یافته های تجربی نشان میدهد که قوانین بازار میتواند در یک اقتصاد ظهور و بروز نکند. معمولا مصادیق این گزاره را در کشورهای توسعه یافته میتوان یافت آنجاکه علاوه بر پیش بودن سطح نقدینگی از سطح تولید، پیش بودن نرخ رشد سالانه نقدینگی از نرخ رشد سالانه تولید نیز نتوانسته مدل سری زمانی تورم سالانه پایین و […]

یافته های تجربی نشان میدهد که قوانین بازار میتواند در یک اقتصاد ظهور و بروز نکند. معمولا مصادیق این گزاره را در کشورهای توسعه یافته میتوان یافت آنجاکه علاوه بر پیش بودن سطح نقدینگی از سطح تولید، پیش بودن نرخ رشد سالانه نقدینگی از نرخ رشد سالانه تولید نیز نتوانسته مدل سری زمانی تورم سالانه پایین و ثابت این کشورها را خدشه دار کند(منبع خبر: رشد سالانه نقدینگی آمریکا، رشد سالانه تولید آمریکا، رشد سالانه تورم آمریکا).

بنابراین میتوان صورت مساله برخورد با مفهوم بازار در یک اقتصاد را این گونه بیان کرد:

این گفته که به صورت کلی قانون بازار زیر سوال رود گفته درستی نمی باشد ولی این گفته که قانون بازار، می تواند عینیت پیدا نکند، گفته صحیحی است. در واقع می توان اقتصاد حمایتی و اقتصاد بازار را در دو کفه دید. شناخت و اجرای ماهیت اقتصاد حمایتی سبب می شود پیامد افزایش تقاضا افزایش قیمت نباشد ولو آنکه افزایش تولید ملموس نیز رخ نداده باشد این پدیده در چارچوب عرضه و تقاضا قابل رسم نیست و این یعنی قانون بازار می تواند به عینیت نرسد. در واقع می توان گفت این به عینیت رسیدن یا رساندن قانون بازار در بازار محصول است که جای سوال است. چرا اقتصاد حمایتی در ابعاد ماهیتی و جایگاه خود اجرا نشده است که مدل جایگزین چارچوب عرضه و تقاضا حداقل در بازار محصول حاکم شده است؟