در صورتی که تولید کنندگان نیاز به دریافت وام از بانک نداشته باشند، بانک ها در شرایطی که میتوانند در ازای سپرده گذاری که دریافت می کنند خلق اعتبار کنند؛ متقاضی برای اختصاص وام نمی یابند. سوای این که این مساله سبب میشود بانک ها نتوانند به میزان خلق اعتبار نقدینگی خود را افزایش دهند، […]

در صورتی که تولید کنندگان نیاز به دریافت وام از بانک نداشته باشند، بانک ها در شرایطی که میتوانند در ازای سپرده گذاری که دریافت می کنند خلق اعتبار کنند؛ متقاضی برای اختصاص وام نمی یابند. سوای این که این مساله سبب میشود بانک ها نتوانند به میزان خلق اعتبار نقدینگی خود را افزایش دهند، یک اتفاق دیگر نیز میتواند رخ دهد.

بانک ها در چه شرایطی ناتوان در تعریف و خلق وام میتوانند قرار گیرند آنهم در شرایطی که اقتصاد در شرایط اطمینانی، رکود یا تورم نباشد؟

اگر خلق پول بانک مرکزی به صورت بلاعوض (که امکان تخصیص بلاعوض آن وجود دارد) در اختیار تولید کنندگان قرار بگیرد و در شرایطی که تولید کنندگان از وظایف خود کوتاهی نکرده و در صورت نیاز مجدد امکان پایداری این حمایت مالی در این ماهیت را ببینند؛ در چنین صورت در شرایطی که نقدینگی مردم افزایش پیدا کرده است، خلق پول بانک ها بسیار ناچیز خواهد شد چرا که دیگر دریافت کننده وامی نیست. سوای این که تولید کنندگان به سیاست های دولت ها با اعتماد بیشتر می نگرند که این سبب جایگزین شدن حمایت به جای قوانین بازار در تعیین قیمت میشود.

حال اقتصاد متعارف به شدت سیاست پولی در مصداق خلق پول را سیاست ترسناک معرفی کرده است. در حالی که اگر این سیاست در ماهیت درست اجرا نشود، هیچ ابزار قدرتی نیست که بتواند علیه بانک ها قد علم کند؛ در شرایطی که بانک ها ممکن است با افزایش نقدینگی معادل و بیشتر از معادل خلق اعتباری که انجام داده اند؛ تعمیق قوانین بازار را دنبال کنند و تورم یکی از مزیت های افزایش سودشان قرار بگیرد.

یادآوری:

انتقاد برون ماهیتی به اقتصاد متعارف آن است که جایگاه پیامد سیاست پولی حمایتی درست را به خوبی بیان نکرده است. چرا که با جایگزین شدن حمایت به جای قانون بازار، مازاد نقدینگی نیز میتوانست تحت قوانین قانون بازار در نیاید. انتفاد درون ماهیتی به اقتصاد نیز در دو تقسیم بندی اقتصاد کلان و نظریه تورم پولی ذکر شده است. انتقاد دیگر به اقتصاد متعارف آن است که ترسناک عدم اجرای سیاست پولی و افزایش قدرت نظام بانکی و تعمیق قانون بازار و تورم است در حالی اقتصاد متعارف مطلبی برعکس را به عنوان مساله ترسناک معرفی کرد.

ضمیمه:

