سلام! موضوع این است که امروز ۱۶ می ۲۰۲۱ یا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ است و بر آن شدم فهم بروز از موضوع انتقاد به دیوید رومر را پس از تکرار یک پاراگراف قبل ، مجدد برای شما بنویسم: پاراگراف از قبل: در اقتصاد نیروی مخالف قانون بازار در این ماهیت که قیمت تحت تاثیر عرضه […]
سلام! موضوع این است که امروز ۱۶ می ۲۰۲۱ یا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ است و بر آن شدم فهم بروز از موضوع انتقاد به دیوید رومر را پس از تکرار یک پاراگراف قبل ، مجدد برای شما بنویسم:
پاراگراف از قبل: در اقتصاد نیروی مخالف قانون بازار در این ماهیت که قیمت تحت تاثیر عرضه و تقاضا نباشد؛ میتوان ایجاد کرد. شاهد وجود این نیرو، عدم تورم در عین بیشتر بودن رشد نقدینگی از رشد تولید در برخی کشورهای توسعه یافته است. تاکنون همت علم اقتصاد در تعریف روابط متغیر های اقتصادی بر اساس عرضه و تقاضا در بازارهای مختلف بوده است و نیروی مخالف قانون بازار در تمام بازارها را بیان نکرده است.
فهم جدید در انتقاد به دیوید رومر( ۱۶ می ۲۰۲۱ یا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰): حالا بیش از این شما را معطل نمیگذارم: نیروی مخالف قانون بازار حمایت است. سیاست پولی همان حمایت است چون حمایت واقعی، حمایت مالی است. حالا دیوید رومر می گوید که سیاست پولی تورم زا است چون پایداری در سیاست پولی وجود دارد و نه در متغیرهای علی دیگر! غلط اندر غلط ها این جاهاست. سیاست پولی باید به دو قسمت تقسیم میشد البته قبلتر ضرورت اصلاح تفسیر سیاست پولی وجود دارد. سیاست پولی تقاضای محصول نهایی را افزایش نمیدهد ولی اقتصاد کلان افزایش قیمت را پیش قدم برای افزایش تولید قرار داده است(افزایش قیمتی که به قول خود معلول افزایش تقاضای محصول نهایی بود). بنابراین اول این که اقتصاد کلان باید سیاست پولی را درست تفسیر می کند. در تقسیم بندی سیاست پولی به سیاست پولی بلاعوض و غیر بلاعوض باید اشاره کرد و سپس گفت: سیاست پولی غیر بلاعوض در نهایت تورم مبتنی بر افزایش هزینه نهایی که ایجاد کرده بود را دیگر استمرار نمی دهد(اگر سیاست پولی غیر بلاعوض پایدار باشد) چرا که تمایل تولیدکنندگان و کسب و کار ها به دریافت وام برای افزایش تولید کاهش می یابد (بر اساس تجربه ای که نیاز به کاهش سطح تولید پس از پذیرش وام مشاهده می کنند) این مساله یعنی سطح قیمت ها به سطح قبل از اجرای سیاست پولی غیر بلاعوض بازمی گردد. با این حال حتی اگر وام همچنان مورد پذیرش کسب و کار ها بود استمرار سیاست پولی غیر بلاعوض، سطح قیمت های قبلی را حفظ و استمرار می بخشد و این گونه نیست که تورم جدید سالانه ایجاد کند. بنابراین سیاست پولی غیر بلاعوض، تورم را نمی تواند دنبال کند. پیامد سیاست پولی بلاعوض که مشخص است(کاهش سطح قیمت ها). افزایش تقاضا برای نهاده های تولید منجر به افزایش قیمت نهاده های تولید نمی شود چرا که تولید کننده خریدار مواد اولیه و کالاهای نهاده ای ، معادل افزایش قیمت کالاها و مواد اولیه حمایت مالی بلاعوض دریافت کرده و قیمت های جدید مواد اولیه جزء هزینه نهایی تولید کننده منظور نمی گردد. حال دیوید رومر از واژه پایداری برای اثبات ارتباط تورم با سیاست پولی صحبت کرده است. باید به دیوید رومر گفت که اقتصاد کلان اشتباه کرده است که تقاضای محصول نهایی را جای تقاضای مواد اولیه گذارده و سیاست پولی را بر آن اساس تفسیر کرده است. اگر اقتصاد کلان این اشتباه را نمیکرد اشتباهات دیگر در مرتبط کردن تورم با پایداری نیز ایجاد نمی شد. اگر بخواهیم حق مطلب انتقاد به دیوید رومر و اقتصاد کلان در بکاربردن واژه پایداری بهتر بیان کنیم می توانیم بگوییم: واژه پایداری انجا که واژه بلاعوض نیز باید تعریف می شد تا پیامد سیاست پولی به درستی بیان شود؛ ذکر نشد و در فرایند تفسیر نادرست(پایداری، در نهایت حفظ سطح قیمت های ایجاد شده را دنبال میکند و نه ایجاد تورم سالانه) در دل و ادامه تفسیر نادرست سیاست پولی، مورد استفاده اقتصاددانان اقتصاد کلان قرار داده شد(تفسیر نادرست از سیاست پولی برای آن بود که سیاست پولی به تورم مرتبط شود).
