چرا بحران ۱۹۳۰ یکبار در کشورهای توسعه یافته اتفاق افتاد؟ گفته اند بحران ۱۹۳۰ به دو متغیر کاهش دستمزد و تولید انبوده مرتبط بوده است. در شرایطی که تکنولوژی در ماهیت بازده به مقیاس فزاینده (تولید صعودی) تعریف شده است و هم چنان ساختار اقتصادی مانند ایالات متحده از مستولی بودن شرکت های بزرگ حکایت دارد که میتواند تداعی دهنده باقی ماندن دستمزد های پایین باشد.
گفته اند بحران ۱۹۳۰ به دو متغیر کاهش دستمزد و تولید انبوده مرتبط بوده است. و اگر تکنولوژی به معنای بازده به مقیاس فزاینده قابل تعریف باشد و از سویی دستمزد ها چندان به سطوح بالا تغییر نکرده باشد چرا نباید بحران ۱۹۳۰ تکرار نشود؟
بر اساس داده ها، ماهیت تکنولوژی به معنای بازده به مقیاس فزاینده نمی باشد:
این مساله پاسخ به عدم پس عدم همگرایی درآمد سرانه را بی پاسخ می گذارد.
آیا با بیان اینکه تکنولوژی در ماهیت بازده به مقیاس فزاینده تعریف نمیشود؛ میتوان پاسخ به چرایی عدم تکرار ۱۹۳۰ را مرتبط به آن کرد؟
شاید یک پاسخ؛ هم برای این که چرا ۱۹۳۰ تکرار نشده است و هم علت عدم همگرایی درآمد سرانه چیست؛ وجود داشته باشد.
از ۱۹۵۰ نقش حمایت در تولید ناخالص داخلی نقش اصلی در شکل دهی تولید ناخالی داخلی شد به گونه ای که با معرفی درست حمایت بتوان الگویی جایگزین با قوانین بازار برای تعریف علم اقتصاد ارائه نمود.
https://uupload.ir/files/9c3o_520d.png
این مساله سبب شد عملا دیگر مساله ای به نام تقاضا نیز در کشورهای توسعه یافته شکل نگیرد و حال باید این سوال پرسیده شود که چرا مازاد تقاضا در کشورهای توسعه یافته منجر به تورم نشده است.
دقت شود سوای حمایت مساله ماهیت حمایت نیز مهم است. به طور مثال وام آمار مربوط به تولید را افزایش میدهد ولی درآمد سرانه افزایش پیدا نمی کند و حتی ممکن است کاهش نیز پیدا کند(اگر بانک ها پس از دریافت منابعع، به صورت مستقیم بنگاه داری کنند). در حالیکه حمایت بلاعوض و پایدار علاوه بر ارتقاء درآمد سرانه و حفظ آن، آمار مربوط به تولید ناخالص را نیز افزایش میدهد. شاید عده ای بپرسند مگر درآمد سرانه همان تولید ناخالص و یا بالعکس نیست؟ مساله همین جاست اگر ماهیت حمایت درست و پایدار باشد این دو یکی خواهند بود در غیر این صورت نقدینگی از آنجا که باید به بانک ها برگشت داده شود به صورت موقت درآمد سرانه با آمار تولید همراهی می کند . در ابتدا، درآمد سرانه ادامه همراهی خود با تولید(و آمار اعلام شده از تولید ناخالص داخلی) را از دست میدهد و در نهایت، تولید ناخالص داخلی از این عدم همراهی، متضرر میشود. در این کشورها ممکن است تورم های بالایی نیز وجود داشته باشد که نشان از وجود صاحبان منافع (صاحبان اصلی بانک ها) برای حفظ این ساختار است.
برخی گزارش مرتبط:
اقتصاد در ایران
فقدان یا عدم بیان نظریه های جدید برای بیان روابط جدید متغیر های اقتصادی
Wednesday, 28 January , 2026