این نگرانی بیان میشود که سطح نقدینگی یا نرخ رشد نقدینگی از سطح تولید و نرخ رشد تولید بیشتر است. این بیشتر بودن ها در کشورهای توسعه یافته نیز دیده میشود پس چرا باید نگران بود؟ شاید بگویند در آن کشورها نقدینگی به تولید هدایت میشود برای همین نگران کننده نیست؟ پاسخ آن است که اگر نقدینگی به تولید هدایت میشود پس چرا نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد تولید بیشتر میشود؟ بیاییم تفسیر هدایت نقدینگی به تولید را بهتر بررسی کنیم. وقتی حمایت مادی برای کارآفرینی (تحقیق و توسعه تجربی به نوعی) تعریف میشود، نتایج آن بعدها آشکار میشود و بنابراین جنبه خدمات یا تولید ملموس هر چه باشد بعدها آشکار میشود این مساله است که سبب میشود نرخ رشد نقدینگی بیشتر از نرخ رشد تولید ملموس و خدمات شود. بنابراین بالا بودن نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد تولید نگران کننده نیست. نگران کننده آن است که سیستم حمایتی درست و پایدار برای کارآفرینی تعریف نشود. وقتی سیستم حمایتی درست و پایدار برای کارآفرینی تعریف نشود، عملا کسب و کار و کارآفرینی یا با شکست مواجه میشود یا هدف گذاری های بالقوه خود را پیدا نمی کند. ضمن اینکه وقتی بانک مرکزی از جایگاه حمایت مالی درست و پایدار خود کوتاهی کند، زمینه برای بانک ها باز می شود که با مجبور شدن تولید کنندگان به دریافت وام از آنها، نرخ بهره را جزء هزینه های جاری تولید کنندگان قرار داده و عملاً توجیه افزایش قیمت ای که با قوانین بازار و تعمیق آن دنبال شده است یا دنبال کرده اند به افزایش هزینه های تولید نسبت داده شود.

شرکت های دانش بنیان می توانند به کمک بخش های خصوصی بیایند. بخش های خصوصی به علت افزایش متعدد کانال های افزایش هزینه های جاری، مجبور به قیمت گذاری بالا هستند. اگر کارآفرینان دانش بنیان کاری کنند که هزینه های این تولید کنندگان مصون از ساختار نادرست حمایتی و سیاست گذاری شود؛ عملا طرف تقاضا برای این تولید کنندگان نیز رونق پیدا می کند.

نکته۱: اگر در ساختار باشیم که کسب و کارها، ناچار در تامین مالی به صورت وام باشند، با سیاست پولی غیر بلاعوض مرتبط با تولید، می تواند به مثابه توجیه افزایش قیمت ها در قالب افزایش هزینه های تولید نیز عمل شود.

نکته ۲: تعریف سیاست پولی به صورت بلاعوض و پایدار برای کارآفرینان (تحقیق و توسعه تجربی)، می تواند به رونق کسب و کار ها در حرکت به سمت کارآفرینی، رونق خود اشتغالی ها در حرکت به سمت کارآفرینی، جایگزین شدن حمایت به جای قانون بازار، ارتقاء درآمد سرانه و کاهش تورم و ثبات کاهش تورم کمک کند.

نکته ۳: علم نظری اقتصاد تفسیر سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را جایگزین تفسیر سیاست پولی مرتبط با تولید قرار داد سوای انکه واژه بلاعوض را در حمایت مادی از تولید تعریف نکرد و از واژه پایداری نیز در جایگاه درست استفاده نکرد و به نادرستی هم پایداری سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را با تورم سالانه مرتبط کرد در حالیکه فزاینده بودن سیاست پولی مرتبط با بازار محصول می تواند مرتبط با تورم سالانه عمل کند (که اگر حمایت مادی درست و پایدار تعریف شده بود؛ همین پیامد برای سیاست پولی مرتبط با بازار محصول هم نبود).

نکته ۴: سیاست پولی زمانی میتواند بلاعوض باشد که چاپ پول مصداق آن شود. چاپ پول می تواند در کانال حمایت مادی درست و پایدار از کارآفرینی، انگیزه های رونق کسب و کار ها و حرکت به سمت کارآفرینی آنها را ایجاد کند در عین انکه حمایت جایگزین قانون بازار شود و درآمد سرانه ارتقاء یابد.

علم نظری اقتصاد، تفسیر سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را جایگزین تفسیر سیاست پولی مرتبط با تولید قرار داد سوای انکه واژه بلاعوض را، در حمایت مادی از تولید تعریف نکرد و از واژه پایداری نیز در جایگاه درست استفاده نکرد و به نادرستی هم پایداری سیاست پولی مرتبط با بازار محصول را با تورم سالانه مرتبط کرد در حالیکه فزاینده بودن سیاست پولی مرتبط با بازار محصول می تواند مرتبط با تورم سالانه عمل کند (که اگر حمایت مادی درست و پایدار تعریف شده بود؛ همین پیامد برای سیاست پولی مرتبط با بازار محصول هم نبود).