۲۰۲۱۰هفتم ماه January یا ۱۸ دی ۱۳۹۹ :
در اقتصاد نیروی مخالف قانون بازار در این ماهیت که قیمت تحت تاثیر عرضه و تقاضا نباشد؛ میتوان ایجاد کرد. شاهد وجود این نیرو، عدم تورم در عین بیشتر بودن رشد نقدینگی از رشد تولید در برخی کشورهای توسعه یافته است. تاکنون همت علم اقتصاد در تعریف روابط متغیر های اقتصادی بر اساس عرضه و تقاضا در بازارهای مختلف بوده است و نیروی مخالف قانون بازار در تمام بازارها را بیان نکرده است.
دیوید رومر بر اساس یک رابطه ریاضی مبتنی بر قانون بازار، عوامل نرخ بهره کاهش تولید و نقدینگی را موثر در تورم خوانده است که از بین این عوامل، نقدینگی را حائز اهمیت بیان کرده است. نمیتوان در قالب چارچوب تحلیلی دیوید رومر به وی ایراد وارد کرد ولی در نگاه از بالا انتقاد به دیوید رومر موضوعیت می یابد.
اگر حمایت از اقتصاد انجام گیرد و این حمایت درست و به صورت پایدار تعریف شود، قوانین بازار میتواند موضوعیت نیابد یعنی جایگزین قوانین بازار، متغیری به نام حمایت در ماهیت درست و پایدار، دیگر متغیرهای اسمی و غیر اسمی اقتصاد را معلول خود کند.
ضمیمه:
منظور از حمایت چیست؟
فردی خرده پا مشغول فعالیت تولیدی است. دولت یا حکومت حتی بدون تقبل هزینه چاپ پول، میتواند به صورت دیجیتالی حساب وی را معادل هزینه نهایی به علاوه درصدی از هزینه نهایی، به صورت بلاعوض و پایدار شارژ کند و این گونه از آن تولید کننده حمایت کرده و تمام پاداش وی را موکول به آینده برای تولید محصول و رساندن به بازار و موفقیت در فروش واگذار نکند. و یا اگر فردی درخواست حمایت برای در اختیار داشتن امکانات گسترده برای تولید فلان محصول یا محصولات را دارد، دولت یا حکومت را در جایگاه بررسی او برای این که آیا وی توان انجام چنین کاری را دارد دیده و در صورت تایید صلاحیت خود، انتظار دریافت حمایت بلاعوض و پایدار با توجه به هزینه نهایی و درصدی از هزینه نهایی به عنوان پاداش و سود انجام کار ببرد. اگر حمایت از تولید دستاویزی برای نقش علی در تورم شد احتمال میرود یا دولت، حکومت به صورت مستقیم در اقتصاد حضور داشته باشند و یا منافع شرکت های بزرگ و صاحبان اصلی بازار پول در حال دنبال شدن باشد و مسائلی مانند مقدم شدن رانت بر حمایت و تورم به نادرست اجرا شدن حمایت یا اصل حمایت نسبت داده شود؛ در حالی که شاید وام را از ابتدا نتوان با اطلاق واژه حمایت همراه کرد.
اقتصاد سیاسی حمایت:
قاعدتاً اگر رانت مقدم بر حمایت باشد و در بعد نظارت، رضایت کافی از دولت یا حکومت برای کنترل آن بدست نیاید احتمالاً عدم نظارت های اولویت دار، اختیاری باشد و پارامتر های دیگر مانند نادرست بودن ماهیت حمایت نیز به صورت اختیاری دنبال شده باشد و برقرار بودن قانون بازار برای حفظ ارتباط قیمت با قانون بازار به صورت عملی مورد استقبال باشد.
نکته: جایگاه انتقاد از دیوید رومر در انتقاد به علم اقتصاد:
دیوید رومر از خنثی بودن پول صحبت نکرده است و آنچه از نزدیکی معلول بودن سیاست پولی در علت برای تورم (نه در ماهیت خنثایی پول) سخن گفته است، به مثابه فرایندی است که اقتصاد کلان در ترسیم منحنی عرضه بر اساس قانون بازار در نظر گرفته است این که اولین پیامد افزایش نقدینگی افزایش قیمت می باشد(دو انتقاد: ۱-اقتصاد می تواند قانون بازار نباشد و ۲- دیوید رومر اولین پیامد سیاست پولی را مانند اولین پیامد افزایش نقدینگی در نظر گرفته است که این نشان از ایراد اقتصاد کلان در جایگزین کردن نادرست تقاضای نهایی به جای تقاضای مواد اولیه دارد).
( در مورد نقد نظریه تورم پولی یا همان تئوری خنثایی پول قبلا گزارش های در قالب فیلم: قسمت سوم نقد درون ماهیتی نظریه تورم پولی میلتون فریدمن ، مقدمه ای بر نقد برون ماهیتی نظریه تورم پولی میلتون فریدمن و متن: انتقاد درون ماهیتی به نظریه میلتون فریدمن، هدف ما هم کاهش تورم است گزارش دوم از نقد میلیون فریدمن..، میلتون فریدمن در مورد چه سیاست پولی صحبت کرده بود؟ گزارش سوم از نقد نظریه میلتون فریدمن، آورده شد).
گزارش های مرتبط:
فقدان یا عدم بیان نظریه های جدید برای بیان روابط جدید متغیر های اقتصادی
حلقه مفقوده علم اقتصاد: معرفی نکردن نیروی دافعه علیه قانون بازار
Wednesday, 28 January , 2026