اگر بانک و بانک مرکزی ماهیت عرضه خلق اعتبار و خلق پول خود را تغییر ندهند...

معمولا علم اقتصاد توجه اندکی به مساله ماهیت تخصیص پول به تولید کنندگان در ادبیات مورد نگارش خود داشته است و توجه بیشتر خود را معطوف به اصل خلق پول یا عدم خلق پول داشته است. حال آنکه دینی به نام اسلام، در مورد اینکه خلق پول صورت بگیرد یا نگیرد یا مسائل دیگر در اقتصاد صحبت نداشته یا اندک صحبتی داشته است و به طور کلی به بیان حرام بودن ربا و مشارکت در سرمایه را برای تکمله بحث معرفی ماهیت ربا، به عنوان صحبت های خود در زمینه اقتصاد بسنده کرده است(چرا؟).

ربا چیست؟

اگر یک تولید کننده ناچار است در ازای سرمایه مادی که دریافت کرده است، به صورت ماهانه پرداختی داشته باشد او به احتمال زیاد در حال پرداخت ربا به صاحب آن سرمایه بوده است. تفاوت سود مشارکت با بهره پول در این است که سود مشارکت جزء هزینه نهایی تولید کننده منظور نمیشود و پس از یک سال بخشی از سود را شامل می شود در حالی که بهره پول در جایگاه هزینه نهایی یک تولید کننده مینشیند و او مجبور است بهره پول را در قیمت تمام شده محصول خود لحاظ کند.

چرا ربا حرام است؟

اگر مکانیزم بهره پول این باشد که از یک واحد پول موجود، صاحب آن یک واحد درخواست بهره پول داشته باشد؛ در حقیقت دریافت کننده پول به استخدام صاحب پول درآمده است.

مکانیزم بهره پول امروزه تغییر نیز کرده است. بهره پول از محل خلق پول از سوی نهادی به نام بانک، درخواست میشود(خلق اعتبار منجر به تغییر ترکیب نقدینگی جامعه و افزایش نقدینگی بانکها میشود). این مساله منجر به آن میشود که دریافت کنندگان تسهیلات موظف به جمع کردن نقدینگی از مردم برای در اختیار دادن به بانک ها شوند که پیامد های دردناک تری از به استخدام درآمدن از سوی بانک ها را در پی دارد که کاهش اسکناس در نزد مردم یکی از آنها است.   

سخن پایانی:

اگر عرضه خلق پول از ناحیه پایه پولی به صورت ربا نباشد، میتواند در شرایطی به ابزار جایگزین قانون بازار تبدیل شود. بنابراین بین بهره پول و خلق پول بانک مرکزی، اهمیت بیشتر را میتوان به مضرات ماهیت نادرست عرضه خلق پول داد. نظام بانکی نیز میتواند به ازای درخواست بهره پولی ماهانه، مشارکت در سود سالانه را دنبال کند این امر سبب میشود که خلق اعتبار توسط نظام بانکی منجر به افزایش نقدینگی جامعه، جلوگیری از تورم نرخ بهره و تعمیق قانون بازار نیز بشود.