قسمت سوم نقد درون ماهیتی نظریه تورم پولی میلتون فریدمن - کامنت نیوز | تحلیل اقتصادی | کامنت نیوز | تحلیل اقتصادی
قسمت سوم نقد درون ماهیتی نظریه تورم پولی میلتون فریدمن
شناسه خبر : 2398 | تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۷ | 1199 بازدید

بخشی از مطالب در فیلم انتقاد درون ماهیتی به نظریه میلتون فریدمن قسمت سوم نیز گفته نشد. به طور مثال وقتی روی سخن از ماهیت سیاست پولی، سیاست پولی بلاعوض باشد؛ هر چند در ظاهر دستمزد ها به واسطه افزایش تقاضا نیروی کار تغییر می کند ولی این افزایش دستمزد که معادل افزایش نقدینگی در جامعه است تاثیری در افزایش قیمت ندارد چرا که هزینه نهایی تولید کننده را افزایش نداده است.

 

تورم پولی شناخته ترین نظریه در اقتصاد کلان است. بر این اساس سیاست پولی در بلند مدت در مورد متغیر های حقیقی خنثی می باشد.  با توجه به کارکرد پول در حمایت از تولید و اقتصاد به نظر می رسد لازم است نسبت به چیستی فرضیات این نظریه، پژوهشی انجام داد تا جایگاه سیاست پولی و پیامد های آن به درستی مشخص شود.

 

مکتبی که پس از نئوکلاسیک ها ظهور کرد مکتب نهادگرایی است. این مکتب بدون این که نظریه تورم پولی میلتون فریدمن را مورد نقد قرار دهد ادبیات خاص خود را وارد ادبیات اقتصادی کرد. هم اکنون نقد نظریه میلیون فریدمن به صورت یک ادبیات جامع و حتی خرد مورد نگارش قرار نگرفته است. به گونه ای که اگر این تصور شود که اقتصاد دانان توسعه، اقتصاد دانان نهاد گرا همگی در یک وفاق کلی نسبت به درستی ادبیات علم اقتصاد کلان بوده اند و هستند تصور اشتباه و گزافی نبوده است.  تفاوت ادبیات  اقتصاد دانان توسعه و اقتصاد دانان نهادگرا و غیره با ادبیات اقتصاد کلان، اضافه کردن یا برجسته کردن برخی واژه ها بدون انتقاد به ادبیات اصلی اقتصاد کلان است. به طور مثال واژه توسعه توسط اقتصاد دانان توسعه پس از شکست نظریه های رشد نئوکلاسیک ها به ادبیات علم اقتصاد اضافه شد(هر چند که در نهایت نئوکلاسیک ها حرف نهایی در نظریه های اقتصاد توسعه زدند).

ضمیمه: در تاریخ یکم فروردین ۱۴۰۰ به نکات خوبی رسیده شد: اگر نظریه تورم پولی در پی این است که با انتقال منحنی عرضه به چپ از  تساوی درآمد نهایی با هزینه نهایی سخن بگوید نباید بر اساس انتقال منحنی عرضه به چپ قضاوت کرده و از کاهش سطح تولید توسط تولیدکنندگان صحبت کند. چرا که تساوی درآمد نهایی با هزینه نهایی، خود عامل این مساله بازگشت تولید به سطح قبل نیست. به نظر ماجرا این بود که پس از ارتباط دهی نادرست سیاست پولی با افزایش تقاضای محصول نهایی، برای این که واژه پایداری معرفی نشود به جای بیان”تصمیم به عدم تکرار افزایش تولید” از “کاهش سطح تولید” از طریق مجوز دهی تفسیر بر اساس یک تعریف قراردادی انتقال منحنی عرضه به چپ، این کار دنبال شد و جایگزینی “کاهش سطح تولید” به جای “تصمیم به عدم تکرار افزایش تولید” انجام شد تا نیاز به معرفی وازه پایداری نباشد. اقتصاد کلان و تئوری مقداری پول در ظاهر از سیاست پولی مرتبط با تولید صحبت کرده اند ولی در واقع با تبدیل کردن آن به سیاست پولی مرتبط با بازار محصول در ماهیت، از سیاست پولی مرتبط با تولید صجبت نکردند. آنها نه از سیاست پولی مرتبط با تولید صحبت کرده اند و نه از بلاعوض بودن و نه از پایداری سیاست پولی.


ثبت دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.