرگ نشان داده شود و غیره. و همواره اقتصاد در عرضه کالا و نه خود حمایت درست از تولید (حتی حمایت از تولید نیز مورد نکوهش قرار میگیرد! یعنی حاضر هستند با عدم نظارت و یا اجرای نادرست حمایت: مقدم کردن رانت بر حمایت یا تعریف نادرست حمایت: وام به عنوان حمایت تلقی شود یا حمایت تنها در یک مصداق اعطای ارز ۴۲۰۰ تومانی تعریف شود؛ بستر نکوهش از حمایت فراهم شود) تعریف و معرفی شود و از حمایت بلاعوض از این طریق که نطفه آن (خلق پول) با تورم مرتبط شود صحبتی نشود.
تسنیم ۵ آذر ۱۳۹۹″
به گزارش خبرگزاری تسنیم، شورای عالی بورس به تازگی چند تصمیم جدید در خصوص صندوق های سرمایه گذاری با درآمد ثابت اتخاذ کرد. این تصمیم اثرقابل توجهی در افزایش فروش اوراق بدهی دولتی دارد که می تواند بودجه کشور را از خطر استقراض از بانک مرکزی و تورم افسارگسیخته نجات دهد.
نگرانی بورسی ها از افزایش نرخ بهره بانکی به دلیل افت و سقوط قیمت سهام و بازار سرمایه است، وضعیت تاثیر گذاری بورسی ها بر اقتصاد کشور به قدری نگران کننده است که خطر مانع تراشی بورسی ها در برابر کاهش نرخ ارز هم به خوبی قابل پیشبینی است. به هر حال مخالفت های بورسی ها با افزایش نرخ سود بانکی و احتمالا مانع تراشی در برابر کاهش نرخ ارز بازار سرمایه را اینک به یک معضل بزرگ برای اقتصاد ایران تبدیل شده است.
به عبارت دیگر تاثیرگذاران بورس مانع سیاستگذاری صحیح پولی بانک مرکزی شده اند، ضمن اینکه بازار سرمایه با روال کنونی کمکی به اقتصاد کشور نمی کند. متاسفانه اقتصاد و مردم تاوان اشتباهات دولت را می دهند چرا که دولت به هر دلیلی اعم از تامین کسری بودجه خود در رابطه با بازار سرمایه مرتکب اشتباهی شد که حالا حالاها باید تاوان آن را بپردازیم.
تمام تورم کنونی ناشی از سیاستهای غلط دولت در بازار سرمایه است که دولت همچنان بر تداوم سیاست های غلط خود در بازار سرمایه اصرار دارد و نشان می دهد که در انجام آن کوشاست. متاسفانه همه ما تاوان سیاست گذاری های غلط دولت را با تورم می دهیم، تورم هایی که بیشتر و بیشتر می شود و ما باید آن را پرداخت کنیم.
کامنت نیوز:
مساله این است که حمایت صورت نمیگیرد. این عدم حمایت هم از ناحیه دولت و هم از ناحیه حکومت صورت نمی گیرد. به نظر می رسد بنگاه داری هم دولت و هم حکومت آنها را پیروی اهداف اقتصادی خود کرده است. هر نهادی که بانک دارد ؛ در اتهام عدم درست حمایت به مردم و تولید کنندگان قرار دارد. افزایش نرخ بهره که برخی خبرگزاری ها به مخاطبین خود از درستی آن صحبت می کنند کمک به خلق بیشتر پول توسط بانک های همان دولتی ها و حکومتی ها می کند.خلق پولی که خود عامل تورم میتوانست نباشد و علتی که تورم مرتبط با آن شد این بود که به تولید کنندگان واقعی و به صورت درست داده نشد تا خود بانک ها هم نتوانند از قوانین بازار برای افزایش قیمت ها استفاده کنند.
خلق پولی که خود عامل تورم میتوانست نباشد و علتی که تورم مرتبط با آن شد این بود که به تولید کنندگان واقعی و به صورت درست داده نشد تا خود بانک ها هم نتوانند از قوانین بازار برای افزایش قیمت ها استفاده کنند.
متاسفانه علم اقتصاد نیز با عدم جبران نقض مدل فریدمن و جلوگیری از پاسخ درست به سوال چرایی عدم همگرایی درآمد سرانه، بسیاری از کشورها را در درآمد سرانه پایین نگه داشته و قرار داده است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026